پیشنهادهای عاطفه موسوی (٤,٤٥٢)
Adj : شیوا، روان ، قادر به صحبت V : شیوا صحبت کردن شمرده شمرده سخن گفتن اداکردن ، به زبان آوردن ، صحبت کردن
بررسی ، مشاهده
الگو سازی
تعریف کردن ، مشخص کردن
درونی ، درون قشایی ، زیرین ، زیر قشایی
برانگیختگی
گستره ی بینایی
تا
در هماهنگی برای
در رابطه با با توجه به
تاثیر گذاشتن
تشخیص
به جلو راندن
مراقب بودن
در یک مرحله در یک زمانی زمانی
خردمندانه
ساکن خانه ای شدن
بی نظمی
مراقب ، هشیار
بحث ، تفسیر
به مدتی
در رابطه با در مورد
نامیدن
تفهیم شده، واضح ، قابل فهم
تشخیص ها
تمرین
به طور پیچیده سیم پیچی شده
با نگرانی
اما با وجود اینکه
اشتباه لپی
مستلزم
چه برسه به . . .
با احتیاط و آرام و بی درد
زبان اشاره
غیبت کردن
جریان آب
گیج کننده ، مشکل ، سخت
بی عیب و ایراد. خالص
بدون موفقیت
دو آتشه
دنبال کسی آمدن یا رفتن
پیوسته ، لاینقطع
پریشان کننده
مایه ی خشنودی ، مایه ی مباهات
قطعا ، بدون شک
کم کم
اتصال
ولگرد، سالک
لجوج و خودسر عمدی
پا گذاشتن