پیشنهادهای مجید خوش خلق سیما (٢,٠٤٨)
انبوهی - گروهی - جمعی - تعدادی -
سود آور - سودمند - با بهره
کنشِ مهار کردن و پایشِ خود برای انجام درست ترین گونه زیستن برابر با باورهای کسانه
آموزشی
به ایرانی : پیوندهایِ آدمیزادی
روی سخنان - روی سخن ها
آرنگ جایگزین وازه ای برای واژه بیگانه "شعار " نیز می باشد
به ایرانی : بی بهره کردن
سهش گروهی
به ایرانی : ناسانی ها
آزموده اندوزی
به ایرانی : پیراگیر تهی
گستره - پهنه
به ایرانی : به گویش دیگر گفتن - بازگویی دیگر داشتن - جور دیگر گفتن
به ایرانی : به گویش دیگر
بازگو کننده - روشن کننده
مسخره کردن
به ایرانی : بازگشت پذیر
رهیافته
به ایرانی : دست اندرکارِ مینوی
به هیچ وجه
کدشناس
به ایرانی : رمزگشا
به ایرانی : خرسند کردن - خشنود کردن - بهکام گردانیدن
به ایرانی : پله ای - بریده بریده ای - تکه تکه ای
به ایرانی : همادین - هماد
به ایرانی : در استواندن - در استوار کردن - در پذیرش
جایگزین واژه ای برای واژه بیگانه بدرقه هم می باشد
گذاره نشدنی
به ایرانی : گزاره نشدنی
به ایرانی : لغزش پذیر
به ایرانی : در پایش
به ایرانی : آراسته شدن - پیراسته شدن - ویرایش شدن
به ایرانی : بس نبودن - بسنده نبودن
به ایرانی : گیتایی و مینوی
به ایرانی : آشفتگی در اندیشه - پریشانی در پندار
به ایرانی : برانداختن
اندک اندک - آهسته آسته - در درازای زمان
به ایرانی : شدنی گردیدن
به ایرانی : شدنی گشتن
پدید آمدن دلهره در تن به گمان اینکه شاید پیش آمدی ناگوار رخ دهدیا کاستی و کمبودی روی گیرد
چرایی بودن - شوند نشانه
جایگزین واژه ای برای واژه اتفاقی
استوانیده
آگاشته برابر ایرانی ثبت شده
اصلی - بنیادین در برخی باره ها
واژای ایرانی جایگزین واژه نهایی می تواند باشد
دریافت نادرست داشتن
دریافت نادرست
آواز دادن - فراخواندن - آواز خواندن