پیشنهادهای صالح (١,٠٠٠)
مطلقا هیچی. مثال : i get the power of the keystone an the chars, and you get squat
بچه گوسفندها ، بره ها
اغلب به صورت طنز استفاده می شود و به این معنی است - > هر کس چیزی را تصادفی پیدا کند حق دارد آن را نگه دارد.
وقت گذروندن با کسی ( به عنوان دوست یا همراه ) با کسی بودن همراه کسی بودن هم دست بودن
1 - خسته کننده 2 - آزار دهنده ( به دلیل تکرار زیاد و یکنواختی )
ماندن در جایی برای یک مدتی
شنل پوش ها
پرتاب شدن
دارم روش ( روی آن ) کار میکنم.
یک کپسول یا قایق به گنجایش یک نفر که در مواقع اضطراری برای فرار از کشتی یا سفینه فضایی استفاده می شود.
چهره یا منظره ناخوشایند، رقت انگیز
آروم باش، دست نگه دار
یه معنی کمتر دیده شده هم داره : تسلط ( مهارت ) داشتن در استفاده از چیزی - > مثال : i've got this down. من در استفاده از این وسیله تسلط ( مهارت ) د ...
به شدت با حرفی که به ما گفتی موافقیم.
گم شدن
تکان خوردن
برای بیان "صدای یک انفجار شدید"
نابودسازی خود، خودنابودساز، نابودسازی خودکار خود
در کاری به اندازه کسی که فوق العاده خوب است، خوب بودن.
تعیین کردن، مشخص کردنِ ( محدوده چیزی )
خزیدن ( در اصطلاح : فرار کردن )
بیرون کردن، اخراج کردن
پوشش دادن
سرزمین موج های آبی
مقایسه متقابل یا رو در رو ( چهره به چهره )
به سبک یا روش خود/خاص
اندازه/سایز بزرگ، بزرگ مقیاس
بی سر و صدا کاری انجام دادن
کار من تمومه
شوخی کردن
مردن، به کشتن دادن
حرف های خرافاتی ها
اعمال/کارهای بچگانه
کلاه گذاشتن سر کسی، حقه بازی کردن
تخریب شدن، خالی از سکنه شدن
خرخون، کسی همه اش سرش تو درس و مشقه
پیله ها، تخم ها
مواظب خودتون باشید
وحشتناک تر، عجیب تر
شوخ طبع، کسی که شخصیت شوخ طبعی داره
تور انداختن برای شکار/ماهیگیری
بردن به جایی برای مشاهده یک رویداد/چیزی
روایت
بیخیال شدن، در اصطلاح خودمونی "بکش بیرون".
میتواند مخفف موارد زیر باشد : Law Judge - > قاضی/مجری قانون. Law Journal - >مجله/روزنامه حقوقی. Lord Justice - > رئیس دادگستری، قاضی دادگاه استینا ...
کودن ها، اسکل ها
دهن کسی رو سرویس کردن، کسی رو شکست دادن
سرعت بخشیدن، تسریع کردن
ولگردها، دزدها
دیواری در خانه یا محل کار شما است که بر روی آن تمامی لوح های تقدیر، گواهینامه ها، جوایز، افتخارات و تصاویر خود را که در حال دست دادن با اشخاص مهم هست ...