نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get around: پخش شدن، منتشر شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make an appearance: آفتابی شدن، خودی نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
contrast: در تقابل قرار دادن، مغایرت داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make an appearance: آفتابی شدن، خودی نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
purpose: در پاسخ به پیام بالا: پیشنهاد و خوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
assimilating: شبیه سازی، همانندسازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
borne out: قابل قبول be borne out : اثبات/تایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dimension: گستره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
recommended: سفارش شده، تجویزی، تجویزشده، رواداش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carried through: صورت گرفتن، انجام پذیرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
work together: با هم/با یکدیگر کار کردن، همکاری کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
complication: عارضه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
precede: پیش از چیزی بودن/قرار داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
closely related: بسیار مرتبط/نزدیک، دارای ارتباط نزد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
or so: یا همین حدود، حدودا، در حدود، نزدیک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
agro industrial: کشاورزی - صنعتی، کشت وصنعتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
collaborate: همکاری داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lie in wait: در کمین نشستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
planned: برنامه ریزی شده، برنامه ریخته، ترتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lie in wait: در کمین نشستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
or else: یا اینکه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
domiciled: مستقر، موجود، جای گرفته، واقع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fall back on: متوسل شدن به، دست به دامن چیزی شدن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
materialist: مادی گرایانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
estimated: برآوردی، تخمین زده شده، ارزیابی شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
extend to: بسط دادن به، گسترش یافتن به، رسیدن/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
monitor: تحت نظر داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
through to: تماما تا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rank: در رتبه . . . بودن/قرار داشتن، دارا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
through to: تماما تا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
compared with: در مقایسه با، نسبت به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
operational: عملی، انجام پذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go in: داخل شدن، ورود کردن، فهمیدن، مطلبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
operational: عملی، انجام پذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
outstanding: قابل توجه، جالب توجه، قابل ملاحظه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
given that: به شرط اینکه، به رغمِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
placing: استقرار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
termed: نام داشتن، نام گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
frequent: متداول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in place: در جای خود بودن، به جای خود بودن، د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
illustrating: روشن سازی، شرح، توضیح، تصویر، ترسیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in place: در جای خود بودن، به جای خود بودن، د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
foci: صورت جمع کلمه focus
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
converting: تبدیل کننده، تبدیل گر، مبدل، تغییرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
my turn: نوبت من ( است )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
conquering: فاتح، غالب، پیروز، مستولی فتح، تسلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
my treat: به حساب من let’s go out to lunch – ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
combating: مبارز با، در مصاف، در جنگ/نبرد/پیکا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
my beloved: معشوق/محبوب/عشق من
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
combating: مبارز با، در مصاف، در جنگ/نبرد/پیکا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
do you: مگر نه؟ نه؟اینطور نیست؟ ? You don' ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
defeating: ناکام سازی، شکست، پیروزی، غلبه، ناک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
straddle: احاطه کردن، فراگرفتن، در برگرفتن، پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
defeating: ناکام سازی، شکست، پیروزی، غلبه، ناک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
combining: ترکیب، ( در ) آمیختگی، مخلوط، اختلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lasting: به مدت these are wars – lasting abo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sort of: نوعی It's a sort of orange colour : ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the image of: به شکل، در قالب، به صورت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
produce: ارائه دادن، به دست دادن، خلق کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
remaking: بازسازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
meaningfulness: معناداری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
remaking: بازسازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
neatly: ( به طور ) منظم، تمیز، قشنگ، به خوب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reaffirm: مجددا تصدیق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
much of: بیشترِ، اکثرِ، بخش عمده ی، قسمت اعظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
copying: کپی برداری، الگوبرداری، رونوشت بردا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tip of the iceberg: گوشه کوچکی از چیزی all that money ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
successively: به ترتیب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
contribute to: شریک بودن در، دست داشتن در، تاثر دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
staple: کانون، قطب world market staple = کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
designated: درنظرگرفته شده، مشخص شده، معین شده، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
backwater: رکود a place or condition in which ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
incorporating: شاملِ، مشتمل بر، دربردارنده ی، دربر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backwater: رکود a place or condition in which ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
most certainly: قطع به یقین، صد البته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
distinctively: مشخصا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
conspicuously: آشکارا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
distinctively: مشخصا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
learner: فراگیر، فراگیرنده، زبان آموز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
growth spurt: رشد ناگهانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
developed: تحول یافته، متحول شده، بسط یافته، گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
european settler: اروپایی نشین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
somewhat: تا حدودی، اندکی، به نوعی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
economically: به طور مقرون به صرفه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
don't cry over spilt milk: آب رفته به جوی باز نمی گردد؛ آن سبو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
economically: به طور مقرون به صرفه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in keeping with: هم سو با، در راستایِ، سازگار با، من ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meeting: برآورده سازی، ارضا، برطرف سازی، رفع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
suggesting: حاکی از، نشان دهنده، نمایانگر، مبین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
met: برآورده شده، برآورده شدگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
widespread: فراگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
terminate: پایان دهنده/خاتمه دهنده چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
miss the boat: ار قافله عقب افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
follow: در پی آمدن، دنباله روی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
of interest: جالب، جالب توجه، شایان توجه، درخور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catchup: از راه رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
of utmost importance: بی نهایت حائزاهمیت، به غایت مهم، با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so is: نیز همین طور است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
carried out: صورت گرفته، به عمل آمده، انجام شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
so is: نیز همین طور است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
nearly: نزدیک به، در حدود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
so do i: من هم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in many ways: از جهات بسیاری، به شیوه های بسیاری، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
benefitting: نافع، منتفع، بهره مند، بهره ور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
realignment: بازآرایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rank order: ترتیب رتبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
long: ( صفت و قید ) : ( از ) دیر باز ( ف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rank order: ترتیب رتبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
listed: فهرست شده، لیست شده land use measur ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیش بینی پذیری: قابلیت پیش بینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
date: متعلق بودن به ( تاریخ خاصی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trying: در تلاش توان فرسا، شاق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
unparalleled: بی سابقه، بی مثال، بی بدیل، بی همان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
maturing: بلوغ، بالندگی، تکامل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
forces: قوا، نیروها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in decline: روبه زوال، روبه افول، روبه انحطاط، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
throw up: به وجود آوردن، برانگیختن، به پا کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dispersed: پخش ( و پلا )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
last resort: تیر آخر، آخرین دستاویز/راهکار/راه چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
herald: طلایه دار/طلیعه دار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pan out: به بار نشستن، به ثمر نشستن، ثمر داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
well connected: پرنفوذ، پرروابط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
seemingly: به ظاهر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
high wage: پردرآمد، پرمزد، پردستمزد، دستمزدبال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
my lips are sealed: دهانم قرص است؛ لب فرومی بندم؛ زیب د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hegemonical: هژمونیکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
co: پیشوند هم - ، کمک - coexistence : ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
BE: داشتن it is important to : اهمیت دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
associative: تداعی کننده، تداعی گر، متداعی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hitch: Informal for hitchhike = مجانی با م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
turn out well: خوب از آب درآمدن، خوب رقم خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hitch: Informal for hitchhike = مجانی با م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
supposed: مورد انتظار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thumb a lift: دست تکان دادن برای مجانی پیمودن مسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
what is: چیست، کدام است، یعنی چه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hitching: 1 متصل سازی، پیوندزنی 2 متصل کننده، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hitch: پیوستن، پیوند زدن/خوردن، چسبیدن، مت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grounded: ۱ ) محروم از تفریح ۲ ) به گِل نشسته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
theoretically: نظری، به صورت نظری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cursory: سطحی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
antecedents: سوابق، پیشینه، مقدمات نیاکان، آبا، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
treatment: 1 نحوه، شیوه 2 درنظرگیری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
highlighting: تاکید، تاکیدسازی، برجسته سازی، متما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go: شدن to go crazy = دیوانه شدن to go ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
emphasized: مورد تاکید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lowly ranked: پایین مرتبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
trail off: محو شدن، رفته رفته کم شدن، ضعیف شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold: برگرفتن there are two positions tha ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
front load: در ابتدای چیزی جمع شدن، از جلو وارد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
depict: ترسیم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
players: نقش آفرینان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smallness: ریزی، قلّت، اندکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
concentrating: تمرکز، متمرکزسازی، تغلیظ، با تمرکز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
concentrating: تمرکز، متمرکزسازی، تغلیظ، با تمرکز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
waning: روبه انحطاط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dying: روبه مرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dying: روبه مرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aid giving: کمک کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in strict terms: به بیان دقیق تر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
minor: ناچیز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be down to: مربوط شدن به، مرتبط/وابسته بودن به، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be down to: مربوط شدن به، مرتبط/وابسته بودن به، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
assuaged: فرونشانده، تقلیل یافته، تسکین یافته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
manageable: قابل مدیریت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
manageable: قابل مدیریت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
methodology: روش، شیوه، روشمندی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overlooking: فروگذاری، اغفال، بی توجهی، نادیده گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
running: در جریان، دایر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
running: برقرار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contribution: سهمیه، حصه، بهره، عامل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
very fast: پرشتاب، پرسرعت، بسیار سریع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
expressed: اظهارشده، اداشده، ابرازشده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pragmatic: واقع بینانه، کاربردی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
they: این ها، اینان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
arguments: استدلالات، براهین، ادله، علل، دلایل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
intellectuality: خردمندی، اندیشمندی، هوشمندی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
customised: مدخل customized را ببینید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
customise: مدخل customize را ببینید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
very detailed: پرجزئیات، پرتفصیل، بسیار مفصل، پرشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in addition: افزون بر این، مزید بر این
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
identification: تشخیص، احراز هویت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consolidated: تلفیق شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bulk of: حجم زیادی از، بخش عمده، قسمت اعظم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bulk of: حجم زیادی از، بخش عمده، قسمت اعظم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
depots: انبارها، مخازن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subsidiary: جانبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scholarship: پژوهش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wish: تمایل داشتن، مایل بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
originated: ابداع شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
owned: متعلق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conclude: پایان گرفتن انعقاد، منعقد کردن ( قر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sizeable: قابل توجه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sizeable: قابل توجه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what: کاری که . . . What she did was that ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
garrisons: پادگان ها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fulfilling: برآورده سازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fulfilled: برآورده شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
assuaging: فرونشانی، آرام سازی، سیراب سازی، سی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
assuage: کم کردن، کاهش دادن، ساکت کردن، خواب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
assuage: کم کردن، کاهش دادن، ساکت کردن، خواب ...
٢ سال پیش