چیزی یا کاری را به بخت و اقبال واگذار کردن
اتفاقی کسی را دیدن
Two months later they chanced upon each other again on the street
پیدا کردن به طور اتفاقی
به طور اتفاقی به کسی یا چیزی برخوردن یا ملاقات کردن
تحت تعقیب قرار دادن
دانبال کسی یا چیزی بودن
دانبال کسی یا چیزی بودن