ژکال

لغت نامه دهخدا

ژکال. [ ژُ ] ( اِ ) زغال. فحم. انگشت. ژگال. صاحب برهان گوید این لغت گویند ارمنی است.

فرهنگ معین

(ژُ ) (اِ. ) نک زغال .

پیشنهاد کاربران

ولیکن تو خر کوری از چشم راست / ازینی چنین نحس و شوم و ژکال
دیوان ناصرخسرو