زرافشانی کردن. [زَ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زرافشان کردن : نخستش خواند باید با صد امیدزرافشانی بر او کردن چو خورشید.نظامی.
کنایه از تابیدن نور نیز هست: سپاس خورشید را که هر بامداد بر سر تو زرافشانی می کند و ابر، گوهر. تیرانا، مهرداد اوستا.+ عکس و لینک