چگن

لغت نامه دهخدا

چگن. [ چ ِ گ ِ ] ( ترکی ، اِ ) به معنی «چکن » و «چگین » است که نوعی از زرکش دوزی و بخیه دوزی است :
خروس وار سحرخیز باش تا سر و تن
بتاج لعل و قبای چگن بیارایی.
( از دقایق الحقایق ).
رجوع به چکن و چکین شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نوعی از کشیده و زر کش دوزی و بخیه دوزی .
به معنی چگن و چکین است که نوعی از زرکش دوزی و بخیه دوزی است .

پیشنهاد کاربران

چگن در گویش کُردی کلهری و ایلامی و . . . به معنی رفتن است.
چگم = رفتم
چگی، چید = رفتی
چگ = رفت