گوهر افشانی

لغت نامه دهخدا

گوهرافشانی. [ گ َ / گُو هََ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل گوهرافشان :
خواندشهزاده را به مهمانی
بر سرش کرد گوهرافشانی.
نظامی.

فرهنگ فارسی

عمل گوهر افشاندن .

پیشنهاد کاربران

گاهی کنایه از باران باریدن است:
سپاس خورشید را که به هر بامداد بر سر تو زرافشانی می کند و ابر، گوهر.
تیرانا، مهرداد اوستا.
فواره یا پاشیدن گوهر یا مروارید