زرافشانی کردن

لغت نامه دهخدا

زرافشانی کردن. [زَ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زرافشان کردن :
نخستش خواند باید با صد امید
زرافشانی بر او کردن چو خورشید.
نظامی.

فرهنگ فارسی

زر افشان کردن

پیشنهاد کاربران

کنایه از تابیدن نور نیز هست:
سپاس خورشید را که هر بامداد بر سر تو زرافشانی می کند و ابر، گوهر.
تیرانا، مهرداد اوستا.