پیشنهاد‌های مهرداد تویسرکانی (٨٧)

بازدید
١٤٨
تاریخ
٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

می توانم تصوّر کنم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

عصر، عصرگاه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( همره با علامت تعجب ) تمام شد! خلاص! بفرما! این هم از این!

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مطلبی را بد ادا کردن، کلمات نامناسبی را برای انتقال یک منظور انتخاب کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نهادینه شدن مثال: That thinking had been ground into him. آن تفکّر در ذهنش نهادینه شده بود. آن طرز فکر ملکهٔ ذهنش شده بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هر نوع پیامد عاطفی یا جسمانی پس از آمیزش جنسی. مترادف Postcoital

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به نخ کشیدن ( مثل اجزای یک گردنبند )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سطح پوشیده از ترک های نامرتّب ( کنایه از بی نظمی خطوط کف دست. )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خطوط کف دست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیمه ایزدبانو، شبه الهه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

می طلبید.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شرایط مبهم و غیرقابل درک.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کولاگیر. جامه ای نمدی بلند و بی آستین. خواستگاهش مازندارن است، ولی در نقاط دیگر ایران هم رواج دارد. به سبب سرشانه های پهن و محکم، برای حمل بار بر شان ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعیین مسیر، نقشهٔ راه

پیشنهاد
٠

خودت رأساً دست به اقدام بزن. سرخود عمل کن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درخت نگهبان. گونه ای درخت سرخ چوب ( سکویا ) . وجه تسمیه اش ارتفاع زیاد آن است که می تواند به بیش از صد متر برسد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی را مطیع خود کردن، عملکرد و تصمیم کسی را در اختیار داشتن، عنان ( افسار ) اختیار کسی را در دست داشتن. ( اصطلاحی با ریشهٔ قرون وسطایی. اشراف انگیس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستور صادر شده را اجرا کنید. ( این اصطلاح را معمولاً وقتی یک نظامی به سرباز یا درجه دار تحت امرش می گوید که فرمانش مورد پرسش یا نقد قرار می گیرد. )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

[ادبیات علمی تخّیلی] دِگَرواره، موجود زنده ای که قادر است ظاهر و بافت جسم خود را به شکل موجودات زنده یا اشیای دیگر تغییر دهد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[ادبیات علمی تخّیلی] دِگَرواره، موجود زنده ای که قادر است ظاهر و بافت جسم خود را به شکل موجودات زنده یا اشیای دیگر تغییر دهد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح سربازان آمریکایی در جبههٔ اروپای جنگ جهانی دوم برای اطلاق به تیربار آلمانی ام. جی. ۴۲ ( به دلیل شباهت صدایش به اره برقی. )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هر چه بادا باد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هیچ قیمتی تسلیم نشو. ( عبارتی از یک شعر قرن نوزدهم بر اساس نمایشنامه �تاجر ونیزی� شکسپیر. )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمعیت یا فرد تحت فرمان یک حاکم یا حاکمیت. ( بخصوص اگر به شکل the ruled نوشته یا ادا شود. )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فکری ( معمولاً ناخواسته ) به ذهن خطور کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیوستار زمان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[ادبیات علمی تخیلی] پیوستار موازی زمان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دگرکیهان، کیهان موازی ( مترادف parallel universe )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیهانگان، گیتیگان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی یا کاری را به بخت و اقبال واگذار کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرّاف، پرچانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حملهٔ آشکار و بی پرده ( در برابر حملهٔ پنهانی و از پشت خنجر زدن ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

[ادبیات علمی تخیّلی] تبارآگاهی. ضمیر نژادی. خاطره ی وراثتی. اطّلاعات و دانشی که به طور عادی باید اکتسابی باشد، ولی تحت شرایطی در ملکول دی ان ای ذخیره ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

چفیه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جغجغه ی پردار. گاهی دم مار زنگی که به انتهایش چند پر نصب شده باشد. یکی از نمادهای دینی فرهنگ قوم هوپی ( یکی از قبایل بومی آمریکای شمالی ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( زیست بوم شناسی ) مهندسی سیارگی. فن زمین گونه سازی یک سیاره.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( جانورشناسی ) روباه توله. روباه کیت نام علمی: Vulpes Macrotis

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( گیاه شناسی ) علف شور. نام علمی: Salsola Rigida

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( گیاه شناسی ) کَبَر. علف مار. هندوانه ی کوهی نام علمی: Ambrosia Dumosa Borrobush هم نوشته می شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( گیاه شناسی ) مریم گلی پا شتری. نام علمی: Salvia jaminiana

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رتم جارویی نام علمی: Cytisus scoparius یک گیاه بومی بریتانیا و ایرلند و غرب و مرکز اروپا. این گیاه در طب سنتی استفاده می شود. درختچه ای است که تا ۴ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

علف پشمکی. پشمک دشتی. نام علمی: Danthonia spicata

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کتک کاری احمقانه و پر سر و صدا، مثل صحنه های دعوا در فیلم های چارلی چاپلین یا لورل و هاردی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صندوق عهد. تابوت عهد. به روایت تورات، صندوقی که طبق فرمان و راهنمایی یهوه ( خدا ) توسط موسی و کاهنان یهودی ساخته شد تا در طول سرگردانی چهل سالۀ قوم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهیگیر یا قایق و کشتی ماهیگیری موفّق

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبز چرک. وجه تسمیه اش رواج لباسهای پشمی به این رنگ در انگلستان قرون وسطا است که از شهر لینکلن آغاز شد. رنگ لباس رابین هود و کمانداران شروود.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تأکید و پافشاری بیش از حد بر یک نکته یا باور

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دو اسبه. بستن دو اسب کنار هم به یک درشکه یا گاری.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رام کردن حیوانات سواری ( اسب، الاغ، شتر و. . . ) و عادت دادن آنها به تحمّل زین و افسار و سواری دادن به انسان.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لقمهٔ بزرگ تر از دهان برداشتن سنگ بزرگ علامت نزدن است کار نشدنی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زخم زبان زدن.

پیشنهاد
٠

تو باید بهتر از هر کسی بدانی که. . .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

( واژگان نظامی ) سَرپُل. منطقه ای اشغال شده از ساحل رودخانه یا دریا در خاک دشمن تا برای پیاده کردن نیرو به هدف پیشروی و عملیات نظامی آینده استفاده شو ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شامپو، نرم کننده، حالت دهنده، و هر نوع شوینده و محصول شیمیایی ویژهٔ نظافت، ترمیم، و آرابش موی سر.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیروی دریایی: اتاق اداری و دفتر ناخدای کشتی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان دریانوردی: موتورخانهٔ کشتی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرمان را اجرا نکن، دست نگه دار ( دستوری بر ای پیشگیری فوری از اجرای یک فرمان نظامی. امکان دارد از سوی یک افسر مادون برای لغو دستور مافوق هم ابلاغ شود ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حفاظ در

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حفاظ پنجره

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Window Grill

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( علمی تخیّلی ) سرعت خمش، سرعت بالای نور یکی از مفاهیم فرنچایز �سفر ستاره ای� ( پیشتازان فضا ) . سرعت خمش از ۱ تا ۱۰ درجه بندی می شود. سرعت خمش ۱ برا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسکرچ برد قطعه ای مقوّا است که یک طرفش به شیوه ای خاص با لایه ای از گچ سفیدِ سفت پوشیده شده. ابتدا لایه ی نازکی از مرکّب مشکی را با غلطک روی گچ می ما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر چیزی یا کسی سلطه داشتن؛ مهار کسی را در دست داشتن؛ بر ذهن کسی چیره شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( در گاوبازی ) دستیار ماتادور. کسی که وظیفه دارددر صورت نیاز لوازمی مثل پارچهٔ سرخ یدک، شمشیر، یا نیزه را به او برساند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنایه از بی هیچ اثری ناپدیدشدن. این اصطلاح ابداع جاناتان سوئیفت است و نخستین بار در رمان نامدار او ، �سفرنامهٔ گالیور� استفاده شده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در ادبیات علمی تخیّلی ) خارجی، اجنبی، کسی که اهل سیّارهٔ دیگری باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حفاظ دسته، محافظ دستهٔ شمشیر یا خنجر که به عنوان سپر دست مبارز عمل می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپیده دم، سحرگاه، زمان روشن شدن افق پیش از طلوع خورشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با پوزش، لازم به تذکّر است که در نگارش املای انگلیسی واژه مرتکب خطا شدم. Dawnbreak صحیح است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپیده دم، سحرگاه، زمان روشن شدن افق پیش از طلوع خورشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شبکهٔ اعصاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریزگَرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریزگَرد. ( به طور دقیق تر، Gossamer Powder. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نشئه، تحت تأثیر مخدّر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که کنار یک جمع به تماشا می ایستد ( مثل کسی که در یک مهمانی گوشه گیر ی می کند. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سامانه ی استارت موتور جت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوته ی قطران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیچَند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توفند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نورشمشیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیّاره شناس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تنظیمات ( به خصوص در مورد نرم افزار یا سخت افزارهایی که با نرم افزار کار می کنند. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دارو ساز. شکل لاتین واژه ی �حشّاشین� ( جمع �حشّاش� ) ، تروریست های فدایی حسن صبّاح. ( فداییان حسن صبّاح به این سبب که به تنهایی به مأموریت های خطرناک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به اجبار جلای وطن کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطهّر، تطهیر شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرتقال کوکی. عنوان یک رمان علمی تخیّلی ناهنجارشهری ( دیستوپیایی یا پادآرمان شهری ) اثر آنتنی بِرجِس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به معنای طبقه ی اجتماعی هم هست. مثل Working Class ( طبقه ی کارگر ) یا Rulling Class ( طبقه ی حاکم ) .