تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعرابِ بدوی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیب جویانه، سرزنش آمیز، انتقادی، منفی ( صفت از psogos که فنی در بلاغت است که در توصیفِ یک شخص به فضایلِ او بی اعتنا است )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به بعد از فلان زمان

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حداکثر ( حد بیشینۀ زمانِ تخمینی برای یک رویداد یا پدیده در باستان شناسی و تاریخ )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاستن از دنده، کاستن از سرعت ( اصطلاحاً می تواند به این معنا باشد که از سرعتِ کار می کاهد و با تعنی و تاملِ بیشتر به پیش می رود. مثلاً نویسنده ای که ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی یاور، دست خالی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرده نقش

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

کژآگهی، کژخبر

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در سیاست ) وابسته، متکی، تحت الحمایه ( حکومتِ وابسته حکومتی است که وابسته و تحتِ حمایتِ قدرتِ بزرگتری است )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[در تاریخِ رومیِ باستان اشاره به دوره های 15 سالۀ مالیاتی دارد. این اصطلاح برای تاریخگذاری هم استفاده می شده است به این نحو که مثلاً 4th indiction اش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه ریزی کردن، طرح ریختن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

[یک نفر را] نقشِ زمین کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی آن که جای نقد [یا خرده ای] باقی باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

خاطرت جمع باشد، خیالت راحت باشد، مطمئن باش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیرتخیلی بودن غیرخیالی بودن فارغ از تخیل بودن عاری از خیال بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لباسِ سراپایی ( گفته می شود که این کلمه در اصل از همان �سراپا�ی فارسی گرفته شده است و به روسی رفته است و . . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شاداب، پرشور، بانشاط،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

stuff it/them/you, etc عمرا! درشو بذار! درتو بذار! جمعش کن، بابا! ( برای نشان دادنِ عصبانیت، انکار یا سرپیچی از اطاعت از یک موقعیت، شخص یا چیز استف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخنانِ بابِ طبعِ دیگران سخنانِ خوشایندِ دیگران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میلۀ چوب رخت [رگال]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آها! این را ببین! اینجا را ببین! ( زمانی به کار می رود که ناگهان چیزِ غیرمنتظره و خوبی دیده شود ) ( لانگمنِ کانتمپرری: said when something happen ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I think we’re talking at cross - purposes. فکر می کنم داریم دربارۀ دو موضوعِ مختلف حرف می زنیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جا دادن ( در معنای چپاندن خیلی چیزها در جایی اندک )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بازی با کلمات ( در جاهایی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معادلش را شاید بتوانیم ما در جاهایی �ماندن در کند و زنجیر� یا �ماندن در حصار � به کار ببریم. همچنین در فرهنگِ کهنِ ما بچه ای که خیلی آزار می داد �چ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اهمیت داشتن ( مثلاً how much a person can mean / یک نفر چقدر می تواند اهمیت داشته باشد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شایستۀ تحقیر، بی ارزش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[دربارۀ آتش] شعله ور بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بگیر و ببند؛ حواشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاغذ برش خوردۀ دستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

[کاغذ] مرغوب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاف، سوتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

پا در هوا و بلاتکلیف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقلا و کشمکش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

بزکِ اضافه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تاثیرگذار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

خطابیدگی ( در فلسفۀ باخیتن )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

عاریتی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراتر از سوژه و ابژه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

از سر گذراندن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

بر جهیدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

تشدید یافته، مشدد

١