گوهر باریدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
در کنایه از باران باریدن:
سپاس خورشید را که به هر بامداد بر سر تو زرافشانی می کند و ابر، گوهر.
تیرانا، مهرداد اوستا.
می تواند باریدن حذف به قرینه معنوی شده باشد و یا منظور گوهر افشاندن است.
سپاس خورشید را که به هر بامداد بر سر تو زرافشانی می کند و ابر، گوهر.
تیرانا، مهرداد اوستا.
می تواند باریدن حذف به قرینه معنوی شده باشد و یا منظور گوهر افشاندن است.