گوهرافشانی. [ گ َ / گُو هََ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل گوهرافشان : خواندشهزاده را به مهمانی بر سرش کرد گوهرافشانی.نظامی.
گاهی کنایه از باران باریدن است:سپاس خورشید را که به هر بامداد بر سر تو زرافشانی می کند و ابر، گوهر. تیرانا، مهرداد اوستا.فواره یا پاشیدن گوهر یا مروارید+ عکس و لینک