برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مصطفی

مترجم

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 نمودار چگالی ١٤٠٠/٠٤/١٢
|

2 متناهی ١٤٠٠/٠٤/٠١
|

3 خودجوشی ١٤٠٠/٠٣/١٥
|

4 گنجاندن
ترکیب کردن
١٤٠٠/٠٣/٠٨
|

5 کل گرا
گل نگر
تمام گرانه
١٤٠٠/٠٣/٠٨
|

6 محاسبات
حساب و کتاب (عامیانه)
١٤٠٠/٠٣/٠٥
|

7 در ریاضیات و آمار: تبدیل شده ١٤٠٠/٠٢/٣٠
|

8 معاملات نهانی ١٤٠٠/٠٢/٢١
|

9 مخاطره ی اخلاقی ١٤٠٠/٠٢/١٧
|

10 all keyed up for revolution
همگی در "تب و تاب" انقلاب بودند
١٤٠٠/٠٢/١٣
|

11 خود انزوایی ١٤٠٠/٠١/٢٥
|

12 به حال خود گذاشتن ١٤٠٠/٠١/١٣
|

13 معمولی، حد وسط،
نه چندان جالب
معمولا برای وضعیتی به کار برده میشه که تا حدودی بخش منفی بر بخش مثبت غلبه داره اما نه خیلی زیاد
١٤٠٠/٠١/٠٨
|

14 کانون توجه
مرکز توجه
١٤٠٠/٠١/٠٧
|

15 از نظر حس لامسه ١٣٩٩/١٢/١٤
|

16 برون سپاری ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

17 فراگیر ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

18 در روانشناسی به معنی "دوره"
depressive episodes: =دوره های افسردگی
١٣٩٩/١٠/٢١
|

19 هدفگذاری شده ١٣٩٩/١٠/١٨
|

20 مکانیسم ماشه ١٣٩٩/١٠/١٠
|

21 سازوکار و کانال ویژه مالی با اهداف خاص ١٣٩٩/١٠/١٠
|

22 به هر صورت
تحت هر شرایطی
١٣٩٩/١٠/٠٨
|

23 پرداخت کردن در ازای
...paid for applying
پرداخت کردن در ازای اجرای ...
١٣٩٩/١٠/٠٨
|

24 دوباره کاری ١٣٩٩/١٠/٠٧
|

25 ترازنامه ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

26 همراستا، همسو ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

27 تنوع بخشی ١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

28 که از این بین می توان به ........ اشاره کرد.
١٣٩٩/٠٩/١٠
|

29 بطور مستمر، مدام، بطور پیوسته ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

30 مسدود ١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

31 معنای دقیق این واژه "منع آمد و شد" است و معادل انگلیسی قرنطینه همان "quarantine" است، اما به دلیل انتخاب منظور اصلی و ساده گزینی در ترجمه همان قرنطین ... ١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

32 چند وجهی ١٣٩٩/٠٩/٠١
|

33 (به ذهن) متبادر کردن ١٣٩٩/٠٨/٣٠
|

34 هم افزایی ١٣٩٩/٠٨/٢٤
|

35 کربن زدایی ١٣٩٩/٠٨/١٨
|

36 تقلیل یافته ١٣٩٩/٠٨/١٧
|

37 مهار شدن (پایین نگه داشتن تا یک حد معین) ١٣٩٩/٠٨/١٣
|

38 اصطلاحا : جواب دادن
نتیجه مطلوب دادن
١٣٩٩/٠٨/١٢
|

39 از پیش طراحی شده
از قبل برنامه ریزی شده
١٣٩٩/٠٨/١١
|

40 خوب یا بد
خوشبختانه با متاسفانه
چه خوب باشد و چه بد
١٣٩٩/٠٨/١١
|

41 سرپرست زندان
(زندانبان)
١٣٩٩/٠٧/٢٦
|

42 پیشگامانه
طلایه دارانه
١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

43 انجام دادن ١٣٩٩/٠٧/٢٤
|

44 بهتر عمل کردن ١٣٩٩/٠٦/١٨
|

45 رزم رنجوری ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

46 bout of depression
دوره ای از افسردگی
١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

47 بی فرزندی ١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

48 ایرنئوس ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

49 به موجب، بر اساس، با استناد به، به دلیل ١٣٩٩/٠٤/١٨
|

50 علی الظاهر
به ظاهر
در ظاهر
١٣٩٩/٠٤/١٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 promise
• She made the boy a promise that she would always keep his secret.
• او به پسر قول داد. که همیشه راز اورا حفظ خواهد کرد
١٣٩٨/٠٩/٣٠
|

2 bill
• a ten-dollar bill
• یه اسکناس ده دلاری
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

3 conscious
• The fighter was no longer conscious when the referee began counting.
• وقتی داور شروع به شمردن کرد ، مبارز دیگر اصلا هشیار نبود .
١٣٩٧/١٠/١٢
|

4 go
• The milk has gone sour.
• شیر ترش شد
١٣٩٧/١٠/٠٨
|

5 go
• Money goes fast.
• پول زود از دست میره/ پول زود خرج میشه
١٣٩٧/١٠/٠٨
|