پیشنهادهای مجید خوش خلق سیما (١,٧١٥)
به ایرانی : آسیب زدن ، زیان زدن، گزند زدن
به ایرانی : هوده شهروندی
به ایرانی : جدا شده
به ایرانی : جدا شده ها
به ایرانی : جدا کردن
به ایرانی = جدا نشدن
به ایرانی : جدا شدن - رها شدن
به ایرانی : جدا کننده
پاد نگرش : برابر ایرانی دقّت کامل
به ایرانی : خودکار - خودبه خود - بدون دست اندازی کس یا چیز دیگر
بی کنش
وازه بیگانه منافع در برخی باره ها خواست هایِ سودجویانه هم چمار می شود
پهنه و گستره هم چمار می شود
بد منش - زشت کردار
بد منش _ نیک خو
به ایرانی : اَسَری
نابکار برابر ایرانی واژه بیگانه خائن می باشد و شاید نابکاره برابر ایرانی زن خیانت کار باشد
نابکاران برابر ایرانی واژه بیگانه خائنین می تواند باشد
به ایرانی : کژپیمانان - دشمن یاران - نابکاران - پیمان شکنان
به ایرانی : زدوده نکردنی - براورده نکردنی
به ایرانی : زدودنی - برانداختنی - براوردنی
به ایرانی = زدوده سازی - براورده سازی
به ایرانی : زدودنِ درگیری - زدودنِ ناسازگاری - برانداختنِ دشمنی
به ایرانی : زدودنِ آشفتگی - برانداختنِ چالش
به ایرانی : زدودنِ انگ زدن به خود - برانداختنِ گناه بستن به خود
به ایرانی : زدودنِ نیاز - برانداختنِ نیاز - براوردنِ نیاز
به ایرانی : تنانی
به ایرانی : گمانی - پنداشتی
ورزش به آرش پرداختن به هر کاری هم بکار می رود ، همانا انجام دادن
به ایرانی : زندگیِ خودویژه - زندگیِ کسانه
به ایرانی : یکبار کاربرد
به ایرانی : بازیابی شدنی
به ایرانی : گرایی - کششی
به ایرانی : گرایش
به ایرانی = زیر هنایش - در هنایش
در بسیار ی باره ها به آرش زیر هنایش یا در هنایش چیزی بر چیز دیگر یا کسی بر کسی یا گروهی بکار می رود
نارواگر برابر واژه بیگانه سوء استفاده گر می باشد
به ایرانی : اندوه آور
به ایرانی : رنج آور - ناخوشایند
پریشان چگونگی
بازماندگی برابر ایرانی واژه بیگانه عقب افتادگی هم می تواند باشد
آسیب جدّی به ایرانی = آسیب سخت
به ایرانی : دوست نوین
درگیران - در بندان
در برخی باره ها درگیر هم چمار می شود
به ایرانی : نو درآمدگان - نو درون شدگان
به ایرانی : بدست نیامده
به ایرانی : به دست نیامدن - به بار ننشستن
برابر ایرانی واژه بیگانه حتما هم می تواند باشد
به ایرانی : پایداری در ترازمندی