ترجمههای علیرضا ایرانی نیا (٨٠٤)
توضیح: اصل DRY به معنی خودت را تکرار نکن است، که یک اصل برنامه نویسی است که تاکید دارد کدهای تکراری را حذف کنیم و به جای آن از کدهای reusable استفاده ...
توضیح: طراحی سیستماتیک یک روش طراحی است که از برنامه نویسی ساختاریافته برای طراحی سیستم های پیچیده استفاده میکند.
پس جمله به این معنی است که مقاله با این سیستم و برنامه نویسی آن سروکار دارد.
توضیح: اینجا microcomputer numerical control به معنی کنترل عددی میکروکامپیوتر، و 5 - dimension interpolation به معنی درون یابی پنج بعدی، استفاده شده ...
توضیح: اینجا Modular Structured Programming به معنی برنامه نویسی ساختاریافته ماژولار، استفاده شده است.
پس جمله به این معنی است که این روش برنامه نویسی، برنامه را قابل خواندن و تغییرپذیر میکند.
توضیح: اینجا main program به معنی برنامه اصلی، subroutine به معنی زیربرنامه، و interrupt service routine به معنی روال سرویس وقفه، استفاده شده است.
پس جمله به این معنی است که نرم افزار ماشین پایین تر از این بخش ها تشکیل شده است.
توضیح: همان معنی قبلی، فقط اینجا در مورد زبان های برنامه نویسی صحبت میشود.
توضیح: اینجا sequential به معنی ترتیبی، selective به معنی انتخابی، و repetitive به معنی تکراری، استفاده شده است.
پس جمله به این معنی است که برنامه نویسی ساختاریافته از این ساختارها برای طراحی برنامه ها استفاده میکند.
آنها مفاهیم انتزاعی را با استفاده از زبان های برنامه نویسی ساختاریافته ( مانند PHP یا Java ) ایجاد میکنند. توضیح: همان معنی قبلی، فقط اینجا در مورد ز ...
توضیح: اینجا Turing - complete به معنی تورینگ - کامل، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که رکس یک زبان برنامه نویسی کامل و قدرتمند است.
توضیح: اینجا object oriented design به معنی طراحی شی گرا، و structured programming به معنی برنامه نویسی ساختاریافته، استفاده شده است.
پس جمله به این معنی است که این تکنیک ها باید برای مطابقت با شیوه های مهندسی استفاده شوند.
از آن زمان، گروه یک برنامه ساختاریافته از حسابرسی ها و بررسی هایی را که عملیات در سراسر جهان را پوشش میدهد، آغاز کرده است. توضیح: اینجا structured pr ...
به همین دلیل است که تحقیقاتی در طراحی نرم افزار، روش های برنامه نویسی، برنامه نویسی ساختاریافته و موضوعات مرتبط وجود دارد.
این نسخه نویسنده از برنامه نویسی ساختاریافته و اصل DRY ( Don't Repeat Yourself ) است.
در طراحی سیستماتیک، ما از روش برنامه نویسی ساختاریافته استفاده میکنیم.
برنامه های شی گرا گام بعدی فراتر از برنامه نویسی ساختاریافته هستند.
این مقاله با اصل و برنامه نویسی ساختاریافته یک سیستم کنترل عددی میکروکامپیوتر ( MNC ) سروکار دارد که برای ماشینکاری NC پره توربین با درون یابی پنج بع ...
این یک زبان برنامه نویسی ساختاریافته با اظهارات کنترلی ساختاریافته است.
این یک زبان برنامه نویسی ساختاریافته است که برای ساختار طراحی برنامه بسیار مناسب است.
بر اساس برنامه نویسی ساختاریافته، نرم افزار ماشین پایین تر از برنامه اصلی، زیربرنامه و روال سرویس وقفه تشکیل شده است.
نرم افزار سیستم برنامه نویسی شده است. برنامه نویسی ساختاریافته ماژولار برنامه را قابل خواندن و تغییرپذیر میکند.
آنها مفاهیم انتزاعی را با استفاده از زبان های برنامه نویسی ساختاریافته ( مانند PHP یا Java ) ایجاد میکنند.
برنامه نویسی ساختاریافته از ساختارهای ترتیبی، انتخابی و تکراری برای طراحی برنامه ها استفاده میکند. این یک روش خوب برای مبتدیان برای یادگیری نحوه طراح ...
تکنیک هایی مانند طراحی شی گرا و برنامه نویسی ساختاریافته باید برای مطابقت با شیوه های مهندسی دنبال شوند.
و رکس قطعاً تورینگ - کامل است، ماژول ها و برنامه نویسی ساختاریافته را فعال میکند و دارای کتابخانه هایی برای وظایف مانند رابط های GUI، برنامه نویسی شب ...
از آن زمان، گروه یک برنامه ساختار یافته از حسابرسی ها و بررسی هایی را که عملیات در سراسر جهان را پوشش میدهد، آغاز کرده است.
در آن مرحله، ریاضیات صرفاً دنبال کردن مراحل و مراقبت از جزئیات است، نقطه قوت او. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.
شاید ترتیب تخریب مردان ایکسورا تصادفی بود؛ منطق نقطه قوت دکتر نبود. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت دکتر صحبت میشود.
صبر نقطه قوت او است. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.
محدوده دینامیکی هرگز نقطه قوت کوابوی جونکیز نبوده است. توضیح: اینجا dynamic range به معنی محدوده دینامیکی، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است ک ...
متاسفم، اما این نقطه قوت من نیست. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.
پریدن روی سطح مرده نقطه قوت او بود، می فهمید؟ توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.
این نقطه قوت او بود و او به درستی اطمینان داشت که آن را به خوبی اجرا خواهد کرد. توضیح: اینجا carry it off به معنی اجرای موفق چیزی، استفاده شده است. پ ...
نقطه قوت بیل توانایی او در خوردن بیشتر از هر کس دیگری است. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت بیل صحبت میشود.
پیش غذاها نقطه قوت منو هستند. توضیح: اینجا appetizers به معنی پیش غذاها، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که پیش غذاها بهترین قسمت منو هستند.
انکار نقطه قوت من نیست. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.
ادب نقطه قوت او نیست. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت شخص صحبت میشود.
همدلی نقطه قوت جک نیست. توضیح: فقط اینجا در مورد شخصیت جک صحبت میشود.
میتوانید ببینید که نقطه قوت جک تهدید بود. توضیح: اینجا menace به معنی تهدید یا خطر، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که نقطه قوت جک توانایی ا ...
می ترسم جغرافیا نقطه قوت من نباشد. توضیح: اینجا strong suit به معنی نقطه قوت یا چیزی که در آن خوب هستید، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که ...
محدوده دینامیکی هرگز نقطه قوت کوابوی جونکیز نبوده است.
شاید ترتیب تخریب مردان ایکسورا تصادفی بود؛ منطق نقطه قوت دکتر نبود.
در آن مرحله، ریاضیات صرفاً دنبال کردن مراحل و مراقبت از جزئیات است، نقطه قوت او.
پریدن روی سطح مرده نقطه قوت او بود، می فهمید؟