shy away

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• دوری کردن / اجتناب کردن ( از روی ترس، بی اعتمادی، یا ناراحتی )
• ( در کاربرد روزمره ) از انجام کاری یا نزدیک شدن به چیزی خودداری کردن
• ( در کاربرد روانشناسی ) از موقعیت های دشوار یا ناشناخته فرار کردن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
She tends to shy away from public speaking.
او تمایل دارد از سخنرانی عمومی دوری کند.
The company shied away from investing in new technology.
این شرکت از سرمایه گذاری در فناوری جدید خودداری کرد.
He shied away from the responsibility of leading the team.
او از مسئولیت رهبری تیم فرار کرد ( دوری کرد ) .

ابا داشتن
( در پاسخ قبلی به اشتباه "نداشتن" ذکر کرده بودم. )
ابا نداشتن
پا پس کشیدن
Do you like face - to - face conversations with people?
Actually I like to talk with cyber friends more than having real - world conversations. I think others observe me a lot, they judge me and hence I become very self conscious and "shy away from" speaking face to face
Try to avoid
کنار کشیدن
I immediately shy away: فورا می کشم کنار [از اون کار]
پرهیز از انجام کاری به دلیل ترس یا عدم اطمینان
خودداری کردن از انجام کاری به دلیل خجالت کشیدن
دوری کردن از کاری که دوست ندارید یا از انجام آن میترسید.