نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
you're all set: معنی دیگۀ آن اینها است. تموم شد، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bringing up the rear: آخر بودن، آخرین نفر، پشت سر قرار دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
benefactor: پشتیبان، حامی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
or rather: یا بهتر بگویم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
do well to: بهتر است که، باید که
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rapturously: با ذوق و شوق، با هیجان، با شوق زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rapturously: با ذوق و شوق، با هیجان، با شوق زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not in a good way: به حالتِ بدی، به شکل ناپسندی، به طر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
given half a chance: اگه پاش بیفته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
glare at: چپ چپ نگاه کردن، بد نگاه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go through with: از پس چیزی بر آمدن، از عهدۀ کاری بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
artifact: محصول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
the last of us: آخرین بازمانده ها درسته. نه آخرین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reluctantly: از سر ناچاری، به ناچار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on one's plate: وقت گرفتن، انرژی را گرفتن، صرف وقت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on one's plate: وقت گرفتن، انرژی را گرفتن، صرف وقت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
baby fine hair: موی نازک بچه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
homecoming queen: در دبیرستان یا کالج به دختری می گوی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knight: مقام دادن، جایگاه بخشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that’s about it: همین بود و بس. همین و بس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
affirmation: جملات انگیزشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the coast is clear: اوضاع آرام است، خبری نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
like nobody's business: خیلی خوب، خیلی زیاد، به سرعت، طوری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
like nobody's business: خیلی خوب، خیلی زیاد، به سرعت، طوری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fairground: بازارگاه، محل احداث بازار یا نمایشگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fairground: بازارگاه، محل احداث بازار یا نمایشگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have to hand it to someone: این عبارت زمانی استفاده می شود که ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have to give it to someone: این عبارت زمانی استفاده می شود که ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cluck: بشکن زدن با زبان. به صدایی می گوین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
penny arcade: شهربازی سرپوشیده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paralleling: به موازاتِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
parallel: همخوانی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stump: محل بریدیگی. الزاما برای درخت نمی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take some convincing: راضی کردن اش سخت هست اگر منفی باشد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thing was: موضوع این بود که، جریان این بود که، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thing was: موضوع این بود که، جریان این بود که، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the larger picture: چم و خم ماجرا، زیر و بم کار، مثل جر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the larger picture: چم و خم ماجرا، زیر و بم کار، مثل جر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have more than earned: فراتر از حد انتظار ظاهر شدن نتیجه ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have more than earned: فراتر از حد انتظار ظاهر شدن نتیجه ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have more than earned it: بیشتر از حد لزوم تلاش کردن بیش از آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have more than earned it: بیشتر از حد لزوم تلاش کردن بیش از آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rejuvenation: 1 ) انرژی دادن، انرژی بخشی 2 ) راهک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
replenish: به حالت اول برگرداندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get into one's head: به سر کسی زدن، به فکر خطور کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on its merits: صرفا بر اساس ارزش های خود، تنها به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on its merits: صرفا بر اساس ارزش های خود، تنها به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for his part: به سهم خود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have occasion to do something: 1 ) ناچار شدن، لازم دیدن، ضرورت یاف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
harden: تبدیل شدن، تغییر ماهیت دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
storefront: مغازۀ نبش خیابان. به ویژه اتاقی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pit of the stomach: عمقِ وجود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
queasiness: غم، اندوه، ناراحتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it wasn’t until: حالت دیگری هم می توان ترجمه کرد. ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oh: در موقعیت های مختلف می تواند معانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one sort or another: 1 ) از این دست، از این طیف، از این ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by way of: 1 ) بابتِ ، به خاطرِ ، به دلیلِ 2 ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chase after: در جست و جوی . . . . . بودن در پیِ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
his full weight: با تمام قدرتش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
his full weight: با تمام قدرتش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come out wrong: اشتباه از آب در آمدن نتیجۀ مورد انت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off we go: الزاما معنای راه افتادن و حرکت کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
advocacy: پشتیبانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
meant for: برای چیزی/کسی/کاری ساخته شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stretch of time: دوره، هنگامه، مدت زمان، دوران، هنگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stretch of time: دوره، هنگامه، مدت زمان، دوران، هنگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so again: یک بارِ دیگر، بار دیگر، دوباره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
so again: یک بارِ دیگر، بار دیگر، دوباره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delights: نوعی شیرینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
delights: نوعی شیرینی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
display box: مقوای مخصوص خوراکی، کارتن خوراکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blast: محشر، خارق العاده، عالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
obsessing: وسواس فکری، فکر مشغولی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
manifest: به وجود آوردن، ایجاد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
side jobs: مشاغل جانبی، کارهای غیر اصلی، شغل د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
side job: کار غیر اصلی، شغل دوم/سوم/. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lock in: به دست آوردن، تصاحب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
salesy: زور چپانی، به زور فروختنی، زبون ریخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skinny fat: توپُر به کسی می گویند که بدنش چربی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work one's butt off: پدر خود را در آوردن، دهن خود را سرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stray bullet: گلولۀ تصادفی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
miss priss: خانوم مغرور و از خودراضی، خانوم پر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bob haircut: مُدل موی باب. چیزی شبیه مدل موی مصر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spa: سالن مراقبت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loan officer: مسئول وام، وام دهنده، کارمند دفتر و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
loan office: دفتر وام، بنگاه/موسسۀ رهنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
amount to: تبدیل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drugged up: تحت مصرف شدید دارو بودن، داروی زیاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
same ole same ole: همون همیشگی، همون حالت ثابت، مثل سا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
same ole same ole: همون همیشگی، همون حالت ثابت، مثل سا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
light up: شوق پیدا کردن، اشتیاق داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
plateau: در مفوهم انتزاعی یعنی: درجا زدن، ثب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be over it: دست کشیدن از چیزی، دل کندن از چیزی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take jabs at: 1 انتقاد کردن، گله کردن، نارضایتی ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
agree to disagree: تحمیل نکردن عقیده به دیگری، سازش کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
defuse: آرام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ergonomic: خوش ساخت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knock yourself out: بسم الله. . . . یعنی شروع کن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fudgepacker: لفظی توهین آمیز برای تحقیر مردان هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fudgepacker: لفظی توهین آمیز برای تحقیر مردان هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scenic route: مسیر خوش منظره، جاده ی زیبا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
self preception: درک از خود، خود آگاهی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self preception: درک از خود، خود آگاهی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
actionable: قابل انجام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive into the ground: شیره ی چیزی/کسی را کشیدن، کاری را ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drive into the ground: شیره ی چیزی/کسی را کشیدن، کاری را ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flip on: روشن کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here it goes: 1 ) اینجوریه، اینطوری می شه، از این ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
here it goes: 1 ) اینجوریه، اینطوری می شه، از این ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cramped up: گرفته، کش آمده، منقبض شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cramped up: گرفته، کش آمده، منقبض شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
supply run: دویدن برای رساندن چیزی ضروری به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
supply run: دویدن برای رساندن چیزی ضروری به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heartbreaking: جانسوز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rise to the occasion: تا تنور داغ است، چسباندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
good enough: تا حدی خوب است. تا حدودی خوب است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bottomless: اگر برای کیف و کیسه و محفظه نگه دار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick one's battles: خود را درگیر مسائل جزئی نکردن، وارد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pick one's battles: خود را درگیر مسائل جزئی نکردن، وارد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ultra achieving: ابر موفق، فوق موفق، ورا کامیاب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ultra achieving: ابر موفق، فوق موفق، ورا کامیاب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call someone over: کسی را به جایی فراخواندن، صدازدن کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call someone over: کسی را به جایی فراخواندن، صدازدن کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick–to–itiveness: عزم راسخ، پایبندی، پایبند بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stick–to–itiveness: عزم راسخ، پایبندی، پایبند بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk smack: نیش و کنایه زدن، متلک انداختن، با ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go to person: آدم آچار فرانسه، کار راه انداز، مشک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a pin: اهمیت دادن، مهم بودن، ارزش قائل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it’s about time: جمله ای است که معمولا برای نشان داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
self health: خود بهبودی، خود سلامتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self health: خود بهبودی، خود سلامتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bankrupt: درب و داغان در مفاهیم روحی و عاطفی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
courting: دلبری کردن، دلبستگی ایجاد کردن، ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on the same page: یک جور فکر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boss babe: خانوم رئیس، زن موفقی که با وقار و ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boss babe: خانوم رئیس، زن موفقی که با وقار و ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pack and play: تخت و پارک کودک وسیله ای شبیه گهوار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pack and play: تخت و پارک کودک وسیله ای شبیه گهوار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quotas: پورسانت، پاداش فردی، سهم دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
game plan: راهبرد مدیریتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lifestyle: به جز سبک زندگی این معنی ها را هم م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self esteem: دوستانی که فرمودن خود ارزشی برای ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self esteem: خود ارجمندی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
استاد: در این که این واژه پارسیه هیچ شکی ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pansy: نازک نارنجی، نُنُر، بچه ننه، سوسول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
my man: یه چی مثل داداش خودم رفیق خودمی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
too much of a good thing: یعنی با پدیده ای روبرو هستیم که به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get the picture: دیگه تا تهش برو فقط این رو بدون که
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strong: راسخ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stronger: راسخ تر، توانمند تر، پرزورتر دوستا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
little ways: تا حد کمی، خیلی کم، اندکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
little ways: تا حد کمی، خیلی کم، اندکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come to pass: به حقیقت پیوستن. رنگ و بوی واقعیت گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have the time of one's life: کیفِ دنیا را کردن، خر کیف شدن، کیفو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
breakthrough: پدیده، تازه شناخته شده، کشف شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have down: مهارت داشتن در چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have down: مهارت داشتن در چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nerd: بچۀ درسخوان و نابغه ولی کسی که در ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
respond: اجابت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
holy crap: یا پیغمبر! یا جدِ میرزا!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for all we know: تنها چیزی که ما می دونیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pour oneself into someone: خود را وقف دیگری کردن خود را درگیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spa: رامشگاه ( جای آرامش )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
liquid saving: پس انداز آب کردنی، پس انداز جاری پس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drivers ed: تمرین رانندگی برای نوجوانان آماده ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sane: سرحال
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sniffly nose: آبریزش بینی بالاکشیدنِ دماغ دماغی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with a full heart: با رضایت کامل، بی ریا، بدون تردید، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
with a full heart: با رضایت کامل، بی ریا، بدون تردید، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
respondent: در حقوق، خوانده یا متهم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant leg: ساق شلوار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
made guy: عنوان غیررسمی برای اشاره به اعضای م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tough shit: این اصطلاح در واقع یه جور کنایه هست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your tax dollars at work: گونه ای کنایه است مربوط به زمانی اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my tax dollars at work: گونه ای کنایه است مربوط به زمانی اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
watch my six: اصطلاح مربوط به نظامیان به معنای حو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
another toothpick: یه مرگ دیگه یک بلای دیگر یک مصیبت د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grand theft auto: این عبارت، عنوان یه جرم هست در ایال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
public masturbation: عنوان جرمی در ایالات متحده امریکا ف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
angel lust: نعوظ پس از مرگ معمولا در افرداد مُر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
death erection: نعوظ پس از مرگ معمولا در افرداد مُر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decompensate: تعادل را بر هم زدن به عقب برگشتن جب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
social call: دیدار ملاقات دیدن کردن تماس گرفتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chain of custody: سلسله مراتب بازداشت ( حقوق ) در م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
epiglottic: مربوط به اپی گلوت ایجاد شده توسط اپ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pack fudge: رابطه آنال داشتن بیشتر به روابط مر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dubbing: اسمشو گذاشتیم چاقالو
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fraught: فرار کردن از کشور، خیلی خطرناک بود
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
advise: خواهرش او را از رانندگی در کولاک بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
undeterred: علی رغمِ شکستهای اولیه اش، تصمیم دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
decently: برای رفتن به مصاحبه، باید لباس درخو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
take: مرد، بسته ای که زن حمل می کرد را از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take: اون مرده کیفِ منو زد!
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in short: اون موقع هنوز شلوارک پام بود
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
barracks: افراد را بعنوانِ تنبیه، در پادگان ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
barracks: سربازانِ ذیربط را در سربازخانه/پادگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lawsuit: دادخواستی/دعوایی/شکایتی بر علیهِ ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
secured: پیروزی، قرار نبود به این سادگی ها ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
period: سال و ماه و هفته, زمانهایی هستند که ...
٢ سال پیش