پیشنهادهای عرشیا شادمانیمهر (٢٢)
٣٦٩
٢ روز پیش
٠
طعن و کنایه نیش و کنایه طعنه کنایه زخم زبان
٢ روز پیش
٠
خوب دانستن؛ کاملاً آشنا بودن؛ حسابی باخبر بودن مثلاً: Carl knew all too well how things were run in this place کارل خوب می دانست اوضاع اینجا چطور پیش ...
٣ روز پیش
٠
میز نور
٥ روز پیش
٠
بی اختیار ناخودآگاه غفلتاً
١ هفته پیش
٠
شیشه سکوریت
١ هفته پیش
٠
شتاب زده خارج از روال معمول خارج از روال عادی بدون طی شدن روال مرسوم سریعاً بی مقدمه بلافاصله بی درنگ
٢ هفته پیش
٣
بزم آمیزش همه گایی
٢ هفته پیش
٠
تضمینی قطعی بی چون وچرا
٢ هفته پیش
٠
بدون جراحت بی جراحت بی گزند آسیب ندیده صحیح وسالم
٣ هفته پیش
٠
بساط راه افتادن / بساط راه انداختن آتش به پا شدن / آتش به پا کردن آتش سوزاندن رم کردن عنان از کف دادن
٣ هفته پیش
٤
ابا داشتن ( در پاسخ قبلی به اشتباه "نداشتن" ذکر کرده بودم. )
٦ ماه پیش
٢
منبع؛ پشتوانه؛ سرچشمه
١ سال پیش
٢
ابا نداشتن
١ سال پیش
٠
فرادستان؛ بزرگان؛ بالادستی ها
١ سال پیش
-١
برانگیختن
١ سال پیش
٠
( در لهجهٔ یزدی ) چهره ای
١ سال پیش
٢
پرگویی
١ سال پیش
٠
چشمگیر
١ سال پیش
-١
سرخوش
١ سال پیش
٠
سرخوشانه
١ سال پیش
٠
گعده گرفتن
١ سال پیش
١
فرمان فرما، باابهت، گیرا