پیشنهادهای آرش ایرانپور (١,٧٥٥)
زام
در پارسی میانه: گزیرک در پارسی نو: گزیره
تیزاوه
اسید
واکندگی
واسرشتن
روگر
نانو یک یکای اندازه گیری نیست، نانو یک پیشوند است برای یکا های گوناگون. نانو یعنی یک میلیارد برابر کوچک تر
پِل
چکنده
در پارسی میانه: دَخشَک در پارسی نو: دخشه
خبر
در پارسی میانه: تنبیه کردن
در پارسی میانه: تَرویدن
در پارسی میانه: سوتینیدن
محروم کردن
در زبان تپوری: کلاچک
هموارش
مسطح کردن تسطیح
همواریدن
در پارسی میانه به معنی تکرار کردن بوده
سَغ: سخت کام ( بالای دهان )
شاید ریشه نام خدیجه باشد
شاید از واژه ایرانی خدیش گرفته شده باشد به معنی بانو
پیروی کردن
این ریخت نوشتار در زبان پارسی نادرست است چون واج های ن و ب پشت هم نمی آیند پس تمبیدن درسته
برشمیدن ( از استاد ملایری )
ریخت گذشته اندیشیدن
جِریدن: پاره شدن سریع
جار زدن کسی را فراخواندن
سروسدا کردن
دراز کشیدن
شنبلیله ❌ شمبلیته ✅ نکته: در زبان پارسی دو واج ن و ب پشت هم نمی آیند.
زردچوبه ❌ زرچوبه ✅
سَنگِپیل
تَشَنک
سِپَرغَم
شومِخ
بادرنگ بویه
شیرین بیان
در پارسی میانه: گَشنیچ
انتقاد کردن
آذین گریزی
ارضا
کامسیر شدن
کامسیری
نبیگچه
در گویش های پارسی به معنی پرنده است از ریشه واییدن به معنی هوا کردن
هوا کردن
رایازمون