پیشنهادهای مهدی حافظی (٧٤)
ابتنا داشتن
وجهیت ( منطق )
محاط
مشترک لفظی
آباد شدن مسکونی شدن
قابل دفاع
سازه گون
"صادق" نه صدق.
فلسفه: مجموع مصادیق
معامله ای
پر امکانات
عیب یابی
قوانینِ اگر فلان شد، بهمان شود
زندگی واقعی شروع می شود
معنا و مفهوم جدیدی پیدا کردن
جر و بحث مختصر بر سر مسائل بی فایده
خودخوری
احساس آب شدن قند در دل
باز کشف بازیابی
سرو کله زدن با چیزی داشتن چیزی ( خصوصاً امری گسترده و مهم )
درخانم ها: روحیه ازدواجی روحیه همسربودگی
از بالا به پایین و از سر تحقیر صحبت کردن با . . .
غیرقابل چشم پوشی
وضعیتِ برد - برد
درمان رفتاری – شناختی
صحبت کردن درباره چیزی برنامه داشتن برای انجام کاری
همین اواخر
گوش دادن فعالانه
اظهار نظرِ خود
تفاهم
سرسری گوش دادن
به ندای قلبتان گوش کنید
تفاهم
قراردادهای کاری برمبنای پیشرفت کار ( یا میزان کار ) حقوق دریافت می شود و میزان دریافتی از پیش مشخص نیست.
به این معنا که . . .
بازآفردینی کردن
چه می شد اگر
در گیر و دارِ
تجلی رخ نمایی
راه حل
متأثر کردن
مخاطره عاطفی دوراهی عاطفی حیرانی عاطفی زمانی که به لحاظ عاطفی در شرایط سختی باشید، مثل مادری که شاهد مسابقه ای است که در هر تیم، یکی از فرزندانش باز ...
حیرت از
بیزاری جستن دوری کردن
محصول محبوب مصرف کنندگان
تمنایِ
هیئت تحریریه
مرکز فعالیت
بیگانه ساز
راز چگونه زیستن
پژوهش محور
کش و قوص دادن ( بدن )
بی تفاوتی ( روانشناسی )
کسی رو پر از شور، شوق و شعف کردن
در فلسفه سهروردی به معنای ابدان ( جمعِ بدن ) است.
بدون مته به خشاش گذاشتن. .
مَخلص کلام
وانمود کردن
فاقد ایهام
دائر مدارِ چیزی بودن
ضربه زدن و جاخالی دادن
معرِف
فرا - منطقی
ثابتِ جمله ای
تقارنِ بعید
ضرب یا تقریر از یک ایده یا نظریه . . . A first stab at a sufficient condition for ( 10 ) might be اولین تقریر در خصوص شرط کافیِ [تحققِ] مورد 10 می ...
مورد یا نمونه خاص ( فلسفه زبان )
قصدی
ورای اینکه. .
1 - بدبین به دیگر انسان ها 2 - بدبین به طور کلی 3 - خودخواه
شاذ، نادر
در دانش وقتی برای توضیح چیزی پیچیده آن را به عناصر و بنیادهای آن خرد میکنیم، بنیادگرایی.
متمرکز شدن روی
تنزیه و سلب کردن، ( مرتبط با الاهیات تنزیهی ) .