پیشنهادهای هلن ممبینی (٣٨٨)
سه گانه
در عکاسی و فیلم معنی تیره شدن لبه های تصویر که توجه را به مرکز تصویر می برد. مثال The photo has a strong vignette effect.
یک توصیف کوتاه، صحنهٔ کوتاه، یا داستان خیلی کوتاه که یک لحظه، وضعیت یا شخصیت را به طور فشرده نشان می دهد. معمولاً: کوتاه است روی یک موقعیت خاص تمر ...
یک شرح کوتاه از وضعیت یک بیمار که برای آموزش یا امتحان استفاده می شود. مثال The exam included several clinical vignettes. آزمون شامل چند سناریوی ...
در گیم: جلب توجه دشمن / اَگرو توضیح: وقتی دشمن روی یک بازیکن تمرکز می کند و به او حمله می کند، می گویند آن بازیکن aggro گرفته است. مثال: The tank ...
در گیم: همکاری چندنفره / کوآپ توضیح: حالتی که بازیکنان با هم همکاری می کنند، نه اینکه مقابل هم بازی کنند. مثال: The campaign can be played in co ...
در گیم: رید / حمله گروهی بزرگ توضیح: مرحله یا مأموریت گروهی سخت که معمولاً نیاز به چند بازیکن هماهنگ دارد. مثال: We need ten players for this rai ...
بازیکن علیه بازیکن توضیح: مخفف Player versus Player است؛ حالتی که بازیکنان با یکدیگر مبارزه می کنند. مثال: I prefer PvP over story mode. من PvP ...
بازیکن علیه محیط / دشمنان بازی توضیح: مخفف Player versus Environment است؛ یعنی مبارزه با دشمنان کنترل شده توسط بازی، نه بازیکنان واقعی. مثال: This ...
در گیم: دانجن / سیاه چال / مرحله بسته پر از دشمن توضیح: منطقه ای معمولاً بسته و چالش برانگیز با دشمن ها، تله ها، آیتم ها و باس. مثال: This dungeo ...
در گیم: ظاهر شدن / محل ظاهر شدن توضیح: وقتی دشمن، آیتم یا بازیکن در یک نقطه از نقشه ظاهر می شود. مثال: Enemies spawn near the bridge. دشمن ها ن ...
در گیم: فارم کردن / جمع آوری منابع توضیح: تکرار یک فعالیت برای جمع کردن پول، XP، آیتم یا منابع. مثال: I’m farming gold in this area. دارم در ای ...
در گیم: فارم طولانی / تلاش تکراری برای پیشرفت توضیح: انجام کارهای تکراری برای گرفتن XP، پول، آیتم یا ارتقای سطح. مثال: I had to grind for hours t ...
در گیم: متا / استراتژی غالب بازی توضیح: به بهترین یا رایج ترین روش بازی کردن در یک دوره خاص گفته می شود؛ مثلاً بهترین شخصیت ها، سلاح ها یا ترکیب تی ...
در گیم: چیدمان شخصیت / بیلد توضیح: ترکیب مهارت ها، آیتم ها، سلاح ها و ویژگی هایی که برای یک سبک بازی انتخاب می کنی. مثال: I’m using a tank build ...
در گیم: بازی معمولی / غیررتبه ای توضیح: مسابقه ای که معمولاً جدیت کمتری دارد و روی رتبه اصلی بازیکن اثر نمی گذارد. مثال: Let’s play a casual matc ...
در گیم: بازی رتبه ای / مسابقه رنک توضیح: حالتی از بازی که نتیجه آن روی رتبه یا رنک بازیکن تأثیر می گذارد. مثال: I don’t play ranked when I’m tire ...
در گیم: همتایابی / پیدا کردن حریف یا هم تیمی توضیح: سیستمی که بازیکنان را بر اساس سطح، مهارت یا منطقه به هم وصل می کند. مثال: The matchmaking in ...
Experience Points به معنای امتیاز تجربه توضیح: امتیازی که با انجام مأموریت، شکست دادن دشمن یا فعالیت های مختلف دریافت می شود و باعث ارتقای سطح می ش ...
در گیم: نوار سلامتی / جان که بهش HP هم می گن توضیح: میزان سلامتی شخصیت. اگر HP به صفر برسد، شخصیت معمولاً می میرد یا شکست می خورد. مثال: My HP is ...
در گیم: درخت مهارت توضیح: سیستمی که بازیکن از طریق آن مهارت های شخصیت را باز، تقویت یا ارتقا می دهد. مثال: I spent my points on the stealth skill ...
در گیم: ارتقا سطح / لول آپ شدن توضیح: وقتی شخصیت با گرفتن تجربه قوی تر می شود و به سطح بالاتری می رسد. مثال: I need more XP to level up. برای ل ...
شخصیت غیرقابل بازی توضیح: مخفف Non - Player Character است. یعنی شخصیتی که توسط بازی کنترل می شود، نه بازیکن. مثال: Talk to the NPC near the gate. ...
در گیم: به معنای مأموریت توضیح: هدف یا کاری که بازی از بازیکن می خواهد انجام دهد؛ مثل نجات دادن یک شخصیت، جمع آوری آیتم یا شکست دادن دشمن. مثال: ...
در گیم: به معنای: مأموریت فرعی توضیح: مأموریتی که جزو داستان اصلی نیست، اما می تواند پاداش، تجربه یا آیتم بدهد. مثال: This side quest gives you a ...
جهان باز توضیح: بازی ای که در آن بازیکن آزادی زیادی برای گشت وگذار، انجام مأموریت ها و انتخاب مسیر دارد. مثال: GTA V has a huge open world. GTA ...
بازی نقش آفرینی آنلاین چندنفره گسترده توضیح: نوعی RPG آنلاین که تعداد زیادی بازیکن هم زمان در یک جهان مشترک بازی می کنند. مثال: World of Warcraft ...
بازی نقش آفرینی توضیح: در RPG بازیکن کنترل یک شخصیت را دارد، آن را ارتقا می دهد، مأموریت انجام می دهد و معمولاً داستان بازی اهمیت زیادی دارد. مثال ...
تیراندازی اول شخص / همچنین فریم بر ثانیه توضیح: این اصطلاح دو معنی رایج دارد: First - Person Shooter = سبک بازی تیراندازی اول شخص Frames Per Second ...
1. کلمه: reject کاربرد: برای رد کردن رسمی یا جدیِ یک پیشنهاد، درخواست، ایده، طرح، مقاله یا تقاضا. معمولاً لحنی رسمی تر از turn down دارد. یک مثال: ...
1. رسیدگی کردن به کار/موضوع/مشکل handle I’ll handle this issue. من به این موضوع رسیدگی می کنم. رسیدگی کردن / سر و سامان دادن به یک مسئله deal wi ...
پیگیری ایمیل، درخواست، جلسه: follow up on follow - up get back to someone remind nudge مثال: I’m following up on my previous email. دارم ایمیل ق ...
coordination We need better coordination between the teams. ترجمه: ما به هماهنگی بهتری بین تیم ها نیاز داریم.
misunderstanding
وابستگی دارویی
به انگلیسی dosage
به انگلیسی drug dependence
کرایه حمل دریایی / هزینه حمل کالا از طریق دریا
حمل کالا یا مسافر از طریق دریا
دورهٔ پاک سازی / دورهٔ شست وشو / دورهٔ حذف اثر دارو از بدن Washout period به بازه ای از زمان گفته می شود که در آن فرد مصرف یک دارو، درمان، مکمل یا م ...
این کلمه از دو بخش ساخته شده: uxor در لاتین یعنی: wife / همسر زن - cidal از ریشهٔ - cide یعنی: کشتن / قاتل / قتل پس: uxoricidal = wife - killing ...
هنوز تصمیم نگرفتم. بین دو گزینه موندم. مطمئن نیستم. فعلاً نظری ندارم. هنوز دودلم. مثال: I’m on the fence about buying a new phone. ترجمه: ب ...
زیادی داری سختش می کنی. زیادی بهش فکر می کنی. داری الکی پیچیده اش می کنی. این قدر وسواس به خرج نده. داری زیادی توی ذهنت بزرگش می کنی. مثال: Ju ...
دلخوری ای نیست. ناراحت نیستم. به دل نگیر. بینمون چیزی عوض نشده. کینه ای ندارم. مثال: I’m sorry I couldn’t invite you. No hard feelings? ترجمه ...
هر طور خودت راحتی. خود دانی. هر جور مایلی. به خودت مربوطه. هر طور دوست داری. مثال: A: I don’t want to come with you. B: Suit yourself. ترجمه ...
نمی ارزه. ارزش دردسرش رو نداره. به این همه زحمت نمی ارزه. اصلاً به صرفه نیست. بی خیالش، نمی ارزه. مثال: Don’t argue with him. It’s not worth i ...
تازه فهمیدم. یک دفعه به ذهنم رسید. تازه دوزاریم افتاد. ناگهان متوجه شدم. یک دفعه سنگینی اش را حس کردم. مثال: It hit me that I might never see h ...
روزم را ساختی. خیلی خوشحالم کردی. کلی حالم را خوب کردی. با این کارت واقعاً خوشحالم کردی. مثال: Thank you for your message. You made my day. م ...
دو دل هستم. بین دو انتخاب گیر کرده ام. نمی دانم کدام را انتخاب کنم. ذهنم بین دو گزینه مانده. مثال: I’m torn between staying here and moving abr ...
در فناوری اطلاعات: Write Blocker یک دستگاه سخت افزاری یا برنامه نرم افزاری است که اجازه می دهد داده ها از رسانه های ذخیره سازی دریافت یا استخراج شون ...