پیشنهادهای مجید خوش خلق سیما (١,٩١٢)
شاید کارمایه هم بتواند جایگزینی بایسته برای واژه بیگانه استعداد باشد
ساختن دروغ
به ایرانی : از روی خودمانی بودن - از روی پاکدلی - از روی خودمانی شدن
به ایرانی : از روی درستی و یکرنگی
به ایرانی : از رویِ شگفتی فریاد زدن
به ایرانی : از رویِ نما یا از رویِ پیدایی
به ایرانی : از رویِ دشمنی
روش : گونه جنبش و ریختِ رهسپاری در کار و یا در راستای هر هدف
به ایرانی : روشن اندیش دینی
به ایرانی : روشن اندیش ساختن
به ایرانی : روشن اندیش نما
به ایرانی : روشن اندیشان
به ایرانی : روشن اندیشانه
به ایرانی : روشن اندیش کنونی
به ایرانی : روشن اندیشی
سامان داد
میزان کمی از او دانستن چمار می شود
درباره شمار کمی از چیزها به کار می رود . مانند : دو سه تا بشقاب . دو سه تا پتو - دو سه تا لباس
به ایرانی : سازگار کردن - برابر کردن
به ایرانی : سازگار با آرمان - برابر با خواسته
به ایرانی : برابری دهنده - سازگاری دهنده
به ایرانی : سازگاری ناپذیر - برابری ناپذیر
به ایرانی : سازگاری دادن
برابری دادن
به ایرانی : برابری دادن با - سازگاری دادن با
به ایرانی : گمان پوچ
به ایرانی : ناآگاه شمردن
به ایرانی : ناآگاه از ناگواری
آگاهی از دست دادن
به ایرانی : ناآگاه از اینکه
به ایرانی : شمار زیادی
به ایرانی : در پایه کنونی - در دوره کنونی
به ایرانی : پر شکوه
به ایرانی : شکوه مند
به ایرانی : با شکوه
نخشه راه ها - نگاره راه ها
نخشه هایِ کهن - نگاره هایِ کهن
نخشه نگاری
نخشه برداری
نخشه کش
به ایرانی : نگاره ناخجسته - نگاره بدشگون
واژه ای پارسی و برابر با اثر گذارنده و تاثیر گذار می باشد
خودکار - خودسر - خودپا - ناوابسته
ژرف بینی رسا
به ایرانی : نگرورزی رسا
زدودنِ تشنگی
به ایرانی : به هر دستمایه
به هر دستاویز
به ایرانی : در کمترین زمانِ شدنی
به ایرانی : در نخستین زمانِ فراخور