peopled

جمله های نمونه

1. settlers quickly peopled the new lands
ماندگران به سرعت در سرزمین های نوین سکنی گزیدند.

پیشنهاد کاربران

آکنده از، مملو از ، سرشار از
. His novels are peopled with angry young men
رمان های او پر از جوانان خشمگین است.
آباد شدن
مسکونی شدن
Filled with SMT
مثال:
The whole building was peopled with students