نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
contempt proceeding: فرآیندِ الزام، فرآیندی در دادگاههای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kiestering: جاسازی کردن در مقعد، ( زندانیان در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kiestering: جاسازی کردن در مقعد، ( زندانیان در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
familiar: شناخته شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take exception to: رد کردن، نپذیرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
characterization: تشخیص ( در زمینه بیماری )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
newly founded: نو بنیان، نو بنیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
newly founded: نو بنیان، نو بنیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overplay one's hand: زیادی به خود مطمئن شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
factor: موضوع، مورد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unrestricted: بی اندازه، بی حد و اندازه، باری به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
permit: صدق کردن، صادق بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
leave no stone unturned: سنگ تمام گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
email encryption in transit: کنفرانس تعیین وضعیت، نشست تعیین وضع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
email encryption in transit: کنفرانس تعیین وضعیت، نشست تعیین وضع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reversible error: خطای برگشت پذیر، اصطلاحی است در حقو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reversible error: خطای برگشت پذیر، اصطلاحی است در حقو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
prima facie: دریک نگاه، پیش از بررسی به حالتی گف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suspend: برکنار کردن، کنار گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
insofar: چراکه، چونکه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow with: کاری را پس از کارِ دیگر انجام دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
follow with: کاری را پس از کارِ دیگر انجام دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
want it both ways: هم خر و هم خرما را خواستن، هم از آخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
want it both ways: هم خر و هم خرما را خواستن، هم از آخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
learning curve: فرآیند تدریجیِ یادگیری، منحنی یادگی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
januslike: بوقلمون صفت، تزویرگر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when the smoke clears: شرایط پایدار و قابل ارزیابی شدن، او ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the books: ثبت شده، ثبت نام شده، مسبوق به سابق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
phony: فیلم، فیلم هندی ( نه به معنای واقعی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
force: اجباری کردن/ساختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
denial: محروم کردن/ساختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
status quo: حالتِ فعلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
status quo: حالتِ فعلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
clumsy: دوست عزیز Dark Light معادلِ فارسیِ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ماهی ها: گرچه جمع کلمه ی Fish معمولا همان Fi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
feathery: پر دار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lucky break: جفت شیش آوردن، شانس آوردن، بخت یار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
op ed: سرمقاله ی ویژه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
play out: پیش رفتن، رقم خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
call of duty: همه جا این عبارت رو ندای وظیفه ترجم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scootch: مهربون نشستن، جمع و جور نشستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be that as it may: هرچی هم که باشه، هرجور هم که بگی، ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wet dream: زدن به جدول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
peaky blinders: �پیکی بلایندرز � اسم هست و نباید تر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
peakyblinders: �پیکی بلایندرز� اسم هست و نباید ترج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
away with you: بروپی کارت!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as surely as: به همان قطعیتی که، به همان اطمینانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in full bloom: شکوفا شدن، به اوج رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in full bloom: شکوفا شدن، به اوج رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dissect: تقسیم کردن، بخش بندی کردن، تقسیم ار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but as surely as the sun rise: قطع به یقین، قطعا، صد در صد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
untermensch: انسان مادون، دون انسان، انسانی که ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tip back: سر کشیدن، بالا بردنِ نوشیدنی ( مخصو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
secretly: از درون، در اعماق وجود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cock one's head: سر را کمی خم کردن، با سر اشاره کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cock one's head: سر را کمی خم کردن، با سر اشاره کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grave thoughts: جدیت، جذبه، ابهت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be at one with somebody: احساس آرامش کردن، احساس راحتی کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
henchmen: دار و دسته، حواریون ( اصطلاحا، یارا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no hard feelings: به دل نگیریا، یه وقت از دستم ناراحت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hover over: پرسه زدن در اطرافِ. . . ، بالا و پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
canopy: چتر درختان، سایه ی درختان متراکم ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
babushka: نوعی روسری که زنان کشاورز روس به رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oblige: پذیرفتن، تبعیت کردن، مطابق با میل ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
on sight: فورا، در آن، درجا، بی درنگ، یک مرتب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on sight: فورا، در آن، درجا، بی درنگ، یک مرتب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear hug: محکم در آغوش کشیدن، محکم بغل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
miss: پرهیز کردن، دوری کردن، جلوگیری کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
post: علاوه بر معادل های بالا، معنی چپر، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
posted: اعلام شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swirl around: تکان خوردن، به اطراف جابجا شدن، چرخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lackluster: درمفهوم عام: به دردنخور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
against: آنسوی، آن سمتِ، آن طرفِ ( برای نشان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tortured: رنجیده، عذاب دیده، شکنجه شده، آزار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
until the end of time: همیشه ی خدا، تا ابد، تا ابدالدهر، ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overcome: تحت تأثیر چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i can tell you: مشخصه، واضحه، تابلوئه، یا به حالتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
participate: حاضر شدن، حضور داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
meeting place: محل تجمع، محل گردآمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mope about: سرگردان بودن، بلاتکلیف بودن، احساس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flirt: الزاما معنای لاس زدن نمی دهد، لاس ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
absentmindedly: بدون توجه به اطراف، بدون اینکه بدان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
specs of: بخش های، ذراتِ، تکه های
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shabbily: ژنده، کهنه، نامرغوب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay cut: کاهش دستمزد، کم کردن حقوق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pay cut: کاهش دستمزد، کم کردن حقوق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take pay cut: به دستمزد کم راضی شدن، کاهش حقوق را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
retail clerk: فروشنده، کارمند صندوق، کارمند پشت د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep to oneself: گوشه نشینی کردن، گوشه نشین شدن، اجت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
living arrangement: مقدمات زندگی، تمهیدات زندگی، سر و س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wistful: غمگین و ناراحت بودن به این دلیل که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
check ticket: برگه ای که در ساختمان های خاص همچون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spout off: چرت و پرت گفتن، مزخرف گفتن، دری وری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spout off: چرت و پرت گفتن، مزخرف گفتن، دری وری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spout off: شر و ور گفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mythologizing: اسطوره سازی، گنده کردنِ کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zealous: دو آتشه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
horn rimmed: شاخی، عینکِ دسته شاخی، عینک های قاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
horn rimmed: شاخی، عینکِ دسته شاخی، عینک های قاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
roll your eyes: چپ چپ نگاه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold on to: محکم گرفتن، محکم نگه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blank: پریشان، پریشان حال
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch sight of: یک نظر چیزی/کسی را دیدن، چشم به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alpha and amega: تماما، موبه مو، واو به واو ، صفر تا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
alpha and omega: تماما، موبه مو/واو به واو ، صفر تا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alpha and omega: تماما، موبه مو/واو به واو ، صفر تا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gave away: لودادن، فاش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rigidly: با جدیت، خیلی جدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swipe through: از میانِ چیزی رد کردن، میانِ چیزی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swipe through: از میانِ چیزی رد کردن، میانِ چیزی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make up: از خود درآوردن، از خود ساختن ( درمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
click one's tongue: با زبان صدا در آوردن، همچون صدایی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for one reason or another: به هزار و یک دلیل، به هر دلیلی که ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one way or another: هرجور که شده، هرطور که شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
trundle: به آرامی حرکت کردن، به آرامی پیش رف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blackout curtains: پرده های تیره، نوعی پرده که رنگ آن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blackout curtains: پرده های تیره، نوعی پرده که رنگ آن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bullshit artist: دروغگو، کلاش، شارلاتان، نیرنگ باز، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quality: حالت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
condensation: بخار کردن شیشه عینک، پنجره و. . . ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wander off: هنگام صحبت از موضوعی به موضوع دیگر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
discomfort: معذب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
absentminded: کسی که برای جلوگیری از فکر کردن درب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bitter: سرد، سوزناک، سوز، تند و تیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bite into: با دندان گاز گرفتن، با دندان فشار د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impression: نظر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bland: بی احساس، خسته کننده، بی روح، عادی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unremarkable: عادی، معمولی، نه چندان خوب، خسته کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
leery: جناب نوروزی زبان شیرینِ پارسی به قد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
win over: اعتماد کسی را جلب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dissolve: محو شدن، گُم شدن از دیدگان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
admission: پذیرفتن، اقرار ، تایید، رضایت، تحسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
more than: بیش از حد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chase away: دنبال کردن، مجبور به فرار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fostering: ایجاد، ترویج
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lamenting: تأسف، سوگواری، ناراحتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lamenting: تأسف، سوگواری، ناراحتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
resolve: عزم، خواست، اراده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep: سریع حرکت کردن، درحرکت سریع رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cavern: اتاقی بزرگ و بی سرو ته، اتاقِ لخت و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flip over: پشت و رو کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kandinsky: واسیلی کاندینسکی، نقاش روس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come by: تهیه کردن، جفت و جور کردن، ردیف کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
border into: احاطه کردن، دور چیزی را گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
frame: احاطه کردن، دور چیزی را گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resistance: مبارزه، ضدیت ورزیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pace around: گشت زدن، دور چیزی گشتن، قدم زدن، اط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
helping: مقدار، بخش ( در رابطه باغذا و نوشید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without force: بی اهمیت، غیرضروری، غیرواجب، نا مهم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
coal burner: زغال سوز، در واقع زغال سنگ سوز. دست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
charcoal burner: زغال سوز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bide ones time: دنبال زمان مناسب گشتن، منتظر وقتِ خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
derisively: پوزخند زنان، به حالت استهزا، به حال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sardonically: به حالت مسخره، به حالت ریشخند، ریشخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mocking: مسخره، پوزخند آمیز، خنده دار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mockingly: به حالت مسخره کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stiff: بی حرکت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
peer around: اطراف را بررسی کردن، دور و بر را پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pasty: رنگ مثل گچ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strike off: ازکسی چیزی جداکردن/شدن، راه/مسیر را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spur: تحریک کردن، انگیزه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scratch out: خط زدن بخشی از کار یا نوشته برای پن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scratched out: خط زدن بخشی از کار یا نوشته برای پن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snugly: به شکلی راحت، به طرز جمع و جوری، به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resort: دست به دامن شدن، انجام دادن، روی آو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intense: پُررنگ، سیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trim: کوتاه کردن کمِ مو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at any rate: به هر حال، هر طور که باشد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ruffling: چین دار، درحال تکان خوردن، چرخان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the effort: هنگام انجام کار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cast a pall over: ناراحت کردن، حال کسی را گرفتن، ضدحا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
acknowledgment: تقدیر و تشکر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
startling: شگفت آور، حیرت انگیز، عالی، چشمگیر، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
streak: خط، خط دار، نوار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
upturned: رو به بالا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
relent: دست کشیدن، وا دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tie up: اشغال بودن/کردن خط تلفن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delousing: شپش زدایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
delousing: شپش زدایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as hell: مثل چی، مث خر، مثل سگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
skirt: دور زدن، پیچاندن، از دور چیزی رد شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drop into: نشستن، فرو افتادن، لم دادن، انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
scratchy: زمخت، نابه هنجار، سخت، خشن، سنگین، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scratchy: زمخت، نابه هنجار، سخت، خشن، سنگین، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strike: تحت تأثیر گذاشتن، توجه را جلب کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be up to no good: ریگی به کفشِ کسی بودن، نیت بد داشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
account for: در بر گرفتن، شامل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pompom: منگوله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall in line: همرنگ جماعت شدن، مانند بقیه رفتار ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seep into: نفوذ کردن به جایی، رسوخ کردن به درو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
seep into: نفوذ کردن به جایی، رسوخ کردن به درو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
faint heartedness: ترس، بزدلی، ترسو بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
calculating: سنگدل، بی رحم، ظالم، بی مروت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
papers: مدارک، مدارک شناسایی، کارتهای شناسا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
papers: مدارک، مدارک شناسایی، کارتهای شناسا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
swung: برگرداندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wave through: با دست اشاره کردن برای عبور کسی یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blas: خونسرد، بی تفاوت، بی اعتنا، نا مشتا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unattended: به امان خدا رها کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light upon: شانسی پیدا کردن، دست به چیزی خوردن، ...
٢ سال پیش