نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
embodied: 1 بدنمند 2 گنجیده، نهفته، موجود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mode of transport: روش/شیوه حمل ونقل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
unknowingly: ناآگاهانه، ندانسته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lbs: پوند shortening of the measuring un ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
collapsed: فروپاشیده، فروافتاده، فروریخته، متل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from the bottom up: از پایین به بالا starting at the lo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
implement: پیاده کردن، کاربست، کارگزاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dysfunction: نابسامانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
combined with: همراه با، به همراه، توام با، در کنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chime with: همساز/هم نوا/هم صدا/همخوان/هم آواز/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
artefact: محصول، وسیله، ابزار، شی، دست ساخت، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
codes: رموز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tempted: فریفته، اغواشده، وسوسه شده، تحریک ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
graves: قبور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ie: از جمله، فی المثل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cater to: برآوردن، برآورده کردن، اقناع/ارضا ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pioneered: be pioneered by : به پیشگامی . . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cater for: 1 تامین کردن، تهیه کردن، تدارک دیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come into play: وارد عمل شدن، وارد صحنه شدن، پا به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ring a bell: تداعی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
slot: slot in : جای دادن در، گنجاندن در، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ring with: طنین افکن شدن، فراگرفتن، آوازه افکن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in some ways: از جهاتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
life threatening: تهدیدزای زندگی، تهدیدزا برای زندگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a hint: مطلب را گرفتن، متوجه مطلب شدن، متوج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put into operation: اجرا کردن، پیاده کردن، انجام دادن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
buck: پشت پا زدن، تن ندادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deriving from: حاصل از، ناشی از، منتج از، فرآمدِ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
allies: متحدان، هم عهدان، همدستان، قربا، من ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unspecified: نامشخص
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
post: پسوند: پسا، پس از، مابعد China emb ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unspecified: نامشخص
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stabilizing: ثبات بخشی، ثبات بخش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a beginning to: آغازی بر، شروعی برای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep pace: همگام/هم پا/هم قدم/همراه/هم عنان/هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
misconstrue: ( به ) اشتباه درک کردن، کژفهمی، کج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
personal preference: سلیقه/ترجیح/پسند شخصی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
misconstrue: ( به ) اشتباه درک کردن، کژفهمی، کج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a matter of: موضوعِ، مساله ی a matter of life an ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inherent in: ملازمِ، لاینفک از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
decision makers: تصمیم گیران
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
threatening: تهدیدزا، تهدیدکننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
influencing: تاثیرگذار، تاثیرگذاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oneperson: یک نفره، تک نفره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
override: غلبه کردن، غالب شدن/آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
and: همراه با، به همراه، در کنار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep pace with: هم پا/هم قدم/همراه/هم عنان/هم دوش ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
limited number of: تعداد محدودی از، معدود شماری از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i think: I think that : ( من ) فکر می کنم که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
losses: خسارات ( جمع خسارت )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i think so: به نظرم آره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
defensive shell: لاک دفاعی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i don't think so: فکر نکنم ( اینطور باشه ) ، به نظرم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
degenerate: تنزل یافتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i guess so: به گمانم ( اینطور باشد ) ، گمان کنم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demographic growth: رشد جمعیتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
mobilize: ساماندهی، سازماندهی، گردآوری، احضار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demographic size: اندازه جمعیتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a host of: جمع کثیری از، شمار زیادی از، لشکری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demographic upheaval: تحول جمعیتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
host of: جمع کثیری از، شمار زیادی از، لشکری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
densely occupied: پرجمعیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
incredibly: به طور باورناپذیری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lack of care: بی اهمیتی، کم اهمیتی، بی محلی، بی ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
begin to: رفته رفته، اندک اندک، به تدریج، تدر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for the same reason: به همین دلیل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
start to: کم کم، رفته رفته، اندک اندک، به تدر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moving away: دوری، دوری گزینی، کناره گیری، کنارگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in the form of: در قالبِ، به شکلِ، به صورتِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
comparisons: مقایسات، قیاس ها، تقابلات، برابری ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dweller: پسوند: - نشین city dweller : شهرنشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
american dream: رویای آمریکایی : باوری ملی در ایالا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
that: به طوری که، به گونه ای که
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
american dream: رویای آمریکایی : باوری ملی در ایالا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rise above: برتری یافتن، چیره/مستولی شدن، غلبه/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
price out: ارزشیابی کردن، بها قائل شدن، قیمت گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come across as: به نظر رسیدن، نمودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
freewheeling: خلاص، دنده خلاص
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make a contribution: مشارکت کردن، شراکت کردن/داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
freewheel: خلاص/دنده خلاص رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
seminar: همایش، گردهمایی، نشست، مجمع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nimby: هرجا باشد، در حیاط خلوت ما نباشد ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
naming: نامگذاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
damning indictment: گواه نامبارکی بر، ادعای اتهام برانگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go with the flow: هر چه بادا باد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
push: راندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
revolve: بر حول چیزی گشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
serious: پرمایه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
inadequate: بی کفایت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
outward looking: برون نگر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
previously: پیش از این
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outward looking: برون نگر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be up to: درصدد بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sufficient: مکفی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the devil is in the detail: غفلت از جزئیات ( فروع ) کار شیطان ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vision: دورنما
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
economic cycle: چرخه اقتصادی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
there is no end to: پایانی برای . . . نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
there is no alternative: هیچ جایگزینی در کار نیست/وجود ندارد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
much: بخش زیاد، بخش اعظم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rose colour: خوش بینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rose tinted glasses: عینک خوش بینی، عینک رنگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prioritising: اولویت بندی، اولویت گذاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prioritising: اولویت بندی، اولویت گذاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prioritised: اولویت بندی شده، اولویت گذاری شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
containing: دارای، دربرگیرنده، مشتمل بر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prioritizing: اولویت گذاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prioritize: اولویت گذاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
prioritise: اولویت بندی، اولویت گذاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prioritise: اولویت بندی، اولویت گذاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
highly connected: پراتصال
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unlikely: نامحتمل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
insulated: جدا، منزوی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in unison: به اتفاق، هم آهنگ، هماهنگ، هم نوا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in unison: به اتفاق، هم آهنگ، هماهنگ، هم نوا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the degree to which: به میزانی که، هرچه، هرقدر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the degree to which: به میزانی که، هرچه، هرقدر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unresilient: انعطاف ناپذیر، نامنعطف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
modular: پودمانی/پودمان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
what does it mean: ( این ) یعنی چه، ( این ) به چه معنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
knowing look: نگاه معنادار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lean forward: خم شدن/متمایل شدن به جلو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feelgood: خوشایند، مطلوب، مطبوع، دلپذیر، لذت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knowing: معنادار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave behind: پیشی جستن/گرفتن، پیش افتادن، عبور ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
small number of: شمار اندکی از، تعداد کمی از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the same way: به طور یکسان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
music editor: آهنگساز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
engaging: شرکت ( کردن ) ، اشتغال، تقبل، نامزد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
information sharing: اشتراک اطلاعات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
agenda: دستورالعمل، برنامه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
for a start: در وهله اول/نخست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intervening period: دوره میانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
quite so: دقیقا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead loss: عبث، بیهوده، بی ثمر، بی فایده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dead loss: عبث، بیهوده، بی ثمر، بی فایده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
debt defaults: قصورات بدهی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
debt default: قصور ( در ) بدهی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
defaulter: ( فرد ) قاصر ( در پرداخت بدهی ) ، ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
defaulted: مورد غفلت، فروگذارده، مورد قصور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
largesse: گشاده دستی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dogma: اصول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do it yourself: خودساخت، دست ساخت، دست ساخته، دست س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don: دُن ( عنوان سران مافیا؛ از القاب اش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drag: دامنگیر ، دست وپاگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dredge up: بیرون کشیدن، به خاطر آوردن، پیش کشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dredge up: بیرون کشیدن، به خاطر آوردن، پیش کشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dynamic: کنش، نیرو، پربازدهی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
imagine: متصور شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
purging: پالایش، تصفیه، تطهیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the throes of: در کشاکشِ، در گیرودارِ، در گرماگرمِ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the throes of: در کشاکشِ، در گیرودارِ، در گرماگرمِ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throes: کشاکش، گیرودار، گرماگرم، بحبوحه، او ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
finish with: کار کسی با چیزی تمام شدن Could I se ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
undynamic: غیرپویا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
start with: شروع/آغاز کردن با
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
liberatory: آزادی بخش، رهایی بخش، آزادکننده، آز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
liberator: رهایی بخش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
liberator: رهایی بخش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
محقق شدن: تحقق یافتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
realized: محقق ( شده )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fully booked: ( رستوران و هتل و هواپیما و غیره ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remains a question: همچنان جای سوال دارد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
egalitarianization: مساوات طلبی، مساوات خواهی، تساوی گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
making jobs: اشتغال زایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
invisible hand: دست نامرئی ( منشا این اصطلاح کتاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
invisible hand: دست نامرئی ( منشا این اصطلاح کتاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
southeasterly: از/در/به سوی جنوب شرقی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
art exhibit: نمایش آثار هنری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
knowable: شناختنی، قابل شناخت، شناخت پذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knowable: شناختنی، قابل شناخت، شناخت پذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
knowability: شناخت پذیری، قابلیت شناخت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unknowability: شناخت ناپذیری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fit with: جور /مناسب/متناسب/هماهنگ/مقتضی/براز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
amassed: گردآمده، انباشته، جمع شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in simplest terms: به عبارت ساده تر، به ساده ترین بیان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil dependency: وابستگی به نفت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
well crafted: استادانه، ماهرانه، چیره دستانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
more recent: اخیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
more recent: اخیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
with reference to: با عطف/ارجاع/اشاره به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resonate with: هم آهنگ بودن با
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
modularization: پودمانی ( شدن )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wherein: که در آنجا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wherein: که در آنجا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
except that: جز اینکه، مگر اینکه، غیر از اینکه ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
except that: جز اینکه، مگر اینکه، غیر از اینکه ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
comparative analysis: تحلیل قیاسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
influenced: be influenced : تاثیر پذیرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
by mistake: اشتباهی، غیرعمد، غیرعامدانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by mistake: اشتباهی، غیرعمد، غیرعامدانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perseverance: همت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
open house: دعوت/پذیرایی عمومی، بازدید آزاد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
language learning: زبان آموزی، فراگیری زبان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intend: در سر داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
purdue: ( دانشگاه ) پردو ( یکی از دانشگاه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
more often: غالب اوقات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
theorize: فرضیه پردازی ( کردن )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
theorize: فرضیه پردازی ( کردن )
٢ سال پیش