نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
scot free: سُر و مُر و گُنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scot free: سُر و مُر و گُنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
skate: عبور کردن، گذر کردن، گذشتن، رفع اته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
liability: تقصیر ( حقوق )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go through: از پس چیزی بر آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
class action suit: دعوای گروهی، شکایت گروهی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
liability trial: دادگاه مسئولیت، محکمه تقصیر. ( دادگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on the brink of: در بحبوحه ی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dispassionate: غیر مغرضانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dispassionate: غیر مغرضانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come back: جناب نجفیان با فرمایشتون کاملا مواف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
punt: توپ را در زمین فرد دیگری انداختن، م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
magistrate judge: قاضی صلح، قاضی بخش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
magistrate judge: قاضی صلح، قاضی بخش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
demoralized: تضعیف روحیه شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
demoralized: تضعیف روحیه شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
high end: حداکثر، بالاترین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
nigger: سیاه سوخته، سیاه زنگی، ( لزومی ندار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beseeching: با التماس، با خواهش و تمنا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deal with: سر و کله زدن، معامله کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contained: محبوس، تحت نظر، بازداشت، تحت کنترل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unbidden: غیرارادی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unbidden: غیرارادی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
informed: آگاهانه، با سند و مدرک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
costly: هزینه بردار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ordeal: مصائب ( جمع مصیبت )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
damage: معنای غرامت، خسارت، جبران مافات و ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wantonly: گستاخانه، افراط گونه، بی خود و بی ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compensatory: غرامتی، خسارتی، مربوط به دیه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unused to: عادت نداشت که
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
see stars: بیهوش شدن ( دراثر ضربه به سر ) از ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
malicious reason: سؤِ نیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
beyond dispute: مسلّم، مُحرز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mounting: به کرسی نشاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go into: تحقیق کردن، بررسی کردن، پرسش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knock on door: خود را ارائه دادن، خود را نشان دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rip away: جدا کردن، سلب کردن، گرفتن، طرد کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rip away: جدا کردن، سلب کردن، گرفتن، طرد کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come to: پیدا کردن ( حس، احساس )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
legal journey: روند قانونی، فرآیندِ حقوقی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
call out: انتقاد کردن، نقد کردن، ایراد گرفتن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call someone out: انتقاد کردن از کسی، ایراد گرفتن از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ship off: بی خیال شدن، منصرف شدن، ترک کردن، و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stonewalled: به بن بست خورده، گیر افتاده، مثل خر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shoot for: تلاش کردن برای چیزی، قصد چیزی را دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shoot for: تلاش کردن برای چیزی، قصد چیزی را دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
booklet: کتاب راهنما
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
phanindra: فانیندرا معنی جهانگرد نمی دهد، فانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
exceptionally: به طرز خاصی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tops of feet: قسمت بالای پنجه پا، پش پا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
occurrence: حادثه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
life threatening: به نحوی که جان را به خطر بیاندازد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heir: جانشین، ولیعهد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
serve as: به منزله ی چیزی بودن، در مقام کاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shy of: کمتر از، قدری کمتر از، اندکی کمتر، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gauntlet: راهروی لت و کوب، مسیر کتک زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
my best friend: رفیق جینگِ من
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
best friend: دوست صمیمی، یارِ غار، رفیقِ گرمابه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
best friend: دوست صمیمی، یارِ غار، رفیقِ گرمابه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
handicapped: علیل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
avoidance: گوشه گیری، اجتماع گریزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
inhumanely: به دور از انسانیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inhumanely: به دور از انسانیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pitifully: به طرز اسف باری، به طور تأسف باری، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pitifully: به طرز اسف باری، به طور تأسف باری، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
serve: احضاریه دادن ( کاری که مأمور احضار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
raggamuffin: بی سر و پا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dodge a bullet: قسر در رفتن، جا خالی دادن، جان سالم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
argue: طلب کردن، درخواست کردن، خواستار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take on: به پایان رساندن، تمام کردن، از پس ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discovery: جریان تأمین دلیل، اجرای درخواست ارا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
classic: مصداق دقیق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stand together: پشت در پشت هم بودن، کنار هم ایستادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
alike: و همچنین، نیز، و همینطور
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open the door: امکان پذیر کردن، مهیا کردن، آسان کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
open the door: امکان پذیر کردن، مهیا کردن، آسان کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all the more reason: دقیقا به این دلیل است که، درست به ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tenacious: دقیق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sustained: وارد ( حقوق )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
overruled: وارد نیست ( حقوق )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plan for: تدارک دیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trauma: ضایعه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hysterical: حالت عصبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
medical care: درمان، مُداوا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
report: از کسی دستور گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neglect: سرسری گرفتن، قصور، اهمال، فراموشکار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
assistive cane: عصای زیر بغل، عصای کمکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come from: مربوط به جایی/کسی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put down: تحت کنترل در آوردن، خاموش کردن، فرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wantonness: بی بند و باری، شرارت، بی قیدی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wantonness: بی بند و باری، شرارت، بی قیدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deliberate indifference: لاقیدیِ عامدانه، بی تفاوتیِ تعمدی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
imply: القا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
combined with: در معیتِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hung: گیج، آشفته، پادرهوا، مختل، معطل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
any and all: تماما بدون استثنا، کلا بدون استثنا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
any and all: تماما بدون استثنا، کلا بدون استثنا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ascribe: به گردن کسی انداختن ( تقصیر، گناه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay notice: خبر دادن، اطلاع دادن، آگهی دادن، مط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
incase: اگر یک زمانی، اگر یه وقتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come back: در مواردی همچون، گزارش و حکم دادگاه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hand down: تعیین کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
currently: همین الان، در حال حاضر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suss out: پیدا کردن، کشف کردن، یافتن، دیدن، ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
intention: تمایل، علاقه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
look into: برانداز کردن، برآورد کردن، سنجیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn to: رو زدن به کسی ( به منظور انجام خواس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
absurd: مزخرف، دری وری، شر و ور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
plead: خواهش کردن، التماس کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
beseechingly: با التماس، با خواهش، متضرعانه، به ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beseechingly: با التماس، با خواهش، متضرعانه، به ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shell casing: پوکه، پوکه ی فشنگ ( علوم نظامی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shell casing: پوکه، پوکه ی فشنگ ( علوم نظامی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
informed: قطعی، موثق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fortunately: از بختِ خوب، از شانسش، شانس آورد که
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wrapped up in: درگیر چیزی شدن، علاقه مند شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
effect: عاقبت، جمع ( عواقب )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impulse: قصد، هدف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
most movingly: از همه تکان دهنده تر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
most movingly: از همه تکان دهنده تر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
second circuit court of appeals: دادگاه پژوهشِ دوم، دادگاه تجدیدنظر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
circuit court of appeals: دادگاهِ استیناف، دادگاه فرجام خواهی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
class wide liability: مسئولیت در سطح گروه، تقصیر در سطح گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
settler: توافق کننده، کسی که روی چیزی/مطلبی/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knock on the door: خود را معرفی کردن، خود را ارائه کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wrap up: راست و ریس کردن، سر و ته چیزی را هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
push back: عقب راندن، پس زدن، جلوگیری کردن، ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
yet: درحالیکه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
elated: سر از پا نشناختن، کیفور شدن، کیف کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
too much to take: بیش از حد مجاز، غیرقابل تحمل، تحملش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
festering: چرکی، چرکین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kinship: احساس یگانگی داشتن، احساس نزدیک بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come along: حضور پیدا کردن، حضور داشتن، بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
plague: گرفتار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
glean: ذره ذره فهمیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
restitution: دیه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break rank: لغو دستور کردن، نافرمانی کردن، راه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
good old boy: رفقای قدیمی، بچه های گذشته/قدیم ( گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
precious little: خیلی کم، بیش از حد کم، فوق العاده ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
precious little: خیلی کم، بیش از حد کم، فوق العاده ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
muse: به حالت تفکر چیزی گفتن، به فکر فرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eye rolling: چشم غره رفتن، چپ چپ نگاه کردن، پشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
eye rolling: چشم غره رفتن، چپ چپ نگاه کردن، پشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eye role: چشم غره رفتن، پشت چشم نازک کردن، بد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sighing: افسوس خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
resented: مورد تنفر، مورد خشم، مغضوب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resented: مورد تنفر، مورد خشم، مغضوب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not have two nickels to rub together: آه نداشت که با ناله سودا کند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not have two nickels to rub together: آه نداشت که با ناله سودا کند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grapple: حل کردن، حل و فصل کردن، برطرف کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
work through: غلبه کردن ( بر مشکل، یا ناراحتی یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a rat’s ass: اهمیت دادن، ( یا درحالت منفی ) اهمی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
divvy up: تقسیم کردن، بخش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
divvy up: تقسیم کردن، بخش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
public stand: موضع عمومی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
outmaneuver: پیشی گرفتن، جلو زدن، برتری یافتن، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
manipulate: بازیچه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
manipulated: فریب خورده، تحت تأثیر قرار گرفته، ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
across: درتمامِ، در کُلِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شش تایی: لقب باشگاه پرسپولیس یا پیروزی تهران ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
شش تایی: لقب باشگاه پرسپولیس یا پیروزی تهران ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
but: علاوه بر آن، از طرفی دیگر، از سوئی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hall: اداره، آژانس، سازمان، ارگان ( دقت ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
much the same: تقریبا همان، عینا همان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
much the same: تقریبا همان، عینا همان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
guggle: غرغره کردن ( آب نمک یا. . . . )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
how do you do: چه خبر؟ سلام، احوال محوال، چیکارا م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suppose: وظیفه داشتن، موظف بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
file: تشکیل پرونده، پرونده تشکیل دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make it: زندگی کردن، گذران زندگی کردن، زندگی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hometown: شهر آبا و اجدادی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set for: آماده شدن/بودن، مهیای چیزی/کاری بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
set for: آماده شدن/بودن، مهیای چیزی/کاری بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit pay dirt: منابع با ارزش را یافتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
armed with: با در اختیار داشتنِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
remove: گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold: مصداق داشتن، دلالت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
invoke: کمک گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
livid: عصبانی، آمپر چسباندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slap with: وارد کردن، حکم دادن، محکوم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand off: رکود، وقفه، بن بست، صفر صفر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
within the speed limits: با حفظ سرعت مجاز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speed limits: سرعت مجاز در رانندگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
irregularly: نامنظم، بی نظم و ترتیب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
denunciation: سرزنش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
general consensus: اتفاق نظر کلی، اجماع نظر همگانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one way or another: به هر حال، هرچه باشد، هرکاری هم که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
interest thereon: سودِ روی چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the context of: در راستای، در چارچوب، در رابطه با، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in the context of: در راستای، در چارچوب، در رابطه با، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tragically: به طرز فجیعی، به شکل مصیبت آمیزی، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tragically: به طرز فجیعی، به شکل مصیبت آمیزی، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shame somebody into doing something: کسی را توی رودربایستی انداختن ( به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shame into: ( برای انجام کاری ) توی رودربایستی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dispel: از بین بردن، کنار گذاشتن، محو کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
notably: نکته اینجا بود که
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
incensed: عصبانی، ناراحت، خون به جوش آمده، گُ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whine: غر غر کردن، مویه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
anyone's guess: هیچ کس نمی داند که، کسی خبر نداشت ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
reassuring: دل خوش کُنک
٢ سال پیش