پیشنهادهای مهرداد تویسرکانی (٨٧)
می توانم تصوّر کنم.
عصر، عصرگاه
( همره با علامت تعجب ) تمام شد! خلاص! بفرما! این هم از این!
مطلبی را بد ادا کردن، کلمات نامناسبی را برای انتقال یک منظور انتخاب کردن.
نهادینه شدن مثال: That thinking had been ground into him. آن تفکّر در ذهنش نهادینه شده بود. آن طرز فکر ملکهٔ ذهنش شده بود.
هر نوع پیامد عاطفی یا جسمانی پس از آمیزش جنسی. مترادف Postcoital
به نخ کشیدن ( مثل اجزای یک گردنبند )
سطح پوشیده از ترک های نامرتّب ( کنایه از بی نظمی خطوط کف دست. )
خطوط کف دست
نیمه ایزدبانو، شبه الهه
می طلبید.
شرایط مبهم و غیرقابل درک.
کولاگیر. جامه ای نمدی بلند و بی آستین. خواستگاهش مازندارن است، ولی در نقاط دیگر ایران هم رواج دارد. به سبب سرشانه های پهن و محکم، برای حمل بار بر شان ...
تعیین مسیر، نقشهٔ راه
خودت رأساً دست به اقدام بزن. سرخود عمل کن.
درخت نگهبان. گونه ای درخت سرخ چوب ( سکویا ) . وجه تسمیه اش ارتفاع زیاد آن است که می تواند به بیش از صد متر برسد.
کسی را مطیع خود کردن، عملکرد و تصمیم کسی را در اختیار داشتن، عنان ( افسار ) اختیار کسی را در دست داشتن. ( اصطلاحی با ریشهٔ قرون وسطایی. اشراف انگیس ...
دستور صادر شده را اجرا کنید. ( این اصطلاح را معمولاً وقتی یک نظامی به سرباز یا درجه دار تحت امرش می گوید که فرمانش مورد پرسش یا نقد قرار می گیرد. )
[ادبیات علمی تخّیلی] دِگَرواره، موجود زنده ای که قادر است ظاهر و بافت جسم خود را به شکل موجودات زنده یا اشیای دیگر تغییر دهد.
[ادبیات علمی تخّیلی] دِگَرواره، موجود زنده ای که قادر است ظاهر و بافت جسم خود را به شکل موجودات زنده یا اشیای دیگر تغییر دهد.
اصطلاح سربازان آمریکایی در جبههٔ اروپای جنگ جهانی دوم برای اطلاق به تیربار آلمانی ام. جی. ۴۲ ( به دلیل شباهت صدایش به اره برقی. )
هر چه بادا باد
به هیچ قیمتی تسلیم نشو. ( عبارتی از یک شعر قرن نوزدهم بر اساس نمایشنامه �تاجر ونیزی� شکسپیر. )
جمعیت یا فرد تحت فرمان یک حاکم یا حاکمیت. ( بخصوص اگر به شکل the ruled نوشته یا ادا شود. )
فکری ( معمولاً ناخواسته ) به ذهن خطور کردن
پیوستار زمان
[ادبیات علمی تخیلی] پیوستار موازی زمان
دگرکیهان، کیهان موازی ( مترادف parallel universe )
گیهانگان، گیتیگان
چیزی یا کاری را به بخت و اقبال واگذار کردن
حرّاف، پرچانه
حملهٔ آشکار و بی پرده ( در برابر حملهٔ پنهانی و از پشت خنجر زدن ) .
[ادبیات علمی تخیّلی] تبارآگاهی. ضمیر نژادی. خاطره ی وراثتی. اطّلاعات و دانشی که به طور عادی باید اکتسابی باشد، ولی تحت شرایطی در ملکول دی ان ای ذخیره ...
چفیه
جغجغه ی پردار. گاهی دم مار زنگی که به انتهایش چند پر نصب شده باشد. یکی از نمادهای دینی فرهنگ قوم هوپی ( یکی از قبایل بومی آمریکای شمالی ) .
( زیست بوم شناسی ) مهندسی سیارگی. فن زمین گونه سازی یک سیاره.
( جانورشناسی ) روباه توله. روباه کیت نام علمی: Vulpes Macrotis
( گیاه شناسی ) علف شور. نام علمی: Salsola Rigida
( گیاه شناسی ) کَبَر. علف مار. هندوانه ی کوهی نام علمی: Ambrosia Dumosa Borrobush هم نوشته می شود.
( گیاه شناسی ) مریم گلی پا شتری. نام علمی: Salvia jaminiana
رتم جارویی نام علمی: Cytisus scoparius یک گیاه بومی بریتانیا و ایرلند و غرب و مرکز اروپا. این گیاه در طب سنتی استفاده می شود. درختچه ای است که تا ۴ ...
علف پشمکی. پشمک دشتی. نام علمی: Danthonia spicata
کتک کاری احمقانه و پر سر و صدا، مثل صحنه های دعوا در فیلم های چارلی چاپلین یا لورل و هاردی.
صندوق عهد. تابوت عهد. به روایت تورات، صندوقی که طبق فرمان و راهنمایی یهوه ( خدا ) توسط موسی و کاهنان یهودی ساخته شد تا در طول سرگردانی چهل سالۀ قوم ...
ماهیگیر یا قایق و کشتی ماهیگیری موفّق
سبز چرک. وجه تسمیه اش رواج لباسهای پشمی به این رنگ در انگلستان قرون وسطا است که از شهر لینکلن آغاز شد. رنگ لباس رابین هود و کمانداران شروود.
تأکید و پافشاری بیش از حد بر یک نکته یا باور
دو اسبه. بستن دو اسب کنار هم به یک درشکه یا گاری.
رام کردن حیوانات سواری ( اسب، الاغ، شتر و. . . ) و عادت دادن آنها به تحمّل زین و افسار و سواری دادن به انسان.
لقمهٔ بزرگ تر از دهان برداشتن سنگ بزرگ علامت نزدن است کار نشدنی