تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. Flip through = To quickly browse or skim ( a book, magazine, etc. ) EN: "She flipped through the magazine while waiting at the doctor’s office. " ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1. Flip through = To quickly browse or skim ( a book, magazine, etc. ) EN: "She flipped through the magazine while waiting at the doctor’s office. " ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. To dabble = To take part in an activity casually or superficially EN: "She dabbles in painting but doesn’t take it seriously. " FA: "او گاهی نقا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آب بازی کردن - بازی بازی کاری را انجام دادن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی نژاد سگ شکاری با گوشهای افتاده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

The word "racy" in English has a few meanings, often related to being lively, bold, or slightly risqu�. 1. Racy story / رمان یا داستان جذاب و کمی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گل و گشاد نشستن، ( روی صندلی یا زمین یا تختخواب و غیره ) ولوشدن، خزیدن، با زحمت حرکت کردن، تقلاکنان کاری را انجام دادن، پخش و پلا شدن، بدون حساب و کت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

gentry, - fy, - er

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

gentry, - fy, - ation

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

gentry, - fy

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

antonym : imperceptible : نامحسوس

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

English: The mountain has a precipitous cliff that’s dangerous to climb. Persian: این کوه یک صخره شیب دار دارد که بالا رفتن از آن خطرناک است. Engl ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

English: The economic crisis precipitated the fall of the government. Persian: بحران اقتصادی، سقوط دولت را تسریع کرد. English: His sudden resignat ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. English: His apology rang hollow after he repeated the same mistake. Persian: عذرخواهی او بعد از تکرار همان اشتباه، توخالی به نظر رسید. 2. Eng ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف اول اسم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تَرَک - شکاف

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح "Hit the head" یک عبارت عامیانه ( Slang ) در انگلیسی است که به معنی "به دستشویی رفتن" ( خصوصاً برای ادرار کردن ) به کار می رود. - - - دل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. English: "You want to try fixing the car? Alright, have at it!" Persian: "می خوای ماشین رو تعمیر کنی؟ خیلی خوب، دست به کار شو!" - - - 2. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آزمایش کردن کالاها چک کردن بضاعت ( کسی )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام و سِمَت دست اندرکاران فیلم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه شناسی ( Etymology ) واژهٔ "convolute": ۱. تجزیهٔ ریشه ها: - "Con - " ( پیشوند لاتین ) : - به معنای "با هم" یا "به طور کامل" ( مانند connec ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه شناسی ( Etymology ) واژهٔ "convolute": ۱. تجزیهٔ ریشه ها: - "Con - " ( پیشوند لاتین ) : - به معنای "با هم" یا "به طور کامل" ( مانند connec ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریشه شناسی ( Etymology ) واژهٔ "convolute": ۱. تجزیهٔ ریشه ها: - "Con - " ( پیشوند لاتین ) : - به معنای "با هم" یا "به طور کامل" ( مانند connec ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه شناسی ( Etymology ) واژهٔ "convolute": ۱. تجزیهٔ ریشه ها: - "Con - " ( پیشوند لاتین ) : - به معنای "با هم" یا "به طور کامل" ( مانند connec ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ریشه شناسی ( Etymology ) واژهٔ "propensity": واژهٔ "propensity" از ترکیب دو بخش لاتین تشکیل شده است: 1. پیشوند "pro - " به معنای "به سمت" یا "پیش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. It's high time you started studying for your exams. دیگر وقتش رسیده که برای امتحاناتت شروع به درس خواندن کنی. 2. It's high time we cleaned the ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. It's high time you started studying for your exams. دیگر وقتش رسیده که برای امتحاناتت شروع به درس خواندن کنی. 2. It's high time we cleaned the ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

In, equity, - able

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. معنی تهدیدآمیز ( درگیری فیزیکی/کلامی ) - ریشه در زبان عامیانه آمریکایی ( قرن ۲۰م ) : - "Piece" در اینجا استعاره از "بخشیدن یک ضربه" یا "گرفتن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. Primary Meanings of "Hard Time" A. Difficulty / Struggle ( مشکل، سختی ) - Definition: Experiencing challenges or adversity. - Example ( En ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. Primary Meanings of "Hard Time" A. Difficulty / Struggle ( مشکل، سختی ) - Definition: Experiencing challenges or adversity. - Example ( En ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. Primary Meanings of "Hard Time" A. Difficulty / Struggle ( مشکل، سختی ) - Definition: Experiencing challenges or adversity. - Example ( En ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

exuberant exuberance exuberantly exuberate exuberancy uberous uberty

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه "uber" در اصل از زبان آلمانی گرفته شده و به معنای "بالاتر" یا "فوقالعاده" است. اما بسته به زمینه، معانی و کاربردهای مختلفی دارد: ۱. معنای اصل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Uber - rich = Extremely wealthy. Uber - cool = Exceptionally stylish. Uber - fan = Die - hard fan.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Uber - rich = Extremely wealthy. Uber - cool = Exceptionally stylish. Uber - fan = Die - hard fan.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Uber - rich = Extremely wealthy. Uber - cool = Exceptionally stylish. Uber - fan = Die - hard fan.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه "uber" در اصل از زبان آلمانی گرفته شده و به معنای "بالاتر" یا "فوقالعاده" است. اما بسته به زمینه، معانی و کاربردهای مختلفی دارد: ۱. معنای اصل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه "uber" در اصل از زبان آلمانی گرفته شده و به معنای "بالاتر" یا "فوقالعاده" است. اما بسته به زمینه، معانی و کاربردهای مختلفی دارد: ۱. معنای اصل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه "uber" در اصل از زبان آلمانی گرفته شده و به معنای "بالاتر" یا "فوقالعاده" است. اما بسته به زمینه، معانی و کاربردهای مختلفی دارد: ۱. معنای اصل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه "uber" در اصل از زبان آلمانی گرفته شده و به معنای "بالاتر" یا "فوقالعاده" است. اما بسته به زمینه، معانی و کاربردهای مختلفی دارد: ۱. معنای اصل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه "uber" در اصل از زبان آلمانی گرفته شده و به معنای "بالاتر" یا "فوقالعاده" است. اما بسته به زمینه، معانی و کاربردهای مختلفی دارد: ۱. معنای اصل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ex, uber, - ance ex - " ( prefix meaning "out of" or "thoroughly" ) " - uber - " ( from Latin uberare, meaning "to be fruitful" or "abundant" ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ex, uber, - ant, - ly

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ex, uber, - ate ex - " ( prefix meaning "out of" or "thoroughly" ) " - uber - " ( from Latin uberare, meaning "to be fruitful" or "abundant" ) a ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- "ex - " ( prefix meaning "out of" or "thoroughly" ) - " - uber - " ( from Latin uberare, meaning "to be fruitful" or "abundant" ) - " - ant" ( ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قطعی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Etymology Breakdown "Mal - " ( Latin ) = "bad" or "evil" ( as in malicious, malpractice, malady ) "Feas - " ( from Old French "fais - ", Latin "f ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Etymology Breakdown ✅ "Mal - " ( Latin ) = "bad" or "evil" ( as in malicious, malpractice, malady ) ✅. "Feas - " ( from Old French "fais - ", Latin ...