مصطفی

مصطفی مترجم

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



theism١٩:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣خداباوریگزارش
0 | 0
density plot١٦:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/١٢نمودار چگالیگزارش
2 | 0
finite٠٧:٥٨ - ١٤٠٠/٠٤/٠١متناهیگزارش
12 | 1
spontaneity١٧:١١ - ١٤٠٠/٠٣/١٥خودجوشیگزارش
5 | 0
incorporate١٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠٣/٠٨گنجاندن ترکیب کردنگزارش
5 | 0
holistic١٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠٨کل گرا گل نگر تمام گرانهگزارش
7 | 0
calculus١٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٣/٠٥محاسبات حساب و کتاب ( عامیانه )گزارش
5 | 0
transformed١٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠در ریاضیات و آمار: تبدیل شدهگزارش
2 | 0
moral hazard٠٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٧مخاطره ی اخلاقیگزارش
9 | 0
keyed up٠٠:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٣all keyed up for revolution همگی در "تب و تاب" انقلاب بودندگزارش
12 | 0
leave alone١٣:٥١ - ١٤٠٠/٠١/١٣به حال خود گذاشتنگزارش
9 | 0
mediocre١٤:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٨معمولی، حد وسط، نه چندان جالب معمولا برای وضعیتی به کار برده میشه که تا حدودی بخش منفی بر بخش مثبت غلبه داره اما نه خیلی زیادگزارش
14 | 0
spotlight٠٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٧کانون توجه مرکز توجهگزارش
23 | 0
tactually١٣:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/١٤از نظر حس لامسهگزارش
12 | 0
episode١٣:٢١ - ١٣٩٩/١٠/٢١در روانشناسی به معنی "دوره" depressive episodes: =دوره های افسردگیگزارش
30 | 1
targeted١٦:٤٩ - ١٣٩٩/١٠/١٨هدفگذاری شدهگزارش
16 | 1
snap back١٠:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/١٠مکانیسم ماشهگزارش
14 | 1
special purpose vehicle٠٩:٣٣ - ١٣٩٩/١٠/١٠سازوکار و کانال ویژه مالی با اهداف خاصگزارش
14 | 1
at all٢٠:٣٠ - ١٣٩٩/١٠/٠٨به هر صورت تحت هر شرایطیگزارش
23 | 1
pay for٠٨:٢١ - ١٣٩٩/١٠/٠٨پرداخت کردن در ازای . . . paid for applying پرداخت کردن در ازای اجرای . . .گزارش
16 | 0
duplication٢٠:٤٤ - ١٣٩٩/١٠/٠٧دوباره کاریگزارش
12 | 0
aligned٢٠:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧همراستا، همسوگزارش
32 | 1
diversification١٠:٥٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥تنوع بخشیگزارش
23 | 0
among others١٧:٣٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٠که از این بین می توان به . . . . . . . . اشاره کرد. گزارش
25 | 1
steadily٠٩:٤٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨بطور مستمر، مدام، بطور پیوستهگزارش
16 | 0
lockdown٠٨:٠٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥معنای دقیق این واژه "منع آمد و شد" است و معادل انگلیسی قرنطینه همان "quarantine" است، اما به دلیل انتخاب منظور اصلی و ساده گزینی در ترجمه همان قرنطین ... گزارش
37 | 1
conjure up١٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠( به ذهن ) متبادر کردنگزارش
14 | 0
diluted٠٦:٥٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٧تقلیل یافتهگزارش
16 | 0
keep down٠٨:٣٢ - ١٣٩٩/٠٨/١٣مهار شدن ( پایین نگه داشتن تا یک حد معین )گزارش
16 | 0
pay off٠٨:٣٦ - ١٣٩٩/٠٨/١٢اصطلاحا : جواب دادن نتیجه مطلوب دادنگزارش
28 | 0
premeditated١٩:٠٣ - ١٣٩٩/٠٨/١١از پیش طراحی شده از قبل برنامه ریزی شدهگزارش
18 | 0
for better or worse٠٧:٤٧ - ١٣٩٩/٠٨/١١خوب یا بد خوشبختانه با متاسفانه چه خوب باشد و چه بد گزارش
12 | 0
warden٠٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦سرپرست زندان ( زندانبان ) گزارش
9 | 0
pioneering١٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢٥پیشگامانه طلایه دارانهگزارش
12 | 1
conducted٢٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٤انجام دادنگزارش
18 | 1
outperform٠٠:٣١ - ١٣٩٩/٠٦/١٨بهتر عمل کردنگزارش
28 | 0
combat fatigue١٠:٠٥ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠رزم رنجوریگزارش
7 | 0
bout٠٨:١٨ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠bout of depression دوره ای از افسردگیگزارش
37 | 1
childlessness٢٣:٤٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٥بی فرزندیگزارش
7 | 0
irenaeus١٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٤ایرنئوسگزارش
12 | 0
by virtue of٢١:٥٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٨به موجب، بر اساس، با استناد به، به دلیلگزارش
16 | 0
on the surface١٧:٢٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٧علی الظاهر به ظاهر در ظاهرگزارش
21 | 0
such that٢١:١٠ - ١٣٩٩/٠٤/٠٧به گونه ای کهگزارش
57 | 0
feature١٠:٣١ - ١٣٩٩/٠٢/١٩ارائه دادن، به تصویر کشیدنگزارش
32 | 1
existing٢٠:٢٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٨موجود، کنونی، فعلیگزارش
51 | 2
here and now٠٨:٣٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٥در همین زمان و مکانگزارش
30 | 0
at the same time٠٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠٢/١٥ضمنا در عین حالگزارش
34 | 1
foreshadow٠٤:٥٠ - ١٣٩٩/٠٢/١١حاکی بودن، حکایت داشتنگزارش
9 | 0
behavior١٦:٢٥ - ١٣٩٩/٠٢/٠٩رفتار، سلوک، مشی، کردارگزارش
7 | 1
levy١٦:٠٩ - ١٣٩٩/٠٢/٠٩تحمیل، وضع کردنگزارش
12 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



promise١٠:٤٩ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠
• She made the boy a promise that she would always keep his secret.
او به پسر قول داد. که همیشه راز اورا حفظ خواهد کرد
25 | 3
bill١١:٥١ - ١٣٩٨/٠٩/١٥
• a ten-dollar bill
یه اسکناس ده دلاری
21 | 1
conscious١٦:٣٠ - ١٣٩٧/١٠/١٢
• The fighter was no longer conscious when the referee began counting.
وقتی داور شروع به شمردن کرد ، مبارز دیگر اصلا هشیار نبود .
46 | 3
go١٩:٥٠ - ١٣٩٧/١٠/٠٨
• The milk has gone sour.
شیر ترش شد
23 | 1
go١٩:٤٩ - ١٣٩٧/١٠/٠٨
• Money goes fast.
پول زود از دست میره/ پول زود خرج میشه
23 | 1