پیشنهادهای مجید خوش خلق سیما (١,٧٧٠)
خودکار - خودسر - خودپا - ناوابسته
ژرف بینی رسا
به ایرانی : نگرورزی رسا
زدودنِ تشنگی
به ایرانی : به هر دستمایه
به هر دستاویز
به ایرانی : در کمترین زمانِ شدنی
به ایرانی : در نخستین زمانِ فراخور
به ایرانی : تهی از لاف زنی
به ایرانی : تهی از لاف
پایید می توان جایگزین مراقبت کرد یا مواظبت کرد گردد . پایید = مراقبت کرد یا مواظبت کرد
مراقبت کردن
به ایرانی : چشم به راهِ زمان فراخور بودن
به ایرانی : چشم به راه ماندن
به ایرانی : چشم به راهِ قفنوس
به ایرانی : چشم به راهِ خورشید
چشم به راه
بی برنامه بودن - بدون سامانی سنجیده زندگی کردن
از نگرِ من واژه "باورمندی بی چون و چرا" شاید بهتر بتواند این وازه بیگانه را چمار کند
ناهوشیار واژه ای ایرانی برابر سر به هوا یا برابر با واژه بیگانه سهل انگار
به ایرانی : برپایی سامان
به ایرانی : برپایی سامان
به ایرانی : برپایی چگونگیِ بی گزندی در زیستگاه
به ایرانی : برپایی سازش
به ایرانی : برپایی بستگی
به ایرانی : برپایی پیوند
به ایرانی : پایداری پیوندهای ایزدی
به ایرانی : خوش گمانی
واژه" اَپستان" جایگزین واژه بیگانه اعتماد می باشد
به ایرانی : پرداخت زیان یا پرداخت زیانکاری
به ایرانی : پرداخت بدهی
قفس - پنجر
جایگزینی برای واژه بیگانه مصرف کننده هم می باشد
به ایرانی : پایش ویر و سهش
به خواب ساختگی درآمدن
آنش : از آنِ خودکردن هم چمار می شود
همادی
به ایرانی : گمان برانگیز - دودل کننده
به ایرانی : چاره نشده -
به ایرانی : چاره ناسازگاری
به ایرانی : چاره کننده
به ایرانی : چاره شده و هم آمیخته شده
چاره شدن هم چمار می شود یا گشوده شدن و هم آمیخته شدن
به ایرانی :چاره نشده
به آرشِ بازگویی دوباره گفته های پیشین به گونه پی در پی
شاید بتوان این واژه را جایگزینواژه بیگانه قدردان دانست
لمس کرد = به ایرانی : بساوید
به ایرانی : جدا بافته - ویژه - بهتر - جداسر
گستره زیستی هم چمار می شود
به ایرانی : گستره کشور داری