اسم
🔸 معادل فارسی:
تخریب : نقد تند و کوبنده : کوبیدن : خرابکاری : غارت : به هم ریختن : له کردن ( در بافت ورزشی ) : بدگویی و تخریب شخصیت
🔸 مثال ها:
• The trashing of his reputation was brutal.
... [مشاهده متن کامل]
تخریب اعتبار او بی رحمانه بود.
• The trashing of the hotel room caused thousands in damage.
به هم ریختن آن اتاق هتل هزاران دلار خسارت به بار آورد.
• The team's trashing by their rivals shocked fans.
له شدن آن تیم به دست رقبا، هواداران را شوکه کرد.
• Media trashing of the candidate was relentless.
تخریب رسانه ای آن نامزد بی امان بود.
🔸 معادل فارسی:
تخریب : نقد تند و کوبنده : کوبیدن : خرابکاری : غارت : به هم ریختن : له کردن ( در بافت ورزشی ) : بدگویی و تخریب شخصیت
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
تخریب اعتبار او بی رحمانه بود.
به هم ریختن آن اتاق هتل هزاران دلار خسارت به بار آورد.
له شدن آن تیم به دست رقبا، هواداران را شوکه کرد.
تخریب رسانه ای آن نامزد بی امان بود.
خراب کردن، آسیب زدن به جایی