تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اگر گزیده به وحی است زی خدای رسول / تو گزیده و حیوان به جملگی پژوی دیوان ناصرخسرو

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ولیکن تو خر کوری از چشم راست / ازینی چنین نحس و شوم و ژکال دیوان ناصرخسرو

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

زاهد بودم ترانه گویم کردی / سرفتنه بزم و باده جویم کردی سجاده نشین باوقارم دیدی / بازیچه کودکان کویم کردی مولانا، دیوان شمس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شالوده کاخ جهان برآبست / تا چشم به هم برزنی خرابست دیوان پروین اعتصامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در واژه نامه دهخدا ما دو واژه ی " ژاعو/ ژاغو " را می بینیم که گویی برابر همین واژهِ گواتر هستند. متن: ژاعو؛ ( اِ ) ژاغو. صاحب ذخیره گوید: چون علت رج ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در کنایه از باران باریدن: سپاس خورشید را که به هر بامداد بر سر تو زرافشانی می کند و ابر، گوهر. تیرانا، مهرداد اوستا. می تواند باریدن حذف به قرین ...

پیشنهاد
٠

در کنایه از باران باریدن آمده است: سپاس خورشید را که به هر بامداد بر سر تو زرافشانی می کند و ابر، گوهر. تیرانا، مهرداد اوستا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاهی کنایه از باران باریدن است: سپاس خورشید را که به هر بامداد بر سر تو زرافشانی می کند و ابر، گوهر. تیرانا، مهرداد اوستا.

پیشنهاد
٠

کنایه از تابیدن نور نیز هست: سپاس خورشید را که هر بامداد بر سر تو زرافشانی می کند و ابر، گوهر. تیرانا، مهرداد اوستا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اینجا کنایه از تابیدن نور: سپاس خورشید را که به هر بامداد بر سر تو زرافشانی می کند و ابر، گوهر. تیرانا، مهرداد اوستا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امروزه "پس افکندن" در مفهوم "تعویق انداختن" هست ولی" پس افکند" در بیت زیر در مفهوم" میراث" : تو مشت درشت روزگاری / از گردش قرن ها پس افکند محمدتقی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طرح و نقشه درست گویی عشق آباد کوچکی است و چنان که می گویند، هم بر انگاره عشق آبادش ساخته اند. ؛ کویر، علی شریعتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از که پنهان می کنی ای رشک خو/ آنک پوشیدست نورش روی او مثنوی معنوی، دفتر ششم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از که پنهان میکنی ای رشک ور/ کآفتاب از وی نمی بیند اثر مثنوی معنوی، دفتر ششم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

با چنین پنهانیی کین روح است/ عقل بروی این چنین رشکین چراست مثنوی معنوی، دفتر ششم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

واژه "بایسته" که در ادبیات نیز حضور پررنگی دارد برابر ضرورت است نه ضروری! زیرا که ضروری صفت است و ضرورت و بایسته هر دو اسم. از این روی نباید "ضروری" ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

برخی لفظ نیاگان را بجای نیاکان به کار برده اند. هنرورز و نام نیاگان مبر / که بر نیکنامان عالم درود چو میراث علم و هنر در تو نیست / زیانت رسد از نیا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چمن با سوسن و ریحان منقش / زمین چون صحف انگلیون مصور شعر نوروز، پروین اعتصامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسته به بافت، گاهی هم معنی نو هست و گاه هم معنی تازه. در دوران معاصر واژگان جدید و تجدد در مفهوم مدرینته و مدرنیسم به کار رفته که اینجا واژه ی نوین ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در بیت زیر در یعنی "دور" : دکان ز خود پرداختم انگاز ها انداختم / قدر جنون بشناختم ز اندیشه ها گشتم بری کلیات شمس / مولوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دکان ز خود پرداختم انگاز ها انداختم / قدر جنون بشناختم ز اندیشه ها گشتم بری کلیات شمس / مولوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمیدن به معنی نم کشیدن است و در اشعار به معنی و مفهوم "توجه کردن" ( کنایه ) است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمی دونم کِی و چرا ولی برابر فارسی واژه "پتانسیل" برگزیده شده است که مشتق از فعل کاشتن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این فعل برساخته یا بی ریشه به چشم نمیاد حتی اگر ما در ادبیاتمان ننوشتیم زیرا واژه " ژکاره" که به معنای لجوج است، آشکارا مشتق شده از بن مضارع این فعل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه بژهان ( که پژهان هم یاد شده ) برابر دیگرِ "غبطه" است. تفاوت در این است که غبطه عربی و بژهان فارسی است. به دست شاعرانی چون بهرامی هم نگاشته شده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به نامِ آسمان و خدعه دین / بر ایرانشهر شیطان شهریارست وحشی بافقی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بزن باران گرد از باغ برگیر / بزن باران و دوران دگر کن وحشی بافقی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عالم چو مرغی خفته ای بر بیضه پر چوژه ای / زان بیضه یابد پرورش بال و پر املاک من مولانا. کلیات شمس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Deserve یک فعل است که به شکل صفت در فارسی ترجمه می شود مانند سزاوار بودن یا شایسته بودن. اگرچه ما فعل "سزیدن" را نیز در کتاب های کهنی چون شاهنامه دا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل "مصرف" نهادنش آنچنان نادرست جلوه نمی کنه ولی این واژه بیشتر جای استعمال و استفاده دیده می شود تا مصرف . . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصمیم - قصد - اراده برآن شدن - آهنگ - گزیردن - ( در ) یازیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از واژه نامه دهخدا پیداست که معانی پرشماری گزین کرده ولی امروزه در معنی "تحمل کردن" پذیرفته شده و به کار می رود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می توانم بدانم اون "پژنگ یافتن" از چه منبعی آمده؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Ponder واژه ای لاتین است که در آنجا مفهوم وزن و سنجش دارد و هنگامی که از فرانسوی به انگلیسی آمد، به معنی عمیق و سنجیده اندیشیدن درآمد که در متون فلسف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به فارسی در بسیاری از بافت ها ما about رو "درباره" ترجمه می کنیم ولی منظور "پیرامون" است. پیرامون در بافت هایی بیشتر با about همپوشانی دارد تا درباره ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به گمانم شکل دیگری از مصدر "تاوستن " هست که معنی مقاومت کردن می دهد. این گمان من برخاسته از نظام آوایی فارسی و قرابت معنایی تاب آوردن و مقاومت کردن ه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

اندر شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به نقل از برخی از منابع، گویی شکل کهن "اَک" در پایان واژگان جهت کوچک سازی آن بوده است، نمونه: روباهک که می شده روباهیژک! عروسک یا اروسیژک.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ندانسته برخی می گویند گزیریدن اما شکل روا تر آن همین گزیردن می باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریژکار - آماتور

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ژاندارم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخشیدن نادرست، بخشیدن به معنای تقسیم کردن است. بخشودن به معنای عفو کردن میباشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفاوتی که خیلی توجه نمیکنند مردم، فرق بخشودن و بخشیدن می باشد. بخشیدن به معنای تقسیم کردن است بخشودن به معنای عفو کردن! بخشیدن: بخش _ بخشودن: بخشای

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این ترکیب خیلی در فارسی دیده نمیشه و ناروا است ولی در فارسی امروزی معمولی جلوه کرده؛ اگر هدف درست سخن گفتنه، بایستی گفت "نیازمند بودن" و نه نیاز داشت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کنشگر برابر واژه activist هست نه واژگان agent و actor

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هاژ انگیز یا هاژیدگی انگیز برگرفته از فعل هاژیدن که معنی متحیر شدن میدهد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شگفت برابر عجب است. حیران برابر سرگشتگی یا هاژیدگی می باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم پیمان. شخصی که در آن سوی دیگر معاهده می باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موجود شدن، پدیدار شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انبوسیدن. در اشعار فارسی نیز به کار رفته است

١