نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
acquittal: بی گناهی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
engage: دخیل شدن، مداخله کردن، درگیر شدن، د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
in which: که به وسیله ی آن، که در آن، که از ط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
decimate: تخریب کردن، نابود کردن، از رده خارج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
decimate: تخریب کردن، نابود کردن، از رده خارج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
confident: آسوده خاطر، ایمن، دلگرم، آرام
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
whit: ریز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knowing: دانستن، علم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unsavory: ناشایست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hit upon: برخورد کردن، روبرو شدن، تصادفی دیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit upon: برخورد کردن، روبرو شدن، تصادفی دیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
innocence: معصومیت، خلاصی، رهایی، نجات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
innocence: معصومیت، خلاصی، رهایی، نجات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
look: در نظر گرفتن، مدنظر قرار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
compel: بر آن داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compel: بر آن داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pore: موشکافی، کنکاش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pore over: موشکافی کردن، کنکاش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rigor mortis: مَرگا خُشکی یا مرگ خُشکی، ( به جای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
struck: جا خورد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
certainly: بی برو برگرد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in the clear: در امنیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
parting shot: تیرِ آخر، حُسن ختام، کلام آخر، گفته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
depressiveness: افسردگی، ناراحتی، غصه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
depressive: ناراحت کننده، تو مخی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
persevere: ادامه دادن، کم نیاوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decide upon: برگزیدن، تعیین کردن، به اتفاق نظر ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
decide upon: برگزیدن، تعیین کردن، به اتفاق نظر ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
decide on: تعیین کردن، گزیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cleared his name: بی گناهی خود را نشان دادن، اثبات بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cleared his name: بی گناهی خود را نشان دادن، اثبات بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on all counts: از همه لحاظ، از هر نظر، از همه جنبه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in all regards: از همه نظر، از همه جهت، از هرشکل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
entitled to: مستحق چیزی بودن، سزاوار و لایق و شا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
entitled to: مستحق چیزی بودن، سزاوار و لایق و شا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
entitled: مستحق چیزی بودن، سزاوار و لایق و شا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
compromise verdict: رای سازشی، حکم مصالحه ای ( به حکمی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
directed verdict: رای مستقیم، حکم مستقیم ( اشاره به ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
surprise witness: شاهد شگفتی ساز، پدیده شاهد، شاهد غا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
enter the fray: درگیر شدن، دنبال دردسر گشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over: سَرِ، طیِ ، به هنگامِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
walk into: خیلی راحت کار پیدا کردن، به چیزی خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
manifest: پدیدار شدن، پیدا شدن، شکل گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go ballistic: خون به جوش آمدن، یک مرتبه عصبانی شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ballistic: خون به جوش آمدن، کُفری شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
got to his feet: بلند شدن، ایستادن، سرپا شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
got to his feet: بلند شدن، ایستادن، سرپا شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hop to one's feet: سریع بلند شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overwhelm: به فکر فرو رفتن، خشک زدن ( فلانی خش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
burst: شکستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
independently: بدون در نظر گرفتن حواشی، جدا از سای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
earnestly: خیلی سنگین، کاملا جدی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pain: زجر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
intensity: شور و شوق، کشش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
under: با، همراهِ، به همراهِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
motivation: هدف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whole appearance: ظاهر کُلی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at that point in time: در آن زمان، در آن وقت، در آن موقع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
at that point: در آن موقع، در آن وقت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dramatic: هیجانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
follow on: در پی بودن، در ادامه بودن، بعد از چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
follow on: در پی بودن، در ادامه بودن، بعد از چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
erupt: به وجود آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
inconsistency: تعارض، تضاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inconsistency: تعارض، تضاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
as far back as: از زمانِ ، از وقتی که، از موقعِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suppressed: لغو شده، توقیف شده، ملغی، بسته، پنه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in one's mind: به نظرِ، به عقیده ی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
parole: عفو مشروط گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unbelievably: ناباورانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
more unbelievably: به طرز ناباورانه تری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rest on: منوطِ به، وابسته به، در گروِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
establish: پایه ریزی کردن، برپا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
felony: شریرانه، شرورانه، بی رحمانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
felony: شریرانه، شرورانه، بی رحمانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
daunted: ترسیده، ناامید، نگران، تحت تأثیر قر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
undaunted: خونسرد، ریلکس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
valiantly: شجاعانه، جسورانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fact remains that: با این حال هنوز هم ( وجود دارد، صاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
detailed: جز به جز، تفصیلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
out from under: جدا از سختی ها، فارغ از مشکلات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
usually moorings: ثبات، امنیت، آرامش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
kick: کنار گذاشتن، متوقف کردن، کنارزدن، خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clarification: تفسیر، شرح، تشریح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
drained: نفس بریده، شدیدا خسته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
foreperson: مدیر، متصدی، مباشر، سر کارگر، سرتیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sink in: حلاجی کردنِ ( یک گفته )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wept: گریان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
weep: به گریه افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overcome: احساساتی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jointly: متفق القول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jointly: متفق القول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in many cases: در بسیاری از موارد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in many cases: در بسیاری از موارد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slate: در نوبت قرار داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
court of public opinion: استفاده از رسانه برای اثر گذاری روی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flyers: اطلاعیه ها، اعلامیه ها، آگهی ها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flyer: اعلامیه، اطلاعیه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leaflet: اطلاعیه، تراکت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deploy: تنظیم شدن/کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
set back: به تأخیر انداختن، با مشکل مواجه کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
require: مجبور کردن، خواستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
committed: مقید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
committed to: متعهد به چیزی بودن، مقید به کاری بو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
still to be: هنوز مانده بود، ( انجام نشده بود )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
including: مثلِ، مانندِ، همچون، همانند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
relentlessly: سرسختانه، با تلاش و کوشش، مُصِرانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
homework: تکلیف، امورات محوله، اقدامات لازم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
first up: پیش از همه، قبل از هرچیز، نخست آنکه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
docket: فهرست، ( فهرست پرونده هایی که درداد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fellow prisoner: همبند، زندانیِ هم رده، هم تراز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sharecropper: رعیت، برزگر، کشاورزِ مستآجر ( کشاور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sharecropper: رعیت، برزگر، کشاورزِ مستآجر ( کشاور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
state line: مرز بین دو ایالت، مرز بین دو استان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
state line: مرز بین دو ایالت، مرز بین دو استان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fail: نادیده گرفتن، بی توجهی کردن، انجام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hellhole: سگدونی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hellhole: سگدونی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jaded: درمانده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hang around: معاشرت کردن، همراهی کردن، نشست و بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
find oneself: فکر کردن, دیدن, درنظر گرفتن ( کسی ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
electrocute: اعدام با صندلی الکتریکی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teachings: آموزه ها، تعالیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
teachings: آموزه ها، تعالیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
moniker: اسم مستعار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moniker: اسم مستعار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ideology: خط مشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gosh: یا خدا!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
camaraderie: اعتماد متقابل، آشنایی، دوستی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
camaraderie: اعتماد متقابل، آشنایی، دوستی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moonshine: الکل قاچاق، مشروبات الکلی قاچاق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
direction: راه و روش، خط مشی، دستورکار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
personal direction: مسیر زندگی، راه و روش زندگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
empowering: قدرت دهنده، توانمند کننده، توانایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get over: کوتاه آمدن، کنار آمدن، بی خیال شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pole: پایه سرُم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
worry over: بسیار نگران شدن، خیلی دلواپس شدن، ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on another occasion: در فرصتی دیگر، در زمان دیگری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shuddering: با ترس و لرز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vein: روش، طریق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
advantage: فایده داشتن، فایده رساندن، حسن داشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
relitigate: دوباره شکایت کردن، دوباره به دادگاه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
poke around: جستجو کردن، به دنبال چیزی گشتن، به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flashback: خاطره، ذهنیت، تصویری که در ذهن می م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
transfixed: بهت زده، مات و مبهوت، انگشت به دهان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
taken: مجذوب، جذب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
strategist: تحلیل گر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
strategist: تحلیل گر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perspective: روشن اندیشی، تفکر، طرز فکر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
struggle: قائله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moved: مجذوب، احساساتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تاج: نام قدیم باشگاه �استقلال تهران�
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
struck by: تحت تأثیر قرار گرفته، مجذوب، خرسند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
struck by: تحت تأثیر قرار گرفته، مجذوب، خرسند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
affair: رابطه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
raise an eyebrow: ابرو بالا انداختن در اثر نارضایتی ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
raise an eyebrow: ابرو بالا انداختن در اثر نارضایتی ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tricky: دشوار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trying: اذیت کننده، زجر آور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cop out: بهانه آوردن، پُشت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
round on: به باد انتقاد گرفتن، حمله کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
weigh in: مداخله کردن، دلیل آوردن، استدلال کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at the expense of: به پای، به حسابِ، به هزینه ی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
less public: دارای وجهه اجتماعی کمتر، کم تر معرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call out: صحبت کردن، اعلام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chiding: نکوهش، ملامت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chid: نکوهش، عتاب، ملامت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
left behind: به حال خود رها شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pure: بی بروبرگرد، مطلق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
darling: عزیزِ دل، نفس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inject: وارد کردن، تلفیق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fuck: کل کل کردن، کلنجار رفتن، رو مخ کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
میلاد: میلاد ریشه ی پارسی داره. در زبان شی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gear up: رسیدگی کردن، مهیا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrangling: جنجال، درگیری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
maneuvering: تمهیدات، تدابیر، استراتژی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
messaging: اطلاع رسانی، پیام رسانی، بیانیه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
messaging: اطلاع رسانی، پیام رسانی، بیانیه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
save the: به جُز، به غیر از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
save: به غیر از، صرف نظر از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear: داشتن، همراه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overestimate: قُپی آمدن، خالی بستن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overplay one's hand: به خاطر اعتماد به نفس زیادی بند را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overplay one's hand: به خاطر اعتماد به نفس زیادی بند را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
urging: تشویق، اصرار، خواست، تاکید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
urging: تشویق، اصرار، خواست، تاکید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plea out: پذیرفتن جُرم توسط متهم یا وکیل او ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plea out: پذیرفتن جُرم توسط متهم یا وکیل او ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
including: با احتسابِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
corroborate: تصدیق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
importantly: مسئله اینجا بود که، موضوع مهم این ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
press for: برای تحقق چیزی تلاش کردن، سعی کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
press for: برای تحقق چیزی تلاش کردن، سعی کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
allocate to: ذکر کردن، نام بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
allocate: محول کردن، ذکر کردن، نام بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
toast: به سلامتیِ کسی نوشیدن، ( معمولا جام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vilified: بدنام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
most significantly: از همه مهمتر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
most significantly: از همه مهمتر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to the core: به شدت، قویا، به صورتی جدی
٢ سال پیش