پاسخهای عارف طاهری
ای هنرها گرفته بر کفِ دست عیبها بر گرفته زیرِ بغل تا چه خواهی خریدن ای مغرور روزِ درماندگی به سیمِ دغل
ای هنرها گرفته بر کف دست = ای کسی که تمامی هنر های خود را معطوف به کار کردی عیب ها برگرفته به زیر بغل = و عیبهایت را نمیبینی و در زیر بغل خود قرار دادی و نه در دستان خود تا به عیبهایت نگا ...
من دیدگاهم را پیرامونِ واژگانِ " کُپی، کُپی کردن" در زیرواژه یِ " کُپی" برنهاده ام. اکنون پرسش اینجاست که شما چه پیشوند یا پیشوندهایی را برایِ این واژگان می پسندید؟ اگر دیدگاهتان را نیز درباره یِ پیشوندگانِ پیشنهادیِ من بازگویید، خوشنود خواهم شد.
نمیدونم در پستهای قبلیم چقدر راجبه این کُپ / کاپ / کاپی = cap / cup گپ زدم کاپ یا فنجان و جام و cap = ظرفیت اشاره به اندازه دارد بنابراین کپی گرفتن و کاپی ...
ریشه واژه (پنامیدن یا پنافتن) در زبان فارسی چیست؟و به چه معناست؟ تکواژهای (پنامیدن یا پنافتن)؟؟
شتافت --> شتاختن = ش + تاختن پنافت --> پناختن با دگرش پ به ب داریم = بنافتن که واژه پناخ &nb ...
گاهی می اندیشم که چرا در فرهنگستان فارسی جایی برای من نیست واژه قریب از گریب آمده که آنرا در گریب ...
برای واژه ی " عصرانه " چه برابر و جایگزین " پارسی " پیشنهاد می کنید ؟ با اینکه این جایگزینی و برابر سازی کار و وظیفه ی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی هست مشتاقم تا با شما دوستان در این باره هم اندیشی کنم نکته:واژه ی پیشنهادی حتما پارسی باشد ! از پیشنهاد برابر های عربی ، انگلیسی فرانسوی و... خودداری فرمایید ... با سپاس فراوان .
واژه پسین برای عصر زیبا نیست یعنی به بعد و گذر از چیزی اشاره شده اما نگفته پس از چی؟؟؟؟ اگر بخواهیم واژه شناسی دقیق از عصر داشته باش ...
آیا پسند مانند جهند ، توَند و رهَند است. و مثلا همان طور که می توان از رهند ، به رهش رسید می توان از پسند نیز به پَسش رسید؟ البته می دانم از پسندیتن می آید.
واژه پسند رو سرچ کن به جوابت میرسی
اصل کلمه از متر ( سنجیده و متعادل، حساب شده) و پث (درد و احساس) می آید. پیموده حسی، خودلی و خو هیجشی چطور اند؟
بله داریم ؛ جولان و واژه دیگری به نام جولا که همآوا با ژول یعنی قدرت و هیجان و همچنین اشاره به جول یعنی گودی و عمق و قدرت دارد
«زبان پهلوی» نام دیگر کدام یک از مراحل زبان فارسی است؟
زبان پهلوی پیوندی با زبان فارسی ندارد ( چه باستان / چه میانه / و اگر بخواهم خیلی ریز شوم حتی &nbs ...
واژه اسفار از هر مدلی آمده باشد در شناسایی کاربن (فعل) آن که سفر باشد میتوان به این نکته رسید سفر که به معنا ...
به جایِ واژه " معادله" چه واژه ای را پیشنهاد می کنید؟ نکته: 1-در زبانِ آلمانی "Gleich.heit " به معنای " برابری" است؛ 2- واژه یِ " Gleich.ung " در زبانِ آلمانی به معنای " معادله" است و " Un.gleich.ung" به معنای " نامعادله". ( پس این دو هر چند نزدیک به هم هستند ولی یکی نیستند.) سپاس گزار خواهم بود،چنانچه من را در این باره با پیشنهادهایتان همراهی بفرمایید.
دفتر همانطور که دوستان گفتند از دیپ و دب / دبیر / دپ آمده و برابر لاتین آن deep است یعنی عمق دار و حک شده ؛ کاری که در نوشتن انجام میشود حک واژه است خود نوشتن نیز از نو + اشتن ...