نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
muscle knot: گرفتگی عضله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knot: گرفتگی، خستگی ( عضله )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
common room: اتاق نشیمن، علاوه بر مدرسه و دانشگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
common room: اتاق نشیمن، علاوه بر مدرسه و دانشگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rivulet: مسیر آب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
invigorate: امیدوار کردن/شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
semidarkness: سایه روشن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
set in: لحاظ کردن، سرلوحه قرار دادن، مدنظر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put through: ترتیب چیزی را دادن، ردیف کردن، درست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sheer: زیاد، بسیار زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prag: مرد مفعول، اوبنه ای، حوتاه شده ی وا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prag: مرد مفعول، اوبنه ای، حوتاه شده ی وا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
good job: خانوم دستیار، فرمایش شما درسته، اما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
copy that: به حالت امری اگر به کسی گفته شود، م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get on with: با کسی/چیزی سر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jerk around: سر به سر گذاشتن، اوسکول کردن، دست ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
panny: آلت تناسلی مردانه، در واقع ترکیبی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear claw: پنجه ی خِرس ( نوعی شیریینی است که ق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shitcan: پس زدن، دور انداختن، کنار زدن، کنار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to tell you: حقیقتش، راستش، راستشو بخوای، حقیقتش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
write one up: برای کسی گزارش لغو دستور پُر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
spin around: برگشتنِ سریع، چرخیدنِ ناگهانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
conservatory: اتاق نورگیر، بسیار مناسب است ( فضای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in which case: که در این حالت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
set out: مرتب کردن، چیدن، گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
side table: میزی که کنار مبل یا تخت قرار می دهن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
side table: میزی که کنار مبل یا تخت قرار می دهن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rightly: حقیقتا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blink at: با ناباوری یا تعجب به کسی نگاه کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
subsistence farmer: کشاورزی که بیشتر برای مصرف خودش کشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subsistence farmer: کشاورزی که بیشتر برای مصرف خودش کشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
musical chairs: بازی آهنگ و صندلی که تعداد صندلی ها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
glaze over: بی حالت شدن، سرد و بی روح شدن، در م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
twitch: پریدن ناگهانی اعصاب و عضلات در بدن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
goodness: یا خُدااااا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sink back: لم دادن، تکیه دادن، به حالت قبل برگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tuck into: درون بُردن، درون چیزی گذاشتن، داخل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
without thinking: ناخودآگاه، ناعاقلانه، بدون فکر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
then again: در عین حال، از طرف دیگه، با این حال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to say nothing of: که دیگر بماند کاربرد آن وقتی است که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
what is this: یعنی چی؟ این کارا واسه چیه؟ این حرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
what is this: یعنی چی؟ این کارا واسه چیه؟ این حرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
supposed: انتظار می رفت، بایستی، باید، قرار ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pullman porter: همیار قطار، دستیار قطار، کارگر راه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lowered his eyes: نگاه را به زمین دوخت، چشمانش را به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
before: تا اینکه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have nerve to: جرأت داشتن، وجود داشتن، جیگر داشتن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have nerve to: جرأت داشتن، وجود داشتن، جیگر داشتن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
durned: برای تاکید به کار می رود. مثلا می گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have half a mind to: باید . . . . . کار می کردم بهتر بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have half a mind to: باید . . . . . کار می کردم بهتر بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carousing: عیاشی، میگساری، نوشیدنی الکلی نوشید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sight: خیلی، بسیار، زیاد، یک عالمه، یک دنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a sight: خیلی، بسیار، زیاد، یک عالمه، یک دنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scooch: جابجا شدن، جا باز کردن برای کسی، کم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for the life of: به هر قیمتی که شده، با وجود تمام تل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for the life of: به هر قیمتی که شده، با وجود تمام تل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
last thing i want to: اصلا و ابدا نمی خواهم، به هیچ وجه ق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
imao: اصطلاحی اینترنتی که بنا به کار برد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
هرمان: اسم هرمان می تونه به هر زبونی باشه. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
finger sandwich: ساندویچ های کوچکی که آنها را به صور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
straightened out: راست و ریست کردن، حل و فصل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ahead: پیش پیش، پیش تر، پیش از این، پیش از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
انقراض: در پارسی تاجیکی به آن �نیستشوی� می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
swinging door: درب دولنگه ای که به هردو جهت باز می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swinging door: درب دولنگه ای که به هردو جهت باز می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hincty: 1 عجیب و غریب، مشکوک، شبهه ناک، شک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put right: درست شدن، راست و ریست کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
couldn't help but: 1. جز. . . . کاری از او ساخته نبود، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
couldn't help but: 1. جز. . . . کاری از او ساخته نبود، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pop off: رها شدن، در آمدن، باز شدن، افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for once: این دفعه، این بار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
choke weed: علف هرز، علفی بی خاصیت که از رشد گی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
good for you: گاهی اوقات به معنای تبریک گفتن است. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as how: چون که، به این دلیل که، به این خاطر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
study: اتاق کار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
there you are: 1 ) بارک الله، احسنت، آفرین، خودشه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
within reach: توانایی چیزی را داشتن، در حیطه ی تو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dynamo: آدم فعال، شخص پُرکار. فردی که پُر ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bend someone's ear: مغز کسی را با حرف زدن زیاد خوردن، م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ever: یک وقتی، یک زمانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
can't wait: لحظه شماری کردن برای کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forza horizon: افق قدرت کران نیرو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gather: دریافتن، کاشف به عمل آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ancle: عمو و دایی و. . . . با u نوشته میشه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the grand scheme of things: از نظر کُلی، تو این دنیای بزرگ، در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
good job: به خانوم سحر پرسیدین که برای خسته ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
version: فرم، حالت، ماهیت، سرشت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
how is it going: دقیقا سه تا معنی داره البته دوستان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spin a tale: دروغ گفتن، خالی بستن، وارونه نشان د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
can't help but: چاره ای نداشتن، مجبور بودن، دست خود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flattering: تعریف از خود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flattering: خود/کسی را تحویل گرفتن، برای خود/کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
solicitation for donations: درخواست اعانه. خواهان مظارکت شدن خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at this rate: در چنین شرایطی، بنابراین، در نتیجه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cheek by jowl: با کسی گرم گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in support of: هوادار، هواخواه، حامی، حمایت کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
roadblock: چالش ( مجازی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i take it: بنا رو بر این میذارم که. . . ، انگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i take it: بنا رو بر این میذارم که. . . ، انگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
angle for: به دنبال چیزی بودن، خواهان چیزی بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
angle for: به دنبال چیزی بودن، خواهان چیزی بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run someone off: باعث این شدن که کسی جایی را ترک کند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wind up: گیر افتادن، گرفتار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rattle nerves: پریشان ساختن، نگران کردن، دستپاچه ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull on: گرفتن و کشیدنِ چیزی به سمتِ خود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wound up: کار به جایی کشیدن، کار به جایی رسید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
billy club: باتون، باتوم، تونفا، چوب دستی، چماق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sutler: توشه رسان، مأمور خرید، خوراک رسان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
provisioner: مأمور خرید، خوراک رسان ( کسی که وظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
victualer: توشه رسان، مأمور خرید، خوراک رسان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
aramark: توشه رسان، مأمور خرید، خوراک رسان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reach into: 1 ) دست را به سمت چیزی / کسی دراز ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reach into: 1 ) دست را به سمت چیزی / کسی دراز ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
isn’t this something: اصطلاحی برای نشان دادن شگفتی یا تای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
through together: کنار هم، با هم، در معیت یکدیگر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trading bad for worse: از چاله در آمدن و به چاه افتادن، از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reach for: دست را به سمت چیزی دراز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reach for sth: دست را به سمت چیزی/کسی دراز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tall flute: گیلاس یا گِلَس پایه بلند. ظرفی برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flute: گیلاس یا گِلَس. ظرفی برای خوردن انو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blood rider: خون سوار. لقبی برای قومیت ساختگی د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
negro: همچنین، واژۀ نگرو در زبان اسپانیولی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
devote oneself to: خود را وقف کاری کردن، زمان خود را س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
despite appearance to the contrary: برعکسِ تمامِ این ظواهر، با وجودِ تم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
despite appearance to the contrary: برعکسِ تمامِ این ظواهر، با وجودِ تم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
salute with: چیزی را به منظور گفتن حرفی به افتخا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i beg your pardon: اگر در انتهای این جمله علامت سوال د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in marked contrast: دقیقا برعکس، کاملا برخلافِ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so there we have it: خب پس اینجوری شد. خب اینم از این. خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
embitterment: تلخی، تلخکامی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
truffle pig: نوعی خوک اهلی و تربیت شده که کشاورز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lot of you: همۀ شما، همه تون، تک تکِ شما
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is sb going on about: برای وقتی است که می خواهیم از صحبت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it struck me that: به نظرم آمد، به فکرم رسید، به سرم ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sail past: به سرعت رد شدن، سریع گذشتن، تند رد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sail past: به سرعت رد شدن، سریع گذشتن، تند رد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
greatly done: خیلی عالی بود، خیلی عالی انجام شد، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mind you: بگم ها. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
psychic: رمال
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intent: می تواند به عنوان اسم فاعل هم استفا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take care of it: حل اش کُن، ردیف اش کن گاهی مواقع ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be through all that: فراز و نشیب هایی را طی کردن، مشکلات ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every last one: همه، تک به تک، یکایک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you don’t say: چی میگی؟!! شوخی می کنی؟!! جدی میگی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strong ties: رابطۀ نزدیک داشتن، صمیمی بودن، خودم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that will be all: می تونی بری، مرخصی حرفی که مافوق و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that will be all: می تونی بری، مرخصی حرفی که مافوق و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
imply: مستلزم چیزی بودن، نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
after hours: شبانه روزی، مانند درمانگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
against the wall: تنگنا، وضعیت سخت، وضعیت دشوار، گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
curator pic: دسته گُزین کسی که تشخیص می دهد، نمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
curator pic: دسته گُزین کسی که تشخیص می دهد، نمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
luxury: سلام. خدمت دوستان چیزی که خانوم عار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a moment too soon: به این زودی ها، اینقدر زود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
phanindra: خانوم خضرلو سلام. همۀ معلم های زبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
angle: قصد، غرض، هدف، منظور، مقصود، نیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
even though: در پاسخ به خانوم sahar gh کاش قبل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
so much as: بلکه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hardware store: ابزارفروشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the corner of: سر تقاطعِ. جایی که نبش ساختمان یا خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
running errand: انجام کار های خارج از خانه ( معمولا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
riffle through: گشتن، زیر و رو کردن، بالا و پایین ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
riffle through: گشتن، زیر و رو کردن، بالا و پایین ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
yet: یکی دیگه از کاربردهای این کلمه که ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's it already: کافیه دیگه، تمومش کن دیگه، بسه دیگه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
simmer down: حساس نشو، سخت نگیر، آروم بگیر، کوتا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come back anytime: قدمت سر چشم، هر وقت برگردی، قدمت سر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come back anytime: قدمت سر چشم، هر وقت برگردی، قدمت سر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
just so you know: بگم که بدونی، گفتم که بدونی، گفته ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dirt farmer: کشاورز دست تنها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jaw dropped: کف کردن، کف کسی بُریدن، بر ق از سر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having a hard time: مشکل بود که، سخت می توانست که، سخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that is something: این شد یه چیزی، اینش خوبه، خوب شد ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rise above: از پس چیزی/کاری/کسی/وضعیتی برآمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turf war: جنگ قلمرو، جنگ محله ای، جنگ بر سر م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
without missing a beat: 1 بدون تردید، بدون شک، بدون اینکه ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come right down to it: همۀ جوانب را در نظر گرفتن، همۀ جزئی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come right down to it: همۀ جوانب را در نظر گرفتن، همۀ جزئی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
undergoing: دستخوش چیزی شدن/بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in as many days: در این دو روز این عبارت، خواننده را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in as many days: در این دو روز این عبارت، خواننده را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
public exposure: در مفاهیم حقوقی، عنوان جُرمی در ایا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
public exposure: در مفاهیم حقوقی، عنوان جُرمی در ایا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seeing as though: حالا که، از اونجا که، با توجه به ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go from: از چیزی به چیز دیگری رسیدن، از چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go from: از چیزی به چیز دیگری رسیدن، از چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
work it out: حل و فصل کردن، رفع و رجوع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it just so happens that: اتفاقا، بر حسب اتفاق، از قضا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i mean: می توان به عنوان کلمۀ ربط هم از آن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
picketer: معترض، اعتراض کننده، اعتصاب کننده، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
riled up: عصبی، خشمگین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
information desk: باجۀ پذیرش، میز پذیرش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heckling: هو کردن، سرو صدا کردن، شلوغ کاری کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the next thing i knew: بلافاصله بعدش، پشت بندش یهویی. . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run errands for: دوندگی کردن برای کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hang up: به معنای چسباندن به دیوار هم هست. م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bat one's eyes: جلب توجه کردن با چشم، آمار دادن با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bat one's eyes: جلب توجه کردن با چشم، آمار دادن با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
you're all set: معنی دیگۀ آن اینها است. تموم شد، ...
٢ سال پیش