نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
by now: تا آن زمان ( زمان حالی که اکنون گذش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull into: جذب شدن، علاقه مند شدن، تمایل پیدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
with regard to: در رابطه با
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
holding pen: اتاق انتظار ( درمورد انسان نیز به ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hand down: اعلام کردن، ارائه کردن، واگذار کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acting director: کفیل، مدیر موقت، سرپرست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
acting director: کفیل، مدیر موقت، سرپرست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
down to: تقصیر کسی بودن، مربوط به کسی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for many years: سالهای سال، سالهای آزگار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for many years: سالهای سال، سالهای آزگار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spearhead: سردمدار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spearhead: سردمدار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
prosecute: محکوم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drum up: جمع آوری اعانه، گلریزون کردن، پول ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drum up: جمع آوری اعانه، گلریزون کردن، پول ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anal bead: گوی مقعدی، توپک مقعدی ( نوعی ابزار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
core: بخش اصلی، قسمت اصلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
significantly: موضوع این بود که، جالب اینجا بود که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drop: بی خیال شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
marshal: سازماندهی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put out: مطرح کردن، گفتن، ایراد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cordon off: وضع مقررات منع ورود و خروج، قرنطینه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cordon off: وضع مقررات منع ورود و خروج، قرنطینه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn against: در مقابل هم قرار دادن، برعلیه هم تح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
back in: قبل تر، پیش از آن، قبل از آن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
representation: وکالت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
to this end: درهمین راستا، به همین دلیل، در نیتج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
born: تشکیل شدن، ایجاد شدن، به وجود آمدن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
play: رقابت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
recognizing: با توجه به، با درنظر گرفتنِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shared: تقسیم شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
share: تقسیم کردن/شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
umbrella organization: سازمان مادر، سازمان اصلی که فعالیت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
umbrella organization: سازمان مادر، سازمان اصلی که فعالیت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
that of: در مقام مقایسه، نسبت به آنچه که، در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
preside over: مسئول بودن، تحت کنترل داشتن، کنترل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
preside over: مسئول بودن، تحت کنترل داشتن، کنترل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
yet to: نه هنوز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hand over: اعطا، دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
generate: به وجود آوردن، رقم زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
draw up: تهیه، تنظیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
button: نشان سینه، مدال، ( رجوع شود به badg ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
button: نشان سینه، مدال، ( رجوع شود به badg ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to be: برای، به منظورِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
effort: اقدام ( حقوق )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
grant: کمک هزینه، سهمیه، اعانه، مقرری، جیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
merchandiser: بازارپرداز، مسئول تبلیغات یک شرکت د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
merchandiser: بازارپرداز، مسئول تبلیغات یک شرکت د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
nature: نوع، نمونه، گونه، شکل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
boast: مفتخر بودن، مالک بودن، داشتن، در بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
affectionately: از روی علاقه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
primarily: از همان ابتدا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
still: هم، نیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turnover: جابجا کردن، جهت را تغییر دادن، رویه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
feverishly: با هیجان، با تب و تاب، با اشتیاق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
critically: واقعا، جدّا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
charge: قرار دادن، تعبیه کردن، ( برای مفاهی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in turn: هر کدام
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dismayed: ترسیده، بیمناک، وحشت زده، ناراحت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as important: مسئله اینجا بود که، موضوع مهم این ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as important: مسئله اینجا بود که، موضوع مهم این ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
illegally: برخلاف قانون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
illegally: برخلاف قانون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
paroled: آزاد با عفو مشروط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paroled: آزاد با عفو مشروط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
centrally: عُمدتا، اساسا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
herculean: عظیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
herculean: عظیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
around: حولِ محورِ، نسبت به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
repeatedly: مُدام، بصورت مُداوم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
key: چاره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
grandstanding: خودنمایی کردن، جلب توجه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
grunt: غرغر کردن، ناخوشایند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
motion: دادنامه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
alienate: دلزده کردن، ناراحت کردن، موجب رنجش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rely on: روی کسی یا چیزی حساب باز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
at times: هراز گاهی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meaningfully: به صورتی هدفمند، به شکلی سودمند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
disillusioned: سرخورده، ناامید، واقع بین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
disillusioned: سرخورده، ناامید، واقع بین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break: جُدا شدن، منفصل شدن، رها کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
include: به خدمت گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nationally: سراسری، عمومی، همگانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nationally: سراسری، عمومی، همگانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
traditional: متعارف، معمول، طبق عُرف، رایج
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come to: تصمیم گرفتن، به جایی/موفقیتی رسیدن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
further: همچنین، علاوه بر آن، از آن گذشته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
exchange: گفتگو، گفت و شنود، مکالمه، بحث کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
going on: واقع شدن، تداوم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
offensive: بد رفتاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
belong in: در ارتباط بودن، وابسته بودن، همخوان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
belong in: در ارتباط بودن، وابسته بودن، همخوان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
belong: در ارتباط بودن، وابسته بودن، هماهنگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
distraction: انحراف، منحرف سازی، انحراف حواس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prose: به نمایندگی از خود، به نفع خود، برا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
whatever: جدای از اینکه، فارغ از اینکه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
standing: موضع، دیدگاه، عقیده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on one occasion: یک بار، یک وقتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
promoting: درحال ارتقا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
Log: ثبت و ضبط کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fraught: نگران کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fraught: نگران کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
clenched: گره کرده، بسته ( مُشت )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
let on: معلوم کردن، لو دادن، روشن کردن، فاش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
let on: معلوم کردن، لو دادن، روشن کردن، فاش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
level: فاز، مرحله، جنبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
source: دلیل، سبب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
opportunize: فرصت طلبی کردن، سؤاستفاده کردن، است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
backstabbing: از پشت خنجر زدن، خیانت کردن، بی وفا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
backstabbing: از پشت خنجر زدن، خیانت کردن، بی وفا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
backstab: از پشت خنجر زدن، خیانت کردن، بی وفا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backstab: از پشت خنجر زدن، خیانت کردن، بی وفا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
distorting: تحریف کردن، پیچاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
distorting: تحریف کردن، پیچاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
feed: تامین کردن، فراهم کردن، مهیا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
break off: جدا شدن/کردن، به راهِ خود رفتن، سوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
camp: تیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
affiliated: وابسته، متعلق، مربوط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
represent: اداره کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
division: از هم گسیختگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
remarkably: به طرز چشمگیری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
avalanche: حجم عظیم، انبوهی از چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
proceed: از سر گرفتنِ کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
proceed with: رسیدگی کردن، پرداختن به کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
proceed with: رسیدگی کردن، پرداختن به کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
auspices: نظارت، کنترل، حوزه ی اختیارات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
auspices: نظارت، کنترل، حوزه ی اختیارات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
prosecutor: بازپرس ( مربوط به دادگاه، با بازرس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
coordinator: مدیر، رئیس، سرگروه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
coordinator: مدیر، رئیس، سرگروه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
accomplish: رسیدگی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ascertain: مشخص کردن، مطمئن شدن، فهمیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on track: در جریان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pool: اعضا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
representative: حامی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reflective: نمایان گز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
aboveboard: صادقانه، منصفانه، عادلانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aboveboard: صادقانه، منصفانه، عادلانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deal: مصالحه، توافق ( حقوق )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plea deal: توافق پیش از محاکمه، مصالحه طرفین د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plea deal: توافق پیش از محاکمه، مصالحه طرفین د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
message: حرف، سخن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
intimate: تلویحا اعلام کردن، ضمنا چیزی را گفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
strike: صورت گرفتن/پذیرفتن، رخ دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jail time: حبس، زندانی شدن، آب خنک خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backtrack: عقب نشینی کردن، نظر خود را تغییر دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
leery: محتاط، دودل، مشکوک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rely on: انتظار داشتن ( به ویژه انتظار کمک )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
seeing: درک کردن، پی بردن، فهمیدن، متوجه شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was well known that: به خوبی معلوم بود که، روشن بود که، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
voir dire: سوگند هیئت منصفه ( سوگندی که هیئت م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
voir dire: سوگند هیئت منصفه ( سوگندی که هیئت م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tried for: مورد دادرسی قرار گرفتن، محاکمه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to great effect: موفقیت آمیز، دارای نتیجه خوب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come: به دست آمدن، آمدن، انتخاب شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
favor: حامی بودن، حمایت کردن، پشتیبانی کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dump: کنار گذاشتن، بیرون انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
demographic: آماری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
yield: در اختیار گذاشتن، به دست دادن، فراه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
surprise: غیر منتظره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
feel: اعلام کردن، احساس کردن، به زبان آور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
presumption: پیش فرض
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
presumption: پیش فرض
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
solely: صرفا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
solely: صرفا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
unexpectedly: برخلاف انتظار، یکمرتبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
expectedly: همانطور که انتظار می رفت، مطابق انت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
explain: نشان دادن، معلوم کردن، روشن ساختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
service: اداره، سازمان، ارگان، بنگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
resources: امکانات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
and so forth: الی ماشاءَالله. . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
survey: پرسیدنِ مجموعه ای از سوالات، از مجم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
SO: به این ترتیب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
conduct: ترتیب دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dole out: توزیع کردن، ارائه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dole out: توزیع کردن، ارائه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gauntlet: صفوف ضرب و شتم، ستون کتک ( دو ستون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
armed: آماده، تجهیز شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
armed: آماده، تجهیز شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
boisterous: رُک، صریح، تندرو، پرحرارت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boisterous: رُک، صریح، تندرو، پرحرارت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
arraignment: محکمه، دادگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
seeming: به ظاهر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
summarily: فورا، سریعا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
summarily: فورا، سریعا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
steadily: مُدام
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
even: اصلا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
prickly: پیچیده، دشوار، تند و زننده، انتقادی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
additionally: همینطور، همچنین، از آن گذشته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
prosecution: دادستانی ( به مجموعه ی دادستانی اشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
defense: وکیل مدافع ( در علم حقوق، به وکیل م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
obvious: مُحرز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
materials: شواهد، مدارک، اسناد ( حقوق )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
material: مدرک، سند ( علم حقوق )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
supply: دادن، تحویل دادن، اعلام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thwart: با مشکل مواجه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come to: به زمانِ خاصی رسیدن، زمان آن شد تا، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
required: ملزم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
line up: صف شناسایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unconstitutionally: برخلاف قانون، مغایر با قانون، غیر ق ...
٢ سال پیش