پیشنهادهای نورعلی بئوار الیما(کر آیاپیر) (٨١٩)
لری بختیاری نِگبَه
لری بختیاری نِگبَه:قوت قلب، تشویق دلگرمی
این همه معادل برای این واژه بیگانه در لری بختیاری هست شُرتِلیغّ، هِیزَه، جی یَر تَه، باریکی، اِشکَم سُستَه، رِه، شورست، شیوسته، شووَه، اشکم رَو
لری بختیاری هاتاهاتا
لری بختیاری چِلبَر
لری بختیاری کُتاکُت، هَنَسکو
لری بختیاری تِئخ، اُستِرَ:تیغ
لری بختیاری زینگَس، اوژارگَس
لری بختیاری زین، اَوژار:اسلحه
در لری بختیاری زینین یا زیندار
لری بختیاری تَرا، اَماوَند:توانا
لری بختیاری تَپتَپُو
لری بختیاری یَگِلَ
لری بختیاری مِنتِل:عضو مِنتِلیهْ: عضویت
لری بختیاری مِنتِلَل:اعضا
لری بختیاری وینیاینیدِن:رعایت کردن وینیای:رعایت وینیاینا:رعایت کننده وینیایهِستِن:رعایت شدن
لری بختیاری آپتِن، تاتُونیدِن:کشف کردن
لری بختیاری زُپِمُونیدِن:قرض دادن، واک دادن
لری بختیاری گِردَوُیی، لُکاسَه: اجتماع
لری بختیاری گَخنَه:حجم
لری بختیاری گوزَگ، گوجَگ یا گوژَگ:قوزک
لری بختیاری مَلگَم:بلغم
واژه ای کهن و البته پارسی که از واژه پهلوی سَرداریه ( سرداریَگ ) پهلوی مشتق شده است. این واژه از مناصب نظامی در دستگاه و دیوان پهلوی بوده و طبق فراین ...
از واژگان کهن ایرانی در عیلامی توپیر. پارسی پهلوی دپیر. فارسی امروزی دبیر
لری بختیاری تیک تاک: واحد
لری بختیاری خُگِمُوkhogemow:شکاک
لری بختیاری بُنکو: املاک شراکتی
لری بختیاری ژه دینداس، مِنپُشت:از این به بعد
لری بختیاری بَنگرَس
لری بختیاری تَپتیلُوtaptilow:اهل بیت، بچه های قد ونیم قد
از خوانین بزرگ بختیاری از باب بختیاروند ( بهداروند ) و از سرداران شجاع لرتبار که در جنگ با شاهان ظالم نقش بسزایی داشت. روحش شاد و نامش جاودان برویی ز ...
برویی ابلفضل پاپی کلماتی که گذاشتید اکثرا در لری بختیاری نیز موجود هست برویی بر شما که از زبان کهن لری نگاهداری می کنید برویی لرسو، برویی زایار لر
لری بختیاری جُم، پالَه، کِلاسَه:کاسه
اگر همه ی لرتباران دست در دست هم داده و هویت کهن خود را بازیابند مطمئنا قوم لر جنبه ی جهانی پیدا خواهد کرد
مروری بر واژه ی زَنت لری واژه ی زنت در لری بختیاری معادل ایل است. از دیگر کلمات ترکیب یافته با این واژه میتوان به زنتبید ( ایلخان ) ، زَنتوَند ( عضو ...
درود بر کاربر ابلفضل پاپی کلماتی که گذاشتید اکثرا در لری بختیاری نیز هست برویی زایار لر
لری بختیاری رود:فرزند
در لری بختیاری یَزَتان تلفظ میشود
لری بختیاری اَهرِمَن، گَژمَنَه، خَلمَنَه:شیطان، اهریمن گَژ، خَل:کج مَنَه:فکر، اندیشه، پندار
لری بختیاری وَهَک
لری بختیاری اَهوشوز:فلز
لری بختیاری سَینَرپیشَه، بُهر، چی کیکاووس، کَلَژ، کَلَختَه، یَرِگال:لجوج و یکدنده
لری بختیاری اَپیُو
لری بختیاری چیها نَماک مِنپیک چیها:محصول ماک:خالص نَماک: ناخالص مِنپیک:داخلی
لری بختیاری چیها، پَسَوُرد: محصول چیهایَل، پَسَوُردَل: محصولات
لری بختیاری یَکَه چین
لری بختیاری زِرچَنگی، گَهر، دیل، زیرزور:مغلوب
لری بختیاری تیخَل، گَژوین، مِنجِلَوی، خَلکور، چَپکور، کلاپیسَه:باباقوری، چشم کج
لری بختیاری دَرگَشتِن، هَلپِستِن، زِیدِن زِهرِ رَه، خَو وا خَو رَهدِن:مردن زَبرُوِهِستِن:کشته شدن واژه ی هَلپِستن لری ریشه ای کهن دارد. در عیلام باست ...
در لری بختیاری دو واژه معادل این کلمه است۱. تیدا و ۲. دودا واژه دودا واژه ای کهن عیلامی که همین گونه در لری مانده و متاسفانه در حال حاضر به فراموشی س ...