پیشنهادهای مهربان مرادی (٥٥٠)
واژه ی آزا در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی سالم و سلامت است.
در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به ریزش قطرات آب تکه تاک Tka Tak گفته میشه.
واژه ی وَرک Wark در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی بره است. مترادف این واژه در همین گویش میشه بَرق مترادف این واژه در گویش سورانی می ...
تال در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به تار گفته میشه، تال بَن = تار نخ
بَتال در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پشیمان شدن است.
پَراش پَراش در گویش کلهری در استان کرمانشاه نیز یعنی تکه تکه شدن، خُرد شدن به پرتاب قطرات آب میگیم پرشگ یا پرشنگ که شبیه به همین واژه است و معنیشون ه ...
واژه ی گُرج Gorj در گویش کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی حاضر، آماده و تا حدودی هم سر حال است.
واژه ی ( ( جانگیَه ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شقیقه و گیجگاه است.
واژه ی ( ( لَپ ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه علاوه بر آنکه به معنی لب است، به معنی ( ( کف دست ) ) و ( ( موج زدن آب ) ) نیز هست.
پیا، پیائ، پیاگ این سه واژه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی مَرد ( جنس مذکر ) است.
واژه ی ( ( خاوِن ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ( ( صاحب ) ) است.
واژه ی ( ( بلور ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فلوت است.
هاومال در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رقیب است، معمولا رقیب هایی هم سن خود شخص. رقابت بر سر همه چیز زندگی.
وناوکه Wnawka وناوکه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به یه نوع کبوتر گفته میشه.
واژه ی ( ( ناوژی ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی میانجی و میانجیگری کردن است، معمولا میانجی در جنگ و دعوا.
پاس در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پارس کردن سگ است.
خَفتِن Khaften واژه ی ( ( خفتن ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی خوابیدن است. خَفتِم = خوابیدم بِخَف = بخواب بِخَفیم = بخوابیم خ ...
خُسپ Khosp واژه ی ( ( خُسپ ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی غیبت کردن است.
واژه ی ( ( ویژنگه ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی ( ( زانو ) ) است. استفاده از این واژه در بعضی مناطق به شدت کمرنگ شده و بیشتر از م ...
بَنار در گویش کلهری در استان کرمانشاه نیز به معنی دامنه کوه و سر بالایی است.
چنَک Chnak چنک در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گیره است که لباس روش آویزان می کنند.
هامشو Hamshoo هامشو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی رفت و آمد است. هام یعنی آمدن شو یعنی شدن، رفتن
قَپ قال Ghapa Ghal در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی سر و صدا.
پنجل Penjel در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی شلخته و کثیف است.
دیشت Deysht در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی بیرون است. تا حدودی معنی دستشویی رو هم میده.
سروه Serwa در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی نفوذ است.
مَرَق Maragh در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی حباب است. مَرَق سَر آو یعنی حباب روی آب.
چیله Chile و چیلگ Chileg هر دو در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی هیزم.
در گویش کلهری در استان کرمانشاه؛ مله Mla یعنی گردنه مله Mala یعنی شنا
نوا کوه نام کوهی مرتفع در غرب استان کرمانشاه است که مرز طبیعی دو شهرستان سرپل ذهاب و دالاهوست. نوا کوه پوشیده از درختان بلوط است و دارای انواع گیاها ...
واژه ی مِزنَم Meznam در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی انگار، گویا.
ورسی Wrsi یا ورسیری Wrsyari در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گرسنگی است. میگیم له ورسی مِرد یعنی از گرسنگی مُرد. Wrse یعنی گرسنه Wrsi ...
در استان کرمانشاه نیز نان تیری به یه جور نان نازک گفته میشه.
واژه ی ( ( پیری ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پیشواز و استقبال است. میگیم بچیمنه پیری یئ یعنی بریم به پیشوازش.
وَشت washt یا وَیشت Waisht واژه ی ( ( وشت ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی باد و باران همزمان است.
پیَلگ یا پیه لگ Pialeg واژه ی ( ( پیلگ ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی پلک چشم است.
آمیته Amita واژه ی ( ( آمیته ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی آمیخته است.
شین در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه وقتی به کار می رود که زنان عذادار با نوک انگشت یا ناخن به صورت خود می سابند و همزمان میگن وَی وَی. . . می ...
واژه ی ( ( لاک ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به لاشه ی حیوان مرده گفته می شود.
لاله Lala در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنای دایی است، مترادف لاله میشه خالو.
پَل Pal واژه ی ( ( پل ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به ( ( سنگ بزرگ ) ) در حدی که بتوان برداشت گفته می شود.
سان در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی سنگ.
واژه ی ( ( کوچِگ ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی سنگ است.
دیَکه Diaka واژه ی ( ( دیکه ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه یعنی دهکده، روستا.
واژه ی ( ( راوی ) ) در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به آدمایی که زیاد حرف می زنند گفته می شود.
بیاخ Bayakh بیاخ در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به پرچم و پارچه ی سبز مذهبی گفته می شود .
هَمِل Hamel همل در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی فرض کردن است. مثلا میگیم همل که یعنی فرض کن.
کالک Kalek کالک در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی میوه ی گرمک است. مترادف کالک میشه گرگه.
گرگه Grrga گرگه در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی میوه ی گرمک است. مترادف گرگه میشه کالک.
در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه مامراوی یعنی مرغابی. واژه ی مامراوی از دو قسمت تشکیل شده است مامر یعنی مرغ آو یعنی آب.