پیشنهاد‌های غزال سرخ (١,٤٠٨)

بازدید
٧,١٧٦
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

به همان سیاق، به همان روش، به همان شیوه،

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

به همین سیاق، به همین روش، به همین شیوه،

پیشنهاد
٠

درز گرفتن اشتباه کسی حسن نیت داشتن درباره کسی تأیید کردنِ کسی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

گهگاه گاه و بی گاه هرازگاهی هرازچندگاهی به طور نامنظم دیمی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

قاطعانه سرسختانه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

به دنبالِ درپیِ متعاقبِ بر اثرِ پس از در نتیجة پیروِ

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

ادامه دادنِ انجام کاری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

فرحبخش

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

درِ گوشی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

در میانه شب در خلوتِ شب

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

در میانه ی. . در میانِ

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

خلاصه نویس ها

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

داده پرداز گردآورنده داده و اطلاعات

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

به نقل از هزاره: [اتاق و غیره] مرتب کردن، نظم بخشیدن به، ( چیزی را ) سر جای خود گذاشتن [خرابی] تعمیر کردن، ترمیم کردن، جبران کردن [روابط ] اصلاح کردن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

سیاست لبه پرتگاه سیاست بازی با آتش خطرپذیری ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به نقل از فرهنگ هزاره

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

پر باد نفاخ

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

هزاره: ۱ - خوب، به خوبی، خیلی خوب ۲ - مؤدبانه، خیلی مؤدبانه ۳ - به دقت، باظرافت،

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

قواره

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

ابعاد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

فصل پررونقِ سفر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

نگاه هیز به کسی کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

از سر استیصال نومیدانه از روی ناچاری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

مشغولِ درگیرِ

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

به طرز بی معنایی به طرز احمقانه ای بی دلیل خاصی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

خوره سینه چاک شیفته

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

به شدت خیلی حسابی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

in an angry or annoyed state They argued and she left in a huff

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

خدمات کفن و دفن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

عکس خراب کن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

لرزان پرجنب وجوش

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

خاطرجمع اسطقس دار سرِ موضع

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

دست به کار شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

used to emphasize what you are saying: That darn World Cup means so much to you, I know. It's over, and there's not a darned thing we can do about i ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

a very large piece of land sticking out into the sea the Cape of Good Hope

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

The phrase beyond words is an idiomatic expression that refers to an overwhelming situation where one cannot find words to express ones emotions. The ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

خرت وپرت خریده ریز

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

شلوغ بازی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگران شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

نزدیک بود که چیزی نمانده بود که نزدیک است که چیزی نمانده که به زودی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

به ْسرعت برخاستن برجهیدن و برخاستن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از جای خویش برجهیدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

دعوا کردن get into a fight To engage in a verbal or physical altercation with someone . I can't believe you got into a fight with the biggest kid in ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

1. used to make an unenthusiastic suggestion. "I may as well admit that I always underestimated John" 2. used to indicate that a situation is the ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

به مثابه به عنوان به صرفِ در جایگاه همچون

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

دادستان بازپرس

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

چمدان واژه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

رحم کردن مرحمت داشتن ترحم داشتن to treat with kindness and forgiveness.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

DEFINITIONS1. a sudden strong feeling. a wash of pain/warmth/anger. Synonyms and related words. Sudden instances of a particular emotion موجی از احسا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

پدر آسمانی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

phrase. Something or someone of consequence is important or valuable. If something or someone is of no consequence, or of little consequence, they ar ...