پیشنهادهای مجید خوش خلق سیما (١,٣٢٦)
به پارسی = به کار رفته - در برخی باره ها گساریده
به پارسی : زمان درخور - پیشامد برجسته
فرجودگونه
پَرزه = فتیله
به پارسی = گستره خالی
به پارسی = پهنه یا پیراگیرِ مرده
به پارسی : پهنه یا پیراگیرِ سبز
به پارسی : بکار آمد - فایده مند شد
پارسی واژه بیگانه اتمسفر
تنده بسته شده از منی مرد در پیوند با تخمک زن
دانه هایِ آفریننده همانندِ گیاهان یا هر روینده دیگر
به پارسی : فرمانروای ویر - نخش گرفته در ویر
به پارسی = نیکخواهی
به پارسی = بدونِ نگرورزی ، بدونِ رویکرد - ضرف نظر از اینکه = بدونِ رویکرد به اینکه - صرف نظر کردن = چشم پوشی کردن ، بخشیدن
به پارسی = در آشفتگی
به پارسی : گزاره ناپذیر
پاکسازیِ سرشت
تزکیه نفس = خودپایی برایِ مهار زیاده خواهی هایِ تن در راستایِ تن آسایی و کامجویی هایِ اهریمنی
به پارسی : از گونه
بدونِ رویکرد در برخی باره ها - بی توجه به اطراف : بدونِ رویکرد به پیرامون - بی توجه = بدونِ رویکرد
پیش بینی نشدنی
به پارسی = به گونه وراگ
ارزش دادن
به پارسی : نگهداریِ رازها
به پارسی : نگهبانی از گویش
به پارسی : نگهبانی از جانوران
به پارسی : نگهداری یا نگهبانی از دارایی
از رویِ مهربانی
به پارسی = خواستِ ایزدی
به پارسی : دادگریِ ایزدی
به پارسی = به گونه یِ - در ریختِ
به پارسی = به گونه خودکار - ناخودآگاهانه
به پارسی = فرمان داده شده
به پارسی = زدودنِ خویشکاری
کاری را سرسری و تنها برای از سر باز کردن و از دوش برداشتن انجام دادن
روش هایِ آیینی
به پارسی = آیین ها یا روش های آیینی
به پارسی = در چگونگی یا در چند و چونی
آزمودگی
گزینشگری
به پارسی : همادِ هستی
به پارسی : پیوستگی
به پارسی = آگاهاندنِ نیاز
به پارسی = هستش - بودش آب در این زمین وجود دارد = آب در این زمین بودش دارد -
افزونی هایِ همایون یا افزونی های فرخنده
شاید افزونی همایون یا افزونی فرخنده درخور تر باشد برای چمار کردن وازه بیگانه برکت
به پارسی روایی یا گردشِ آب
به پارسی : گردش یا روایی روشنایی
گیتوی می تواند برابر پارسی واژه بیگانه فیزیکی باشد
فیزیک = به پارسی گیتیک - فیزیکی = گیتیکی