پیشنهاد‌های فریبا قاسمی (٢٤٦)

بازدید
٧٣٤
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نگران نباش، عجله ای نیست

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک نوع سوپ غلیظ فرانسوی که با ماهی و سبزیجات و ادویه درست میشه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

اشیا کوچیکی که معمولا کم ارزش هستن و بعنوان دکوری استفاده میشن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

یک برند برای خمیربازی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برای جلب توجه توی یه فضای عمومی مدام چیزی یا کسی رو نشان دادن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مکالمه ای مودبانه در مورد موضوعات کم اهمیت که معمولا در مهمانی ها بین افراد صورت میگیره

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک نوع سبک موسیقی جامائیکایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کم نیار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نخ رافیا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فیلم غمگین و تأثیر گذار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این نوع از شلوارک زنانه رو میگن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این رنگ صورتی رو میگن winterberry

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شوخی زیرکانه ( شخص توی مکالمه از شوخی استفاده میکنه تا بحث رو مهیج کنه )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیراهن مردانه ای که یقه ش هم دکمه داره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسهال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چای خشک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخصی که از لحاظ عاطفی و احساسی خیلی استواره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخصی که از لحاظ احساسی و عاطفی خیلی استوار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جسور و مصمم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنسله

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردانه به نظر رسیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوتاه شده dare not، بمعنی جرأت نداشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازی بولینگ ایتالیایی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدل موی کاسه ای

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه برابر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی رو کول کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدم فراموشکار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه رسم توی یه سری رستوران ها که اگه زودتر از زمان صرف شام برید، غذا رو با قیمت کمتر میتونید بخورید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخص یا شرکتی که کارش خرید کالاهای اساسی مثل نفت، فلزات، و. . . هست. به عبارتی دلال اینجور کالاهاست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه نوع رقص سنتی که رقصنده ها با آهنگ های محلی و سنتی بصورت دایره ای یا خطی می رقصند و مدام پارتنرهاشون رو با هم عوض می کنند. این رقص توی طویله یا انب ...

پیشنهاد
٠

شروع به کار کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیچاره کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جمله I'm maxed out, یعنی دیگه به اینجام رسیده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اقتدار داشته باش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه نوع گردو که پوستش نازکه و گرد نیست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسمی دخترانه به معنی دریای درخشان و تابناک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی غذای ایتالیایی که از ماهی مرکب درست میشه. ماهی مرکب رو با ترکیب آرد و شیر و تخم مرغ بصورت حلقه ای سرخ می کنند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سکوت مطلق

پیشنهاد
٠

مثل موم تو دست کسی بودن. یعنی هرکاری رو بگی طرف انجام بده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمانی ازین صفت استفاده می کنیم که به درک درستی از اون موقعیت یا فرد رسیده باشیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی سریع چیزی رو خوردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروشگاه زنجیره ای مبلمان که در اصل آمریکاییه و در کانادا و مکزیک و استرالیا شعبه داره

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوشمالی دادن، انتقاد تند کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مایو مخصوص آقایون

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وکالت دادن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهمترین حقایق درباره یک وضعیت که توی اون موقعیت بیشترین تاثیر رو داره

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متهمی که قبل از محاکمه از کشور فرار میکنه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دل زده شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدل یقه لباس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حقیقت رو بپذیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمایشی که در آن مردها خودشان را به شکل زن در می آورند و لباس زنانه میپوشند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه نوع مدل مو که موهای بلند رو بالای سر بصورت یک کُپه جمع میکردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کتی که پشتش دو تا چاک کوچیک داره

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه گوشه ای از خانه که پنجره های زیادی داره و مخصوص خوابیدن در روزهای گرمه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صحبت کردن بدون آمادگی قبلی تو یک مراسم عمومی جهت وقت گذرانی چون شما منتظر رویدادی دیگر هستید

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دامن هایی که در ساحل میپوشند و کمرش رو گره میزنند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ما توی فارسی به این نوع شخصیت میگیم شیربرنج

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلاه قارچ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کالباس هایی که توش تیکه های زیتون داره

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چسبی که هر دو طرفش قدرت چسبندگی داره

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه چیزی الان به ذهنم خطور کرد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشتاقانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فیلم تاریخی

پیشنهاد
٠

قال قضیه رو بکن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یقه اسکی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهم بگو چه خبره، جریان چیه؟ ( زمانی استفاده می کنیم که یه نفر داره یه چیزی رو به ما میگه که دیگران می دانند و ما تازه داریم متوجه میشیم )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسخره م کن، جدی نگیر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنقدرها هم آسون نیست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الفرار

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( به طعنه ) علامه دهر

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چند تا لباس روی هم پوشیدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اوج خداحافظی کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موقع شیر یا خط، وقتی سکه رو میندازیم، این اصطلاح قبل اینکه سکه به زمین برسه استفاده میشه و تو این فاصله باید تصمیم بگیریم شیر یا خط

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشنگ

پیشنهاد
٠

اصطلاحی معادل پدرت رو در میارم یا بیچاره ت میکنم، وقتی به کار میره که یه نفر کار نابجایی انجام میده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخص یاغی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنی که هیکل مردانه داره

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخلوطی از نوعی بیسکوئیت خرد شده، شکر قهوه ای و کره که بعنوان لایه ای در دسر چیزکیک استفاده می شود

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تلاش زیاد کسی رو متقاعد کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک کاسه پر از . . .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی افراد یک گروه خود را با رفتارها و نگرش های سایر اعضای گروه وفق می دهند، با وجود اینکه با رفتارها و نگرش های خودشان در تضاد است

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

منتفی کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر کسی شیره مالیدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه نوع سلاح پرتابی چینی که انواع مختلفی داره. مثل shuriken , . . .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بگیر نگیر

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه بحث دیگه است

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی به معنی حرامزاده، لاشی، هرزه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه دستی زدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

بستر کاری را فراهم کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یا خدا😳

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقاضای بازشماری

پیشنهاد
٠

با توجه به اینکه فیل ها حافظه ی قوی دارند، این اصطلاح به شخصی اطلاق می شود که حافظه قوی دارد و چیزی را فراموش نمی کند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک نوع منقل

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودمیزبانی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

گوشت دودی و ادویه زده گاو که معمولا بصورت لایه های نازک برش می زنند و سرد میخورند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

این کلمه اگه بصورت فعل استفاده بشه به معنی خراب کردن و گند زدن هم هست

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی بیسکوئیت یا کوکی که شامل تیکه های کوچیک شکلاته

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی بازی که در آن بازیکنان دیسک هایی رو با یک وسیله بیل مانند روی یک صفحه علامت گذاری شده هل میدهند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیاهی از گونه شلغم که رنگش سبز تیره است و برگها و ریشه هاش تلخ مزه است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمتی از قایق که تعادل قایق رو برقرار میکنه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمتی از قایق در سمت چپ

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارتباط تلفنی دریا به خشکی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

پول کنار گذاشتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

این اصطلاح به لباسهایی گفته میشه که در بازار بطور انبوه و در سایزهای مختلف وجود دارند. متضاد custom made هست که به سفارش مشتری دوخته میشه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سفارش مشتری

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخفف recreation center هست به معنی تفریگاه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفریگاه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

وسیله ای زینتی که معمولا پشت در آویزان می کنند و وقتی در بهش برخورد میکنه صدای قشنگی داره

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه نفر رو با یه چیزی زدن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگه بخوام از یک تا ده امتیاز بدم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

در رو با این مدل قفل که تصویرش رو فرستادم قفل کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

دهن کسی رو سرویس کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیمان بستن

پیشنهاد
٠

بذار روشنت کنم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه نوع قایق کوچیکه که برای قایقرانی در روز ازش استفاده میشه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه اسنک چینی که شامل یه تیکه نان مثلث که روش خمیری میذارن که از میگوی چرخ کرده درست شده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مزایده ای که هدفش خیریه است و افراد مبلغ پیشنهادی رو روی یک کاغذ می نویسند و توی پاکت میذارند جای اینکه با صدای بلند اعلام کنند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از شوخی گذشته

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باری که نوشیدنی رایگان سرو میکنه و هزینه ش توسط میزبان پرداخت میشه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهش نمیدیم، بازیش نمیدیم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی بیسکوئیت ایتالیایی که توش مغز بادام درختی داره

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هرکاری دوست داری انجام بده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی پدر مادر از هم جدا میشن و فرزندشون رو نوبتی بزرگ میکنند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انقد خودتو سرزنش نکن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به عهده کسی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجاق گاز برقی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تاثیر گذار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوار کاست گلچین آهنگ های خوانندگان مختلف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه ژاپنی، که در کاراته به معنی آگاهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماشین مشتی ممدلی😂

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرد کتابخون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شلوار تو خونه ای که گشاد و راحته و جنس نرمی هم داره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت yellow snow به این معناست که یک حیوان یا انسان روی برف ادرار کرده ولی عبارت don't eat yellow snow به این معناست که کار احمقانه انجام نده یا انت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زیاده خواه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک نوع ماهی گوشت خوار استوایی که بدن باریک داره با آرواره ها و دندانهای بزرگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناب، اصل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حوصله سر بر ( بویژه درمورد نحوه صحبت کردن کسی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عهد بوق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناخوشایند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میزی که کشوهای کوچیک داره و چون شبیه چیزیه که قدیمها داروسازها وسایل و داروهاشون رو توش نگه میداشتن به این اسم نامیده میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریلکس باش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تابی که دو نفر میتونن روش بشینن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این واژه به شخصی که همه کاره و مهره اصلی یک سازمان هست هم اطلاق میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جذاب و شگفت انگیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوزاندن سطح چیزی با حرارت شدید و ناگهانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه نوع توپ که تو بازی های مختلف ازش استفاده میشه و باید با پا کنترلش کنی

پیشنهاد
٠

با کسی رو راست بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوشاندن پتو یا ملحفه روی یه نفر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معتاد تزریقی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یه نوع واکس که از یه درخت برزیلی تولید میشه و برای پولیش کاری و برق انداختن ماشین و کفش و. . . ازش استفاده میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوعی دفاع در فوتبال یا بسکتبال که مدافع مسئولیت دفاع از یک منطقه رو داره جای اینکه مقابل بازیکن حریف دفاع کنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مردد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پولی که به یک نویسنده، خواننده یا بازیگر پرداخت میشه تا کارشون رو دوباره چاپ یا تکرار کنند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبقه بندی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اینطور معنی میده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با هم جور در نمیان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مبل راحتی ای که قابلیت تخت شدن داره و جای پا هم داره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بحث کردن با کسی، بویژه به این علت که طرف از رفتار شما شکایتی کرده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ساندویچ کوفته با سس گوجه و نان، نونش هم معمولا نون باگت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دفتری که توش آدرس، قرار ملاقات و. . . رو ثبت میکنند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی عزیزم، معمولا توسط یک آقا به خانومی گفته میشه که غریبه است یا بصورت تصادفی باهاش آشنا شده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همونی ام که دنبالشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ول کن نبودن، مث کنه به کسی چسبیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بشدت هیجان زده شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کار غیر اخلاقی انجام دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بریم یه چیزی بخوریم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثل روز اول شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستمال گردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یه نفر رو عصبانی و آزرده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حیواناتی مثل سگ که در مسابقات دعوای بین سگها شرکت می کنند و برنده می شوند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن کار سخت و ناخوشایند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آستین همت رو بالا زدن برای انجام کاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واگذار کردن مسئولیت به شخص دیگر

پیشنهاد
٠

پایین ترین موقیعت شغلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موقعیت شغلی عالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سیگار ماری جوانا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست مرتب شده بر اساس حروف الفبا. مثل دفترچه تلفن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هزینه باربری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

جلیقه بافت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقدم بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیر تا پیاز رو تعریف کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مد روز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شخصی که در محیط کار نقشه های شما رو تخریب میکنه و موفقیتتون رو تهدید میکنه

پیشنهاد
١

از نگرانی در آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حجم مسافران و بار در هواپیما

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اغوا کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تو ادبیات معنی هزل رو میده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واسطه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شلواری که از شلوارک بلندتره و از شلوار کوتاهتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه چیزی چشمتو گرفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از زیر زبان کسی حرف کشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پارچ سس

پیشنهاد
٠

دست خودش نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیگه باری رو دوشم نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من وظیفمو انجام دادم

پیشنهاد
٠

بهش نشون میدم ( تهدید )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نوعی ژامبون ایتالیایی که با گوشت خوک درست میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب ولرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبک مغز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

از خجالت آب شدن

پیشنهاد
٠

زحمت رو کم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خبری ازش نیست؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میله ای که پرده ی حمام رو بهش آویزان میکنند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقلتو از دست دادی؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تَگ های ضدسرقت که تو فروشگاهها به لباسها وصل میکنن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بارانی کمربنددار که معمولا دو ردیف دکمه داره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کارهای بیهوده انجام دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک کلمه دیگه حرف نزن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لباس بارداری

پیشنهاد
١

یه نفر رو به شدت ترساندن، آزار دادن یا خسته کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

دستگاهی که با انداختن پول داخلش بهت آدامس توپی میده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعتماد کسی رو جلب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پدر و مادرم مثال: . I'm going home for Thanksgiving to see my folks

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلاه حصیری لبه پهن مکزیکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

خلخال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سنگ آذرین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستهاتو به حالتی در بیار که پلیس میخواد دستبند بزنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جانب داری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودشم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هنوز کارم تموم نشده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جرأت میخواد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شخصی که فرد مهم و مشهوری رو بخاطر پول یا دلایل سیاسی میکشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چهارشانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کسی که حس ششم قوی داره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دیوونه و احمق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از شانس گند من

پیشنهاد
٠

شکسته نفسی نکن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پیام بازرگانی های طولانی مدت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از اون سر دنیا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

احساساتت رو کنترل کن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ریسه هایی که چراغهای کوچیک چشمک زن دارند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

خود محور، کسی که فقط به علایق خودش می پردازه و علایق دیگران رو ندید میگیره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کار خودمه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سَرِتو بالا نگه دار ( مثلا وقتی یه نفر خون دماغ میشه بهش میگیم )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

برچسب های طرحداری که به کابینت، قفسه و. . . میچسبانن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

تو باغ نیست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

دنیا به آخر نرسیده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

گشت و گذار کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

پیش قدم شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

رو مخ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

از شوخی گذشته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفیق گرمابه و گلستان