برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

jahanaks.blog.ir

http://jahanaks.blog.ir

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 برون سپاری ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

2 فراگیر ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

3 در روانشناسی به معنی "دوره"
depressive episodes: =دوره های افسردگی
١٣٩٩/١٠/٢١
|

4 هدفگذاری شده ١٣٩٩/١٠/١٨
|

5 مکانیسم ماشه ١٣٩٩/١٠/١٠
|

6 سازوکار و کانال ویژه مالی با اهداف خاص ١٣٩٩/١٠/١٠
|

7 به هر صورت
تحت هر شرایطی
١٣٩٩/١٠/٠٨
|

8 پرداخت کردن در ازای
...paid for applying
پرداخت کردن در ازای اجرای ...
١٣٩٩/١٠/٠٨
|

9 دوباره کاری ١٣٩٩/١٠/٠٧
|

10 ترازنامه ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

11 همراستا، همسو ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

12 تنوع بخشی ١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

13 که از این بین می توان به ........ اشاره کرد.
١٣٩٩/٠٩/١٠
|

14 بطور مستمر، مدام، بطور پیوسته ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

15 مسدود ١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

16 معنای دقیق این واژه "منع آمد و شد" است و معادل انگلیسی قرنطینه همان "quarantine" است، اما به دلیل انتخاب منظور اصلی و ساده گزینی در ترجمه همان قرنطین ... ١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

17 چند وجهی ١٣٩٩/٠٩/٠١
|

18 (به ذهن) متبادر کردن ١٣٩٩/٠٨/٣٠
|

19 هم افزایی ١٣٩٩/٠٨/٢٤
|

20 کربن زدایی ١٣٩٩/٠٨/١٨
|

21 تقلیل یافته ١٣٩٩/٠٨/١٧
|

22 مهار شدن (پایین نگه داشتن تا یک حد معین) ١٣٩٩/٠٨/١٣
|

23 اصطلاحا : جواب دادن
نتیجه مطلوب دادن
١٣٩٩/٠٨/١٢
|

24 از پیش طراحی شده
از قبل برنامه ریزی شده
١٣٩٩/٠٨/١١
|

25 خوب یا بد
خوشبختانه با متاسفانه
چه خوب باشد و چه بد
١٣٩٩/٠٨/١١
|

26 سرپرست زندان
(زندانبان)
١٣٩٩/٠٧/٢٦
|

27 پیشگامانه
طلایه دارانه
١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

28 انجام دادن ١٣٩٩/٠٧/٢٤
|

29 بهتر عمل کردن ١٣٩٩/٠٦/١٨
|

30 رزم رنجوری ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

31 bout of depression
دوره ای از افسردگی
١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

32 بی فرزندی ١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

33 ایرنئوس ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

34 به موجب، بر اساس، با استناد به، به دلیل ١٣٩٩/٠٤/١٨
|

35 علی الظاهر
به ظاهر
در ظاهر
١٣٩٩/٠٤/١٧
|

36 نظریه پردازی ١٣٩٩/٠٤/١١
|

37 به گونه ای که ١٣٩٩/٠٤/٠٧
|

38 بازجذب ١٣٩٩/٠٤/٠٥
|

39 پذیرنده ١٣٩٩/٠٤/٠٣
|

40 ارائه دادن، به تصویر کشیدن ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

41 موجود، کنونی، فعلی ١٣٩٩/٠٢/١٨
|

42 در همین زمان و مکان ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

43 ضمنا
در عین حال
١٣٩٩/٠٢/١٥
|

44 حاکی بودن، حکایت داشتن ١٣٩٩/٠٢/١١
|

45 گوناگون ١٣٩٩/٠٢/١٠
|

46 رفتار، سلوک، مشی، کردار ١٣٩٩/٠٢/٠٩
|

47 تحمیل، وضع کردن ١٣٩٩/٠٢/٠٩
|

48 طولانی مدت ١٣٩٩/٠٢/٠٩
|

49 با جدیت ١٣٩٩/٠٢/٠٨
|

50 هدفگذاری کردن ١٣٩٩/٠٢/٠٨
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 promise
• She made the boy a promise that she would always keep his secret.
• او به پسر قول داد. که همیشه راز اورا حفظ خواهد کرد
١٣٩٨/٠٩/٣٠
|

2 bill
• a ten-dollar bill
• یه اسکناس ده دلاری
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

3 conscious
• The fighter was no longer conscious when the referee began counting.
• وقتی داور شروع به شمردن کرد ، مبارز دیگر اصلا هشیار نبود .
١٣٩٧/١٠/١٢
|

4 go
• The milk has gone sour.
• شیر ترش شد
١٣٩٧/١٠/٠٨
|

5 go
• Money goes fast.
• پول زود از دست میره/ پول زود خرج میشه
١٣٩٧/١٠/٠٨
|