پیشنهاد‌های هلن ممبینی (٣٨٨)

بازدید
١,١٥٣
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سه گانه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در عکاسی و فیلم معنی تیره شدن لبه های تصویر که توجه را به مرکز تصویر می برد. مثال The photo has a strong vignette effect.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک توصیف کوتاه، صحنهٔ کوتاه، یا داستان خیلی کوتاه که یک لحظه، وضعیت یا شخصیت را به طور فشرده نشان می دهد. معمولاً: کوتاه است روی یک موقعیت خاص تمر ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک شرح کوتاه از وضعیت یک بیمار که برای آموزش یا امتحان استفاده می شود. مثال The exam included several clinical vignettes. آزمون شامل چند سناریوی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: جلب توجه دشمن / اَگرو توضیح: وقتی دشمن روی یک بازیکن تمرکز می کند و به او حمله می کند، می گویند آن بازیکن aggro گرفته است. مثال: The tank ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: همکاری چندنفره / کوآپ توضیح: حالتی که بازیکنان با هم همکاری می کنند، نه اینکه مقابل هم بازی کنند. مثال: The campaign can be played in co ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: رید / حمله گروهی بزرگ توضیح: مرحله یا مأموریت گروهی سخت که معمولاً نیاز به چند بازیکن هماهنگ دارد. مثال: We need ten players for this rai ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازیکن علیه بازیکن توضیح: مخفف Player versus Player است؛ حالتی که بازیکنان با یکدیگر مبارزه می کنند. مثال: I prefer PvP over story mode. من PvP ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازیکن علیه محیط / دشمنان بازی توضیح: مخفف Player versus Environment است؛ یعنی مبارزه با دشمنان کنترل شده توسط بازی، نه بازیکنان واقعی. مثال: This ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: دانجن / سیاه چال / مرحله بسته پر از دشمن توضیح: منطقه ای معمولاً بسته و چالش برانگیز با دشمن ها، تله ها، آیتم ها و باس. مثال: This dungeo ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: ظاهر شدن / محل ظاهر شدن توضیح: وقتی دشمن، آیتم یا بازیکن در یک نقطه از نقشه ظاهر می شود. مثال: Enemies spawn near the bridge. دشمن ها ن ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد

در گیم: فارم کردن / جمع آوری منابع توضیح: تکرار یک فعالیت برای جمع کردن پول، XP، آیتم یا منابع. مثال: I’m farming gold in this area. دارم در ای ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: فارم طولانی / تلاش تکراری برای پیشرفت توضیح: انجام کارهای تکراری برای گرفتن XP، پول، آیتم یا ارتقای سطح. مثال: I had to grind for hours t ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: متا / استراتژی غالب بازی توضیح: به بهترین یا رایج ترین روش بازی کردن در یک دوره خاص گفته می شود؛ مثلاً بهترین شخصیت ها، سلاح ها یا ترکیب تی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: چیدمان شخصیت / بیلد توضیح: ترکیب مهارت ها، آیتم ها، سلاح ها و ویژگی هایی که برای یک سبک بازی انتخاب می کنی. مثال: I’m using a tank build ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: بازی معمولی / غیررتبه ای توضیح: مسابقه ای که معمولاً جدیت کمتری دارد و روی رتبه اصلی بازیکن اثر نمی گذارد. مثال: Let’s play a casual matc ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: بازی رتبه ای / مسابقه رنک توضیح: حالتی از بازی که نتیجه آن روی رتبه یا رنک بازیکن تأثیر می گذارد. مثال: I don’t play ranked when I’m tire ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: همتایابی / پیدا کردن حریف یا هم تیمی توضیح: سیستمی که بازیکنان را بر اساس سطح، مهارت یا منطقه به هم وصل می کند. مثال: The matchmaking in ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Experience Points به معنای امتیاز تجربه توضیح: امتیازی که با انجام مأموریت، شکست دادن دشمن یا فعالیت های مختلف دریافت می شود و باعث ارتقای سطح می ش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: نوار سلامتی / جان که بهش HP هم می گن توضیح: میزان سلامتی شخصیت. اگر HP به صفر برسد، شخصیت معمولاً می میرد یا شکست می خورد. مثال: My HP is ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: درخت مهارت توضیح: سیستمی که بازیکن از طریق آن مهارت های شخصیت را باز، تقویت یا ارتقا می دهد. مثال: I spent my points on the stealth skill ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: ارتقا سطح / لول آپ شدن توضیح: وقتی شخصیت با گرفتن تجربه قوی تر می شود و به سطح بالاتری می رسد. مثال: I need more XP to level up. برای ل ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شخصیت غیرقابل بازی توضیح: مخفف Non - Player Character است. یعنی شخصیتی که توسط بازی کنترل می شود، نه بازیکن. مثال: Talk to the NPC near the gate. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: به معنای مأموریت توضیح: هدف یا کاری که بازی از بازیکن می خواهد انجام دهد؛ مثل نجات دادن یک شخصیت، جمع آوری آیتم یا شکست دادن دشمن. مثال: ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گیم: به معنای: مأموریت فرعی توضیح: مأموریتی که جزو داستان اصلی نیست، اما می تواند پاداش، تجربه یا آیتم بدهد. مثال: This side quest gives you a ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جهان باز توضیح: بازی ای که در آن بازیکن آزادی زیادی برای گشت وگذار، انجام مأموریت ها و انتخاب مسیر دارد. مثال: GTA V has a huge open world. GTA ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازی نقش آفرینی آنلاین چندنفره گسترده توضیح: نوعی RPG آنلاین که تعداد زیادی بازیکن هم زمان در یک جهان مشترک بازی می کنند. مثال: World of Warcraft ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازی نقش آفرینی توضیح: در RPG بازیکن کنترل یک شخصیت را دارد، آن را ارتقا می دهد، مأموریت انجام می دهد و معمولاً داستان بازی اهمیت زیادی دارد. مثال ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تیراندازی اول شخص / همچنین فریم بر ثانیه توضیح: این اصطلاح دو معنی رایج دارد: First - Person Shooter = سبک بازی تیراندازی اول شخص Frames Per Second ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

1. کلمه: reject کاربرد: برای رد کردن رسمی یا جدیِ یک پیشنهاد، درخواست، ایده، طرح، مقاله یا تقاضا. معمولاً لحنی رسمی تر از turn down دارد. یک مثال: ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

1. رسیدگی کردن به کار/موضوع/مشکل handle I’ll handle this issue. من به این موضوع رسیدگی می کنم. رسیدگی کردن / سر و سامان دادن به یک مسئله deal wi ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پیگیری ایمیل، درخواست، جلسه: follow up on follow - up get back to someone remind nudge مثال: I’m following up on my previous email. دارم ایمیل ق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

coordination We need better coordination between the teams. ترجمه: ما به هماهنگی بهتری بین تیم ها نیاز داریم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

misunderstanding

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابستگی دارویی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به انگلیسی dosage

پیشنهاد
٠

به انگلیسی drug dependence

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرایه حمل دریایی / هزینه حمل کالا از طریق دریا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حمل کالا یا مسافر از طریق دریا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دورهٔ پاک سازی / دورهٔ شست وشو / دورهٔ حذف اثر دارو از بدن Washout period به بازه ای از زمان گفته می شود که در آن فرد مصرف یک دارو، درمان، مکمل یا م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه از دو بخش ساخته شده: uxor در لاتین یعنی: wife / همسر زن - cidal از ریشهٔ - cide یعنی: کشتن / قاتل / قتل پس: uxoricidal = wife - killing ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنوز تصمیم نگرفتم. بین دو گزینه موندم. مطمئن نیستم. فعلاً نظری ندارم. هنوز دودلم. مثال: I’m on the fence about buying a new phone. ترجمه: ب ...

پیشنهاد
٠

زیادی داری سختش می کنی. زیادی بهش فکر می کنی. داری الکی پیچیده اش می کنی. این قدر وسواس به خرج نده. داری زیادی توی ذهنت بزرگش می کنی. مثال: Ju ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلخوری ای نیست. ناراحت نیستم. به دل نگیر. بینمون چیزی عوض نشده. کینه ای ندارم. مثال: I’m sorry I couldn’t invite you. No hard feelings? ترجمه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر طور خودت راحتی. خود دانی. هر جور مایلی. به خودت مربوطه. هر طور دوست داری. مثال: A: I don’t want to come with you. B: Suit yourself. ترجمه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمی ارزه. ارزش دردسرش رو نداره. به این همه زحمت نمی ارزه. اصلاً به صرفه نیست. بی خیالش، نمی ارزه. مثال: Don’t argue with him. It’s not worth i ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تازه فهمیدم. یک دفعه به ذهنم رسید. تازه دوزاریم افتاد. ناگهان متوجه شدم. یک دفعه سنگینی اش را حس کردم. مثال: It hit me that I might never see h ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روزم را ساختی. خیلی خوشحالم کردی. کلی حالم را خوب کردی. با این کارت واقعاً خوشحالم کردی. مثال: Thank you for your message. You made my day. م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دو دل هستم. بین دو انتخاب گیر کرده ام. نمی دانم کدام را انتخاب کنم. ذهنم بین دو گزینه مانده. مثال: I’m torn between staying here and moving abr ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فناوری اطلاعات: Write Blocker یک دستگاه سخت افزاری یا برنامه نرم افزاری است که اجازه می دهد داده ها از رسانه های ذخیره سازی دریافت یا استخراج شون ...