تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

برف دیررس برفی در مناطق کوهستانی که پس از پایان زمستان نیز حتی تا تابستان ممکن است ببارد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف: inclination = penchant

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

برآمده از. . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حال وقوع consolidation is taking place تحکیم در حال وقوع است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

minute به معنی ریز نیز معنی می شود برای مثال millions of minute water holding pores میلیون ها منافذ نگهدارنده ی کوچک آب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مترادف so much for = that is enough about دیگه کافیه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

overlie = cover پوشاندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف Tangible = perceptible = material مادی / قابل لمس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

Launch= start شروع کردن - پرتاب کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Withstand= resist تحمل کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Cease = stop توقف Ceasefire = آتش بس تویه game زیاد میشنوید ceasefire - ceasefire

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Intrusive = interfering فضول . مزاحم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

Obscure = ambiguous = vague

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Ambiguous = vague Ambiguous= obscure

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مستقل independent= Free - standing

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مملو از . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذوب شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

out of sight = hidden خارج از دید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

در مهندسی عمران یه نوع آزمایش وجود دارد به اسم آزمایش تحکیم خاک . که از مهمترین آزمایش های مکانیک خاک است . با استفاده از این آزمایش میتوان پیش بینی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

رایج ترین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Ordinary meteoric water is water that has soaked into the ground from the surface آب های جوی عادی از سطح به زمین نفوذ کرده است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ordinary income : درآمد عادی ordinary task : کار عادی ordinary decency : نجابت معمولی ordinary student : دانش آموز معمولی ordinary purposes : هدف معم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراوان ترین نوع

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

meteoric water : آب هایی که ناشی از نزول باران برف باشد حتی شامل آب های حاصل از آب شدن یخ ها و رودخانه ها نیز می باشد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تا کنون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

individual cavities and the crevices حفره و شکاف و ترک ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

plugged = filled up پوشانده شدن This is because the gaps among the original grains are often not totally plugged with cementing chemicals

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

glacial outwash : the particles carried in water from melting glaciers آبی که از ذوب شدن تکه یخ ها ایجاد شده و حمل می شود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کالوکیشن های artistic an artistic temperament : خلق و خوی هنری artistic expression : بیان هنری artistic director : کارگردان هنری artistic merit : شا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مخالف بودن طبق کتاب English phrasal verb in use ( advanced ) معنی که گفته شده براش اینه: say no to something نه گفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

settle on = agree on

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

reached an agreement after a long discussion بعد از بحث طولانی به توافق رسیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

repayment reward for a deed compensation

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

obstruct

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

block to prevent movement , progress or success