ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (٨٠٤)

بازدید
٤٩٩
تاریخ
٤ روز پیش
متن
This is the writer's version of structured programming and the DRY principle (Don't Repeat Yourself).
دیدگاه
١

توضیح: اصل DRY به معنی خودت را تکرار نکن است، که یک اصل برنامه نویسی است که تاکید دارد کدهای تکراری را حذف کنیم و به جای آن از کدهای reusable استفاده ...

تاریخ
٤ روز پیش
متن
In systematic design, we use structured programming method.
دیدگاه
٠

توضیح: طراحی سیستماتیک یک روش طراحی است که از برنامه نویسی ساختاریافته برای طراحی سیستم های پیچیده استفاده میکند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
The paper deals with the principle and structured programming of a microcomputer numerical control (MNC) system that is used on NC machining the turbine impeller with 5-dimension interpolation.
دیدگاه
٠

پس جمله به این معنی است که مقاله با این سیستم و برنامه نویسی آن سروکار دارد.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
The paper deals with the principle and structured programming of a microcomputer numerical control (MNC) system that is used on NC machining the turbine impeller with 5-dimension interpolation.
دیدگاه
٠

توضیح: اینجا microcomputer numerical control به معنی کنترل عددی میکروکامپیوتر، و 5 - dimension interpolation به معنی درون یابی پنج بعدی، استفاده شده ...

تاریخ
٤ روز پیش
متن
The software of system is programmed. The Modular Structured Programming makes the program readable and modifiable.
دیدگاه
٠

توضیح: اینجا Modular Structured Programming به معنی برنامه نویسی ساختاریافته ماژولار، استفاده شده است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
The software of system is programmed. The Modular Structured Programming makes the program readable and modifiable.
دیدگاه
٠

پس جمله به این معنی است که این روش برنامه نویسی، برنامه را قابل خواندن و تغییرپذیر میکند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
According to structured programming, the software of the lower machine is composed by the main program, the subroutine and interrupt service routine.
دیدگاه
٠

توضیح: اینجا main program به معنی برنامه اصلی، subroutine به معنی زیربرنامه، و interrupt service routine به معنی روال سرویس وقفه، استفاده شده است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
According to structured programming, the software of the lower machine is composed by the main program, the subroutine and interrupt service routine.
دیدگاه
٠

پس جمله به این معنی است که نرم افزار ماشین پایین تر از این بخش ها تشکیل شده است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
It is a structured programming language, is very suitable for the structure of the program design.
دیدگاه
٠

توضیح: همان معنی قبلی، فقط اینجا در مورد زبان های برنامه نویسی صحبت میشود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Structured Programming utilizes sequential, selective, and repetitive structures to design programs. It is a good methodology for beginners to learn how to design programs.
دیدگاه
٠

توضیح: اینجا sequential به معنی ترتیبی، selective به معنی انتخابی، و repetitive به معنی تکراری، استفاده شده است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Structured Programming utilizes sequential, selective, and repetitive structures to design programs. It is a good methodology for beginners to learn how to design programs.
دیدگاه
٠

پس جمله به این معنی است که برنامه نویسی ساختاریافته از این ساختارها برای طراحی برنامه ها استفاده میکند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
They create abstract concepts using very structured programming languages (like PHP or Java).
دیدگاه
٠

آنها مفاهیم انتزاعی را با استفاده از زبان های برنامه نویسی ساختاریافته ( مانند PHP یا Java ) ایجاد میکنند. توضیح: همان معنی قبلی، فقط اینجا در مورد ز ...

تاریخ
٤ روز پیش
متن
And Rexx is certainly Turing-complete, enables modules and structured programming, and has libraries for tasks such as GUI interfaces, network programming, and database access.
دیدگاه
٠

توضیح: اینجا Turing - complete به معنی تورینگ - کامل، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که رکس یک زبان برنامه نویسی کامل و قدرتمند است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Techniques such as object oriented design and structured programming will have to be followed to conform to engineering practice.
دیدگاه
٠

توضیح: اینجا object oriented design به معنی طراحی شی گرا، و structured programming به معنی برنامه نویسی ساختاریافته، استفاده شده است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Techniques such as object oriented design and structured programming will have to be followed to conform to engineering practice.
دیدگاه
٠

پس جمله به این معنی است که این تکنیک ها باید برای مطابقت با شیوه های مهندسی استفاده شوند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Since then, the Group has embarked upon a structured programme of audits and surveys covering operations worldwide.
دیدگاه
٠

از آن زمان، گروه یک برنامه ساختاریافته از حسابرسی ها و بررسی هایی را که عملیات در سراسر جهان را پوشش میدهد، آغاز کرده است. توضیح: اینجا structured pr ...

تاریخ
٤ روز پیش
متن
That is why there is research in software design, programming methods, structured programming and related topics.
دیدگاه
١

به همین دلیل است که تحقیقاتی در طراحی نرم افزار، روش های برنامه نویسی، برنامه نویسی ساختاریافته و موضوعات مرتبط وجود دارد.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
This is the writer's version of structured programming and the DRY principle (Don't Repeat Yourself).
دیدگاه
٠

این نسخه نویسنده از برنامه نویسی ساختاریافته و اصل DRY ( Don't Repeat Yourself ) است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
In systematic design, we use structured programming method.
دیدگاه
٠

در طراحی سیستماتیک، ما از روش برنامه نویسی ساختاریافته استفاده میکنیم.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Object - oriented, or OO, programs are the next step beyond structured programming.
دیدگاه
٠

برنامه های شی گرا گام بعدی فراتر از برنامه نویسی ساختاریافته هستند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
The paper deals with the principle and structured programming of a microcomputer numerical control (MNC) system that is used on NC machining the turbine impeller with 5-dimension interpolation.
دیدگاه
٠

این مقاله با اصل و برنامه نویسی ساختاریافته یک سیستم کنترل عددی میکروکامپیوتر ( MNC ) سروکار دارد که برای ماشینکاری NC پره توربین با درون یابی پنج بع ...

تاریخ
٤ روز پیش
متن
It is a kind of structured programming language with structured control statements.
دیدگاه
٠

این یک زبان برنامه نویسی ساختاریافته با اظهارات کنترلی ساختاریافته است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
It is a structured programming language, is very suitable for the structure of the program design.
دیدگاه
٠

این یک زبان برنامه نویسی ساختاریافته است که برای ساختار طراحی برنامه بسیار مناسب است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
According to structured programming, the software of the lower machine is composed by the main program, the subroutine and interrupt service routine.
دیدگاه
٠

بر اساس برنامه نویسی ساختاریافته، نرم افزار ماشین پایین تر از برنامه اصلی، زیربرنامه و روال سرویس وقفه تشکیل شده است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
The software of system is programmed. The Modular Structured Programming makes the program readable and modifiable.
دیدگاه
٠

نرم افزار سیستم برنامه نویسی شده است. برنامه نویسی ساختاریافته ماژولار برنامه را قابل خواندن و تغییرپذیر میکند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
They create abstract concepts using very structured programming languages (like PHP or Java).
دیدگاه
٠

آنها مفاهیم انتزاعی را با استفاده از زبان های برنامه نویسی ساختاریافته ( مانند PHP یا Java ) ایجاد میکنند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Structured Programming utilizes sequential, selective, and repetitive structures to design programs. It is a good methodology for beginners to learn how to design programs.
دیدگاه
٠

برنامه نویسی ساختاریافته از ساختارهای ترتیبی، انتخابی و تکراری برای طراحی برنامه ها استفاده میکند. این یک روش خوب برای مبتدیان برای یادگیری نحوه طراح ...

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Techniques such as object oriented design and structured programming will have to be followed to conform to engineering practice.
دیدگاه
٠

تکنیک هایی مانند طراحی شی گرا و برنامه نویسی ساختاریافته باید برای مطابقت با شیوه های مهندسی دنبال شوند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
And Rexx is certainly Turing-complete, enables modules and structured programming, and has libraries for tasks such as GUI interfaces, network programming, and database access.
دیدگاه
٠

و رکس قطعاً تورینگ - کامل است، ماژول ها و برنامه نویسی ساختاریافته را فعال میکند و دارای کتابخانه هایی برای وظایف مانند رابط های GUI، برنامه نویسی شب ...

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Since then, the Group has embarked upon a structured programme of audits and surveys covering operations worldwide.
دیدگاه
٠

از آن زمان، گروه یک برنامه ساختار یافته از حسابرسی ها و بررسی هایی را که عملیات در سراسر جهان را پوشش میدهد، آغاز کرده است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
At that stage, math is simply following steps and watching out for details, her strong suit.
دیدگاه
٠

در آن مرحله، ریاضیات صرفاً دنبال کردن مراحل و مراقبت از جزئیات است، نقطه قوت او. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Perhaps the order of the destruction of Ixora's men was random; logic was not the doctor's strong suit.
دیدگاه
٠

شاید ترتیب تخریب مردان ایکسورا تصادفی بود؛ منطق نقطه قوت دکتر نبود. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت دکتر صحبت میشود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Patience is his strong suit.
دیدگاه
٠

صبر نقطه قوت او است. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Dynamic range has never quite been the Cowboy Junkies' strong suit.
دیدگاه
٠

محدوده دینامیکی هرگز نقطه قوت کوابوی جونکیز نبوده است. توضیح: اینجا dynamic range به معنی محدوده دینامیکی، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است ک ...

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Sorry but that isn't my strong suit.
دیدگاه
٠

متاسفم، اما این نقطه قوت من نیست. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Jumping on a dead level was his strong suit, you understand?
دیدگاه
٠

پریدن روی سطح مرده نقطه قوت او بود، می فهمید؟ توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
This was his strong suit, and he was rightly confident that he would carry it off.
دیدگاه
٠

این نقطه قوت او بود و او به درستی اطمینان داشت که آن را به خوبی اجرا خواهد کرد. توضیح: اینجا carry it off به معنی اجرای موفق چیزی، استفاده شده است. پ ...

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Bill's strong suit is being able to eat more than anybody else.
دیدگاه
٠

نقطه قوت بیل توانایی او در خوردن بیشتر از هر کس دیگری است. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت بیل صحبت میشود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Appetizers are the strong suit of the menu.
دیدگاه
٠

پیش غذاها نقطه قوت منو هستند. توضیح: اینجا appetizers به معنی پیش غذاها، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که پیش غذاها بهترین قسمت منو هستند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Denial is not my strong suit.
دیدگاه
٠

انکار نقطه قوت من نیست. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Politeness is not his strong suit.
دیدگاه
٠

ادب نقطه قوت او نیست. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Sympathy is not Jack's strong suit.
دیدگاه
٠

همدلی نقطه قوت جک نیست. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت جک صحبت میشود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
You can see Jack s strong suit was menace.
دیدگاه
٠

میتوانید ببینید که نقطه قوت جک تهدید بود. توضیح: اینجا menace به معنی تهدید یا خطر، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که نقطه قوت جک توانایی ا ...

تاریخ
٤ روز پیش
متن
I'm afraid geography is not my strong suit.
دیدگاه
٠

می ترسم جغرافیا نقطه قوت من نباشد. توضیح: اینجا strong suit به معنی نقطه قوت یا چیزی که در آن خوب هستید، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که ...

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Dynamic range has never quite been the Cowboy Junkies' strong suit.
دیدگاه
٠

محدوده دینامیکی هرگز نقطه قوت کوابوی جونکیز نبوده است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Perhaps the order of the destruction of Ixora's men was random; logic was not the doctor's strong suit.
دیدگاه
٠

شاید ترتیب تخریب مردان ایکسورا تصادفی بود؛ منطق نقطه قوت دکتر نبود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
At that stage, math is simply following steps and watching out for details, her strong suit.
دیدگاه
٠

در آن مرحله، ریاضیات صرفاً دنبال کردن مراحل و مراقبت از جزئیات است، نقطه قوت او.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Sorry but that isn't my strong suit.
دیدگاه
٠

متاسفم، اما این نقطه قوت من نیست.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Jumping on a dead level was his strong suit, you understand?
دیدگاه
٠

پریدن روی سطح مرده نقطه قوت او بود، می فهمید؟

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Patience is his strong suit.
دیدگاه
٠

صبر نقطه قوت او است.