پیشنهادهای خلیل خسروی (١٦٠)
احصاء شده، برشمرده شده، منحصر به موارد درج شده
چارت یا جدول راهنما در اماکن ، در نرم افزار ها و . . .
جامعه آرمانی، بهترین مکان، بهشت روی زمین، مدینه فاضله
سلاح دوربرد long range missile موشک دور برد
رجحان، تفوق، برتری مثال: The supremacy of scientific برتری علمی
در حقوق دریایی، به معنی گلوگاه، کانال و آبراهه می باشد.
استدلال مفهومی ( استدلالی که از مفهوم موافق یا مخالف کلام اخذ می شود )
در حقوق به مضامین و مفادی که از یک متن برداشت می شود. مانند عبارت statutory necessary implications به معنی: مضامین قانونی لازم الاتباع یا لازم الاجرا
مضمون، مفاد
در حقوق ثبت اسناد و املاک به معنی سندی که مطابق قانون ثبت شده باشد.
در حقوق تجارت به معنی مجمع قانونی اعم از مجمع موسس، مجمع عمومی عادی یا مجمع عمومی فوق العاده
در حقوق به معنی تکلیف قانونی
از اصطلاحات حقوق جزا و جرم شناسی است و به معنی " سوء نیت انتقال یافته" می باشد و مربوط به رکن مادی جرم است و هدف نهایی از وضع آن، اعمال مسئولیت کیفری ...
از بعد حقوق جزا و جرم شناسی، به معنی " فوریت یا اقدام فوری" نسبت به کشف و مجازات جرم واقع شده می باشد.
از بعد حقوق جزا و جرم شناسی، یکی از مفاهیم کلیدی در مجازات است و به معنی " اعلام عمومی یا عمومیت" مجازات با انگیزه عبرت آموزی و بازدارندگی است.
معامله بازاری، داد و ستد در بازار
صیحه در معنای عام به هر نوع فریاد، اعتراض و انتقاد گویند
اصولا، اصالتا، قطعا
همرنگ جماعت شدن
یاری کردن، کمک کردن مثال ) If memory serves به معنی: اگر حافظه یاری کند. . .
مالیات بر ارث اموال اعم از منقول و غیر منقول
انتقال اموال قبل از مرگ، انتقال پیشا مرگ
فاقد اثر و میراث، عدم ماترک متوفی
هدر دادن، ضایع کردن
غرق در خون، خون فشان
به نظر رسیدن، تصور کردن، تجسم کردن ?What does peace look like for children کودکان صلح را چگونه تصور می کنند؟
قابلیت انتزاعی داشتن، قابل تصور و تجسم بودن
صرف توابع ریاضی یا فیزیک و. . . بدون قرار گرفتن در معادلات، مثل x یا y
تجرید گرا، مجرد نگر، انتزاع گرا، انتزاعی گر
شکار چی night stalker به معنی شکارچی شب
فُرِم، به معنی مجمع یا محل تجمع است که هم به صورت آنلاین و هم به شکل حضوری تشکیل می شود. مثال: World Economic Forum ( مجمع جهانی اقتصاد )
تمرد، نافرمانی
به نوبت و با چرخش کاری را انجام دادن
پای بند بودن به چیزی، به عنوان مثال stick to the rules به معنی: پای بند بودن به قوانین
تولید وفور، فراوانی تولید، وفور نعمت
آوای وحش، اثر برجسته نویسنده مشهور جک لندن
تروریسم مربوط به مواد مخدر
ساختاری، نهادی، درهم تنیده، ریشه ای، بنیادی
پاداش و کیفر، تشویق و تنبیه
نقشه راه، تعیین مسیر، جهت هدف
رزم گرایی، دارای طبع رزمی، اهل رزم و رزمندگی
رفقا، همراهان
قلمرو خداوند Kingdom of God is within men قلمرو خدا، درون انسان هاست.
از میان برداشته شده، معدوم، محذوف، نیست شده
تغییر اساسی و بنیادین در الگوهای فکری، تغییر اساسی در باورها و مدل های ذهنی سابق
کارآموز وکالت
معامله شرافتمندانه، معامله عزتمندانه
قیمت های منصفانه
شایسته، مناسب، آبرومندانه
قابلیت دادخواهی، قابلیت دادستانی