تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی عیب و نقص

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استمرار و تداوم و پیوستگی و مداومت و ثبات در انجام کاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معروف، مشهور، بسیار مورد توجّه و شناخته شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای درست این کلمه، woolly هست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یکسری، تعدادی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حساب شده و موثّر، هدفمند، با برنامه، منطقی، معقول، فکر شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشانه، شناسه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناکارامد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزینه های مطرح شده، گزینه های زیر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درستی، راستی، واقعیت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

تاثیر گذار، موثّر، اثربخش، مفید، نتیجه بخش، کارامد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

نسنجیده، غیر معقول، غیر منطقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

متداول، رایج، شایع، همگانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامل کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساختگی، مصنوعی، غیر واقعی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهتر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیان کردن، گفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معرفی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقلانی، معقول، درست، سنجیده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیرش، قبول

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جنگ و ستیز داشتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفس بریده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر نوری، روشنی، درخشانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روشن، نورانی، درخشان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدید، سنگین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا. . . دیگر، پس از، بعد از

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوب شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مایل، خواهان، مشتاق، علاقه مند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واگذار شده، سپرده شده، محوّل شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرخیدن، بالا پایین کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرتبط با

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جستجو گر، ریز بین، دقیق

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بروز کردن، تقویت کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حق داشتن ( یعنی شرایط یا وضعیت یا حالت یا کیفیتی که فرد باید در زندگی خود داشته باشه و ازش استفاده کنه یا به عبارت دیگه اون شرایط، جزو دارایی زندگی ت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمبود ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشخّص، آشکار، واضح

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیز هایی که شما را از یک فرد دیگه جدا میکنه و وجه تمایز و تفاوت بین شما و فرد مورد نظر ایجاد میکنه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بد صحبت کردن، بد گفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک، دریافت، برداشت، نظر، نتیجه گیری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه حل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطبق شدن با، سازگار شدن با، پذیرفتن، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موارد، موضوعات

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دادن