پیشنهادهای نورعلی بئوار الیما(کر آیاپیر) (٩٣٨)
لری بختیاری اَتوکَه:قابل مثلا اَتوکَه اِلخا اِد داتَستُوِ ایسا:قابل احترام است نظر شما
لری بختیاری پَتِد، تو هو وَهtuhuwa:توبه، ندامت
لری بختیاری سَهِستِن:به نظر امدن، جلب توجه، قابل توجه شدن ( معادل دقیق ندارد در فارسی ) سَهیگ، سَهین:قابل توجه و دقت
لری بختیاری سَه:توجه، دقت
لری بختیاری کیوار، کیان، کیُو:کمان شیواتیر:کماندار
لری بختیاری نابیمی
برای این واژه بیگانه این همه معادل در لری بختیاری هست: تَوس، لال، شیل، راستا، تیسِلُو، دَغّ، تیس، هُوار
لری بختیاری پیدُنگ، اَسَخوَن:لال، ساکت، گنگ
لری بختیاری دِراردِرار، گِله گِمنَه:شکایت
لری بختیاری دَشکَه، تَن، تال:نخ
در لری بختیاری معنای آرزو و حسرت در دل مانده می باشد
معادل این واژه در لری بختیاری بَردِگوری یا گَرگوری می باشد. برد به معنای سنگ و گر به معنای صخره و گوری به معنای قبر و گور است. لرها مانند اجدادشان ای ...
لری بختیاری بَرد، راک، کُلمات:سنگ معمولی کُچُک:سنگ بزرگ تاش، گَر:صخره اَلتاش:تخته سنگ یا صخره ی بزرگی که تراشیده شده باشد
لری بختیاری مَنَه دُرُ:خرافه مَنَهَل دُرُ: خرافات
لری بختیاری اَپَراس:متحیر
لری بختیاری تاپَنگوک
لری بختیاری گَژ کِردِن:تحریف گَژ:کج
لری بختیاری رِخت، دِرچیها:طرح تَتباه:طراح
لری بختیاری تِلِنگ، کَفَگ: سطح
لری بختیاری کائِد، وُرِستا:قائم، قیام کننده
لری بختیاری رِی، بَهنوئین:برکت
لری بختیاری دیندِراژَک:طولانی دِراژنای:طول
لری بختیاری بورژَخوَتای
برخی از افعال لری بختیاری تَونیدِن:هضم کردن تَوهِستِن: هضم شدن رَهدِن:رفتن گُهدِن:گفتن زِوائیدِن:خواندن خُوَردِن، مِلِقنیدِن، کُرُچنیدِن، هَلِمنیدِن: ...
جملاتی به زبان لری بختیاری داکُمَی یَه رُو بوئه خه نَیدُمِته:مادرم یک سالی می شود که تورا ندیده ام بِئوم نِوِ تَیارِ بِئوپاپایَلِسَ خه دُوِست وُر مَم ...
لری بختیاری مِت وه مِت، ژِت وه ژِت:سر به سر
گُهدواگُهد: مناظره لری بختیاری
لری بختیاری ژِخُدِرار:مخترع ژِخُدِراری: اختراع
نِیِنگ: نزدیک
مَندیر، بورنِکین دار: منتظر بورنِکین: انتظار
اَوسَن، اَوِستُو:حامله، باردار
گوربی: جوراب
نُو، غیت:غذا
لری بختیاری سِّتین، اِشکاردَه:عزیز، گرامی
میبایست در این صفحه به گسترش فرهنگ لغات لری بپردازیم و این کاری را که برادر همتبار فیلی آغاز کرده من هم به آن می پیوندم و امیدوارم که کاربران دیگر هم ...
لری بختیاری مو:من تو:تو هُ:او ایما:ما ایسا:شما هُنُو:آنها
لری بختیاری اَفشامَنای: شعر
لری بختیاری پِچِک، نَتار، ویسپَه:دنیا، جهان
لری بختیاری ژِستِن، تیچنیدِن، تیس نادِن، گروسستِن، گُرُهدِن، رَمِئِستِن:فرار کردن
لری بختیاری وَرگِشتی:فاجعه باس:شایعه
لری بختیاری هَمژِنو، دُوارتِرَه:دوباره، از اول
جملاتی به زبان لری بختیاری کُرکَو سی تَشتَک رَشتَک دَو اِکونی؟:پسرک پس چرا عجولانه و بیهوده کار می کنی؟ گِئو یَل یایْن رویم وِ مات التزام:برادران بیا ...
لری بختیاری دیار، جِزنِشُو، اشکارا:معلوم، مشخص
لری بختیاری اَنکه:یعنی اَنکومی:معنی
وِک، وِژ، لَوگِشت:سخن، کلام، واژه، حرف، لغت لری بختیاری
اَژی:مار لری بختیاری
سَرکَن:یوز پلنگ
بُرچ، زُو:زبان لری بختیاری
لری بختیاری اِلخا:احترام الخایین:محترم وا الهام:خواهشمندم، لطفا
درود بر کاربر فیلی من از خطه ی بختیاری به شما برادر گرامی و همتبار درود می فرستم که سعی در گسترش فرهنگ و زبان لری دارید امروزه افراد آگاه و دلسوز مان ...