برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مصطفیMostafa110ali@gmail.com

مترجم
Mostafa110ali@gmail.com

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 خود انزوایی ١٤٠٠/٠١/٢٥
|

2 به حال خود گذاشتن ١٤٠٠/٠١/١٣
|

3 معمولی، حد وسط،
نه چندان جالب
معمولا برای وضعیتی به کار برده میشه که تا حدودی بخش منفی بر بخش مثبت غلبه داره اما نه خیلی زیاد
١٤٠٠/٠١/٠٨
|

4 کانون توجه
مرکز توجه
١٤٠٠/٠١/٠٧
|

5 از نظر حس لامسه ١٣٩٩/١٢/١٤
|

6 برون سپاری ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

7 فراگیر ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

8 در روانشناسی به معنی "دوره"
depressive episodes: =دوره های افسردگی
١٣٩٩/١٠/٢١
|

9 هدفگذاری شده ١٣٩٩/١٠/١٨
|

10 مکانیسم ماشه ١٣٩٩/١٠/١٠
|

11 سازوکار و کانال ویژه مالی با اهداف خاص ١٣٩٩/١٠/١٠
|

12 به هر صورت
تحت هر شرایطی
١٣٩٩/١٠/٠٨
|

13 پرداخت کردن در ازای
...paid for applying
پرداخت کردن در ازای اجرای ...
١٣٩٩/١٠/٠٨
|

14 دوباره کاری ١٣٩٩/١٠/٠٧
|

15 ترازنامه ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

16 همراستا، همسو ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

17 تنوع بخشی ١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

18 که از این بین می توان به ........ اشاره کرد.
١٣٩٩/٠٩/١٠
|

19 بطور مستمر، مدام، بطور پیوسته ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

20 مسدود ١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

21 معنای دقیق این واژه "منع آمد و شد" است و معادل انگلیسی قرنطینه همان "quarantine" است، اما به دلیل انتخاب منظور اصلی و ساده گزینی در ترجمه همان قرنطین ... ١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

22 چند وجهی ١٣٩٩/٠٩/٠١
|

23 (به ذهن) متبادر کردن ١٣٩٩/٠٨/٣٠
|

24 هم افزایی ١٣٩٩/٠٨/٢٤
|

25 کربن زدایی ١٣٩٩/٠٨/١٨
|

26 تقلیل یافته ١٣٩٩/٠٨/١٧
|

27 مهار شدن (پایین نگه داشتن تا یک حد معین) ١٣٩٩/٠٨/١٣
|

28 اصطلاحا : جواب دادن
نتیجه مطلوب دادن
١٣٩٩/٠٨/١٢
|

29 از پیش طراحی شده
از قبل برنامه ریزی شده
١٣٩٩/٠٨/١١
|

30 خوب یا بد
خوشبختانه با متاسفانه
چه خوب باشد و چه بد
١٣٩٩/٠٨/١١
|

31 سرپرست زندان
(زندانبان)
١٣٩٩/٠٧/٢٦
|

32 پیشگامانه
طلایه دارانه
١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

33 انجام دادن ١٣٩٩/٠٧/٢٤
|

34 بهتر عمل کردن ١٣٩٩/٠٦/١٨
|

35 رزم رنجوری ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

36 bout of depression
دوره ای از افسردگی
١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

37 بی فرزندی ١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

38 ایرنئوس ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

39 به موجب، بر اساس، با استناد به، به دلیل ١٣٩٩/٠٤/١٨
|

40 علی الظاهر
به ظاهر
در ظاهر
١٣٩٩/٠٤/١٧
|

41 نظریه پردازی ١٣٩٩/٠٤/١١
|

42 به گونه ای که ١٣٩٩/٠٤/٠٧
|

43 بازجذب ١٣٩٩/٠٤/٠٥
|

44 پذیرنده ١٣٩٩/٠٤/٠٣
|

45 ارائه دادن، به تصویر کشیدن ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

46 موجود، کنونی، فعلی ١٣٩٩/٠٢/١٨
|

47 در همین زمان و مکان ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

48 ضمنا
در عین حال
١٣٩٩/٠٢/١٥
|

49 حاکی بودن، حکایت داشتن ١٣٩٩/٠٢/١١
|

50 گوناگون ١٣٩٩/٠٢/١٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 promise
• She made the boy a promise that she would always keep his secret.
• او به پسر قول داد. که همیشه راز اورا حفظ خواهد کرد
١٣٩٨/٠٩/٣٠
|

2 bill
• a ten-dollar bill
• یه اسکناس ده دلاری
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

3 conscious
• The fighter was no longer conscious when the referee began counting.
• وقتی داور شروع به شمردن کرد ، مبارز دیگر اصلا هشیار نبود .
١٣٩٧/١٠/١٢
|

4 go
• The milk has gone sour.
• شیر ترش شد
١٣٩٧/١٠/٠٨
|

5 go
• Money goes fast.
• پول زود از دست میره/ پول زود خرج میشه
١٣٩٧/١٠/٠٨
|