پیشنهاد‌های سعید امدادی (١,٣٣١)

بازدید
٣,٦٩٢
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

guaranteed to متضمن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مد نظر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

از روی نفرت، انزجار و خشم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

انبار گردانی Cycle counting. انبار گردانی Stock taking. انبار گردانی Inventory level. موجودی انبار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جامعه دانشگاهی دانشگاهیان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

You are in the right spirit کارت درسته مسیری که انتخاب کردی مسیر صحیحی است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیچاره شدم با عرض معذرت: به. . . . . رفتم به فنا رفتم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی نهایت لذت بردم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

موقعیت و حرکت اعضای بدن خود را آگاه شدن muscle sense نام دیگر آن است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کارت درسته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودت باید از پسش بر بیای کار خودته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

وای به حالت کارت زاره خدا بهت رحم کنه حسابت با کرام الکاتبین است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Hit the ground running طوفان به پا کردن، یعنی گل کاشتن، عملکرد عالی داشتن ، طوریکه پس از یک وقفه، بازسازی یا دانش اندوزی و یا مهارت آموزی این ع ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

رد گم کنی، "he covered his tracks so well no one has ever been able to prove anything" او چنان رد گم کنی کرده که هیچکس تابحال نتوانسته چیزی رو ثابت ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از بین بردن آثار جرم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در موضع ضعف بودن - نقطه ضعف داشتن She felt that being so young put her at a disadvantage for the executive position. وی احساس کرد که کم سن و سال بود ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

دل شکستن The journalist writing says that his" heart sinks" when he hears people criticizing men for wearing unusual clothes or bright colours. نو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

حس خوب ، حس مثبت They felt a glow of pride as they watched their daughter collect the award. احساس غرور کردند وقتی که دیدند دخترشان جوایز رو درو م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

تابلو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت، وسیله، سرگرمی مورد علاقه بیش از حد یک نفر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مثل: انتخابات باطل اعلام شد، The election declared nul and void.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیاد Shady character آدم شیاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Display name در جی میل و هنگام فرستادن پیام در جلوی فیلد to دیده می شود که می تواند عین یوزرنیم جی میل و گوگل تان باشد یا اینکه متفاوت از آنها باشد، ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مادر دو بچه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترفند خلاقانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بلا گردانی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

تباهی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نادم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کنار اومدن باهاش سخته

پیشنهاد
١

1 - مقصر نمایی 2 - برای رسیدن به خواسته های خود ، طرف مقابل را به مجرم بودن یا مقصر بودن تهدید کنید، 3 - القای جرم، گناه ، تقصر در طرف مقابل He's ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

سطل ترجمه bucket است، نمی توان معادل basin درنظر گرفت.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمع شدگی پس از رشد کامل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

معطلی

پیشنهاد
١

خیلی حال داد، چسبید Thanks, a strong cup of coffee in the morning is just what the doctor ordered. ممنون، یه فنجان قهوه پرملات صبح زود خیلی حال ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تابلو بازی در آوردن - فخرفروشی_ ندپد پدید بازی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فالش خوانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

هنر مندانی مثل بابک نهرین در تبریز ریوندی در لرستان ماهی صفت در اصفهان اینها رو � اینترتینر� گویند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

بیانگر چیزی بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

فدای کسی شدن - نیازها، افکار، آرزوهای دیگران را بر خود مقدم دانستن - در اولویت قرار دادن She subjugated herself to her mother's needs او خودش را فدای ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

این نماد "ستاره زندگی" نامیده می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتار سبک سرانه - ضایع بازی درآوردن - خفت آور She humiliated her husband with her tawdry affair. وی با خیانت خفت آورش باعث تحقیر شوهرش شد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست اندرکار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از نگاه کسی که دستش تو کاره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

باقی ماندن آثار زخم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

سرحال - هوشیار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

گردن دیگری انداختن - دیگری را سرزنش کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

I had finally met my match in power and intellect. یعنی هم سطح خودت رو از نظر قدرت بدنی در تمرینات ورزشی، از نظر افکار و اندیشه ها در مباحثات پیدا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

رو کم کنی The situation became a full - blown smackdown between three federal agencies - Homeland Security, State Department, and the Department of ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

" تو دستش" مثلا: او با مردی که چاقو تو دستش بود مواجه شد. She was confronted by a man wielding a knife " نفوذ داره ، قدرت تو دستشه" He still wields ...