پیشنهادهای صالح (٦١٥)
٦٢٩
١ سال پیش
٠
تسلیم شدن
١ سال پیش
١
مزاحم بودن
١ سال پیش
١
قفسه سینه
١ سال پیش
٠
غیر قابل کنترل، کنترل نشده
١ سال پیش
٠
قطع کردن
١ سال پیش
٠
غرق کردن
١ سال پیش
٢
سوزن سرنگ پزشکی
١ سال پیش
٠
آزاد کردن
١ سال پیش
١
مرز
١ سال پیش
٠
حُقه، کلک
١ سال پیش
٠
غیر حرفه ای ، غیر محتمل
١ سال پیش
١
سفینه
١ سال پیش
١
فحش دادن، فحاشی کردن
١ سال پیش
٠
مزخرف، لعنتی مثال : rutting playground - > زمین بازی مزخرف rutting test - > آزمایش لعنتی
١ سال پیش
٠
شامل شدن، شامل بودن