پاسخهای علی سیریزی
انگلیسیا به ادم "سر به زیر " چی میگن ؟
درود در انگلیسی، برای «سر به زیر» معمولاً میگویند: humble یا modest. ولی اگر منظور ، حالت رفتاری باشد، submissive یا meek هم بهکار میرود.
درود. گزینگان فهرست فهرست انتخاب فهرست خوراک (در رستوران) گزینهها (در نرمافزار)
واژه هایی با نشانه های عربی مثل " حبوبات / دخانیات" درستن ؟
درود بله، کاملاً درست و معیارند و در فارسی رسمی بهکار میروند. و از نظر ریشه زبانی، عربیالاصلاند این واژهها جمعِ عربی با پسوند «ـات» هستند. فارسی آنها را وامواژه کرده و مث ...
چه معادل فارسی برای "برنامه ی زنده " یا برنامه ی live " پیشنهاد میدید ؟
درود معادلهای فارسیِ کوتاه و درست برای Live ، برنامهٔ زنده که عبارتی، رایج و معیار گونه است،پخش زنده برنامهٔ همزمان ، برنامهٔ برخط به نظرم سمیتره،اجرای زنده،مثلا برای موسیقی و یا دورهمی و مثلا یک رویداد و اتفاق
معنی "حباب " در بازار سکه و طلا چیه ؟ چه عواملی این حباب رو به وجود میارن و چطور باید محاسبه بشن ؟
درود حبابِ سکه و طلا یعنی، اختلافِ قیمت بازار با ارزشِ واقعیِ ذاتی طلا یا سکه. به عبارتی عوامی در ایجاد حباب وجود دارد که این چنینند: عرضه و تقاضای هیجانی، انتظارات تورمی و روانی، محدودیت عرضه (بانک مرکزی) ، نوسان نرخ ارز ،سفتهبازی و دلالی و ...
منظور حافظ از بی عمر زندهام من و این بس عجب مدار چیه ؟
درود. در نگاه نخست، تناقض و پارادکسه، اخه چگونه ممکن است کسی بیعمر، زنده باشه؟! ،ولی در معنای عمیقتر، حافظ «عُمر» را فقط زمان زیستی نمیگیرد، بلکه آن را نمادِ،زن ...
هر آنچ از عمر پیشین رفت گو رو کنون روز از نوست و روزی از نو ✏ «نظامی»
درود گذشتهها گذشته آبِ رفته به جوی بازنمیگردد دیروز گذشت، امروز را دریاب از نو شروع کن هر روز، روزیِ نوست
هر آنچ از عمر پیشین رفت گو رو کنون روز از نوست و روزی از نو ✏ «نظامی»
درودی دیگر گذشتهها گذشته آبِ رفته به جوی بازنمیگردد دیروز گذشت، امروز را دریاب از نو شروع کن هر روز، روزیِ نوست
منظور از "هُش " در این بیت چیه ؟ نیاکان من اژدهاکش بُدند دلیران و گردانِ با هُش بدند
درود عرض ادب به زعم و برداشت من، هُش، به چم و به معنای: آگاهی، بیداری، هوشیاریِ رزمی و آمادگی ذهنی همراه با جرأت و حضورِ ذهن در میدان نبرد است. نیاکان من اژدهاکش بُدند دلیران و گردانِ با هُش بدند یعنی: نیاکان من اژدهاکش بودند؛ پهلوانانی دلیر و گرد که هم شجاع بودند و هم هوشیار و خردمند.
درود خطوب، جمع «خطبه» یا «خَطْب» بهمعنای: کارهای بزرگ، امور مهم و دشوار، حوادث خطیر حراب جمع «حَرب» بهمعنای: جنگها، نبردها گندنا ،واژه محاورهای، عامیانه بهمعنای: بدبو، کثیف، فاسد کاغه واژه محلی / عامیانه بهمعنای: کاه حذیر عربیالاصل بهمعنای: محتاط، هوشیار، دوراندیش.