پیشنهادهای مجید خوش خلق سیما (١,٧١٥)
در این باره
افزونی همایون
به ایرانی : بالشگر یا بالنده کننده
چمار بخشیدن
دیرپا برابر ایرانی واژه بیگانه طولانی
راهبردی
به ایرانی : سهشگرهای مغزی - یا : پی های مغزی
از رویِ دلسوزی
به ایرانی : گرفتاران خاک - دربند شدگان خاک
پیماندار برابر ایرانیِ واژه بیگانه وفادار است
به ایرانی = کامجویی ، شاید کامجویی اهریمنی رساتر باشد
به ایرانی : سزا کردن یا تاوان گرفتن
رنگالیا واژه ای کردی به آرش تنوع می باشد
زیاده روی در کار - غلو کردن در کار
آنکس که در کار غلو می کند
برابر ایرانی واژه بیگانه مجری هم می باشد
به ایرانی : نیک خوی - نیک سرشت
به ایرانی : در داشتاری
دستخوش نگرورزی
به ایرانی : دستخوش دورگیری
دغل - منجک باز = دغلکار
خواسته داشتن - خواهش داشتن
به ایرانی : ترازینه بودن - داشتنِ منش و روشی همواره تا اندازه زیادی یکسان درباره آدمی
یکجایی یافتن ، هسته گرفتن
به ایرانی : ناپیوسته یا بدور از پیوند
به ایرانی : کارسازی
از روی اندیشه
به ایرانی : بی سیج - بی ناگواری
به ایرانی هر یک در جایی کاربرد پیدا می کند : بی سیج - بی ناگواری - در پناه
دست مایه جایگزین ایرانی برای وازه بیگانه باعث هم می باشد
در ویرایش نگر پیشن در جایگزینی واژه ایرانی به جای وازه بیگانه غفلت : رو گردانی یا روی گردانی یا نادیده انگاری
به ایرانی : دگرش در روندِ دادن
روز گردانی - نادیده انگاری
به ایرانی ک: گرایش هایِ اهریمنی
خواهش ها و گرایش هایِ اهریمنی - کامجویی پلید
به ایرانی : افزودن
به ایرانی : ماتکِ نیازین
به ایرانی : فرگرد پاییز یا هنگام پائیز
به ایرانی : فرگرد پاییز یا هنگام پاییز
به ایرانی : هنگام بهار یا فرگرد بهار
به ایرانی : بسامان و سازمند بودن
به ایرانی : بی خردی
پشتیبانی کردنی - پدافندیدنی
به ایرانی : سپرده داری
به ایرانی : نخش داشتن
فراهم نمودنِ زمینه مناسب برای یک کار هم چمار می شود مانند بستر گسترانیدن برای آموختن یا ورزش و . .
به ایرانی = کامیاب یا کامروا شدن
به ایرانی : در دستِ انجام
هسته گیری
رستن