ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (١,٢٥٩)

بازدید
١,٢٥٠
تاریخ
١ ماه پیش
متن
Duff said he would be demanding a rematch.
دیدگاه
٢

تفاوت Rematch با Repeat در این است که در Rematch حتماً دو طرفِ متخاصم یا رقیب دوباره با هم وارد میدان میشوند تا برنده و بازنده مشخص شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Duff said he would be demanding a rematch.
دیدگاه
٢

بسته به متن، میتوان آن را به صورت های زیر ترجمه کرد: تکرار، در مواردی مانند مناظره یا رقابت های غیرورزشی، کلمه ی تکرار یا دوباره روبرو شدن مناسب تر ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Duff said he would be demanding a rematch.
دیدگاه
١

بسته به متن، میتوان آن را به صورت های زیر ترجمه کرد: بازی مجدد / تجدید مسابقه رایج ترین ترجمه در ورزش است ( زمانی که دو تیم یا ورزشکار دوباره با هم ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Duff said he would be demanding a rematch.
دیدگاه
١

واژه ی Rematch* در زبان انگلیسی به معنای برگزاری دوباره ی یک مسابقه، رقابت یا حتی یک بحث بین دو طرفی است که قبلاً با هم رقابت کرده اند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
In the rematch the Japanese won by two miles. So the American company fired the rower.
دیدگاه
١

در بازی مجدد، ژاپنی ها با اختلاف دو مایل پیروز شدند؛ بنابراین شرکت آمریکایی، قایق ران را اخراج کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The debate this week was a rematch of last year's.
دیدگاه
١

مناظره ی این هفته، تکرار ( بازی مجدد ) مناظره ی سال گذشته بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I hope to have my rematch someday.
دیدگاه
١

امیدوارم روزی بتوانم بازی مجددم را داشته باشم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The expected NBA Finals rematch between the Lakers and the Knickerbockers failed to materialize because New York was eliminated in the Eastern Conference round-robin.
دیدگاه
١

بازی مجدد مورد انتظار در فینال NBA بین لیکرز و نیکرباکرز محقق نشد، زیرا نیویورک در دور حذفی کنفرانس شرقی حذف شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The Valencia rematch is being held on the 25th anniversary of that match, which ended in a draw because officials feared for the health of both competitors.
دیدگاه
١

بازی مجدد والنسیا در بیست و پنجمین سالگرد آن مسابقه برگزار میشود؛ مسابقه ای که بدلیل ترس داوران از وضعیت سلامتی هر دو شرکت کننده، با تساوی به پایان ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The Warriors get another exhibition rematch on Thursday, when they take on the Hornets at Charlotte. . . .
دیدگاه
١

واریورز پنجشنبه در یک بازی دوستانه ی مجدد، در شارلوت به مصاف هورنتس میروند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
We await the rematch with interest.
دیدگاه
١

ما با علاقه منتظر بازی مجدد هستیم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
An Aikman-Turner rematch would be several years and a handful of concussions too late.
دیدگاه
١

بازی مجدد ایکمن و ترنر، چندین سال و تعدادی ضربه به سر ( ارتجاج ) دیر اتفاق می افتد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
In the rematch, the Packers may learn that Kevin Williams is more than willing to play a starring role.
دیدگاه
١

در بازی مجدد، پکرز ممکن است متوجه شوند که کوین ویلیامز بسیار مشتاق است تا نقش محوری ایفا کند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Both teams are preparing for the rematch.
دیدگاه
٢

هر دو تیم در حال آماده شدن برای بازی مجدد هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A rematch with Nigel Benn is no closer to being written into this year's domestic calendar.
دیدگاه
٢

برگزاری بازی مجدد با نایجل بن در تقویم مسابقات داخلی امسال، هنوز دور از دسترس است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
But at Stradey, at the rematch of last season's Cup finalists, Mr Wag's dictum was borne out again.
دیدگاه
١

اما در استریدی، در بازی مجدد فینالیست های جام فصل گذشته، گفته ی آقای واگز دوباره به اثبات رسید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Duff said he would be demanding a rematch.
دیدگاه
١

داف گفت که درخواست بازی مجدد ( تجدید مسابقه ) خواهد کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Stanford will face UCLA in a rematch.
دیدگاه
٢

استنفورد در یک بازی مجدد با یو سی ال ای ( UCLA ) روبرو خواهد شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I hope to have my rematch someday.
دیدگاه
١

آنها به شدت بر توصیه مشاوران حرفه ای خود تکیه ( اعتماد ) کردند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
An Aikman-Turner rematch would be several years and a handful of concussions too late.
دیدگاه
١

برپایی نظام سوسیالیستی، راه رسیدن به وضعیت ایده آل را برای ما گشود، و تبدیل این آرمان به واقعیت، نیازمند تکیه بر سخت کوشی ماست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
In the rematch, the Packers may learn that Kevin Williams is more than willing to play a starring role.
دیدگاه
١

کلینیک سلامت برای اداره دفتر و پاسخگویی به تلفن ها، به داوطلبان تکیه کرده است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The Warriors get another exhibition rematch on Thursday, when they take on the Hornets at Charlotte. . . .
دیدگاه
١

سرانجام فرزندتان خانه را ترک میکند تا بعنوان یک بزرگسالِ کاملاً مستقل، زندگی خودش را داشته باشد، اما در این فاصله، او به حمایت شما تکیه دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
We await the rematch with interest.
دیدگاه
١

این جمله کمی مبهم و غیرمعمول است؛ ( نباید برای آینده، فقط به آنچه لمس میکنیم ( مادیات/داشته های فعلی ) تکیه کنم )

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Both teams are preparing for the rematch.
دیدگاه
١

کارِ عادی با نگرشی غیرعادی، پاسخ به پرسش های ساده با تفکری جامع برای تصمیم گیری، نگریستن به مسائل از زاویه ای نو، و تحقق آرمان های دوردست با تکیه بر ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A rematch with Nigel Benn is no closer to being written into this year's domestic calendar.
دیدگاه
١

آنها برای دفاع از خود، کاملاً به همین چند سلاح محدود تکیه کرده بودند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
But at Stradey, at the rematch of last season's Cup finalists, Mr Wag's dictum was borne out again.
دیدگاه
٢

ما در دوران نوزادی، برای غذا کاملاً به دیگران وابسته ایم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Duff said he would be demanding a rematch.
دیدگاه
١

در طول زندگی، ما برای عشق، تحسین، احترام، حمایت اخلاقی و کمک به گروه های کوچکی از افراد تکیه میکنیم ( وابسته ایم ) .

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Stanford will face UCLA in a rematch.
دیدگاه
٢

او برای بقا، به زیرکی ذاتی اش تکیه کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Duff said he would be demanding a rematch.
دیدگاه
١

معنای اصلی کلمه Rely ( فعل ) تکیه کردن، اعتماد کردن، وابسته بودن به چیزی یا کسی.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Duff said he would be demanding a rematch.
دیدگاه
١

این فعل معمولاً با حرف اضافه on یا upon می آید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The debate this week was a rematch of last year's.
دیدگاه
١

Rematch یک اسم برای موقعیت های رقابتی است که دوباره تکرار میشوند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The Valencia rematch is being held on the 25th anniversary of that match, which ended in a draw because officials feared for the health of both competitors.
دیدگاه
١

مسابقه مجدد والنسیا در بیست و پنجمین سالگرد آن بازی برگزار میشود؛ بازی ای که چون مسئولان نگران سلامت هر دو رقیب بودند، با تساوی به پایان رسید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
In the rematch the Japanese won by two miles. So the American company fired the rower.
دیدگاه
١

در مسابقه مجدد، ژاپنی ها با اختلاف دو مایل پیروز شدند. بنابراین شرکت آمریکایی پاروزن را اخراج کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The debate this week was a rematch of last year's.
دیدگاه
١

مناظره این هفته، مسابقه مجدد ( تکرار ) مناظره سال گذشته بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
An Aikman-Turner rematch would be several years and a handful of concussions too late.
دیدگاه
١

مسابقه مجدد ایکمن - ترنر، چندین سال دیرتر و پس از چندین ضربه مغزی ( صدمه ورزشی ) بی فایده خواهد بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
In the rematch, the Packers may learn that Kevin Williams is more than willing to play a starring role.
دیدگاه
١

در مسابقه مجدد، پکرز ممکن است بفهمند که کوین ویلیامز بیش از حد مشتاق است که نقش اصلی را ایفا کند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I hope to have my rematch someday.
دیدگاه
١

امیدوارم روزی مسابقه مجدد خودم را داشته باشم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The expected NBA Finals rematch between the Lakers and the Knickerbockers failed to materialize because New York was eliminated in the Eastern Conference round-robin.
دیدگاه
١

مسابقه مجددِ مورد انتظار در فینال NBA بین لیکرز و نیکرباکرز محقق نشد، چون نیویورک در دور گروهی کنفرانس شرق حذف شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
But at Stradey, at the rematch of last season's Cup finalists, Mr Wag's dictum was borne out again.
دیدگاه
١

در استریدی، در بازیِ مجددِ فینالیست های جام فصل قبل، گفته ی آقای واگ دوباره ثابت شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The Warriors get another exhibition rematch on Thursday, when they take on the Hornets at Charlotte. . . .
دیدگاه
١

واریورز روز پنج شنبه یک مسابقه مجدد نمایشی دیگر دارند، زمانی که به مصاف هورنتس در شارلوت میروند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
We await the rematch with interest.
دیدگاه
١

ما با اشتیاق منتظر مسابقه مجدد هستیم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Stanford will face UCLA in a rematch.
دیدگاه
٢

استنفورد در یک مسابقه مجدد با UCLA روبه رو خواهد شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Both teams are preparing for the rematch.
دیدگاه
١

هر دو تیم در حال آماده سازی برای مسابقه مجدد هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A rematch with Nigel Benn is no closer to being written into this year's domestic calendar.
دیدگاه
٢

مسابقه مجدد با نایجل بن، به گنجانده شدن در تقویم مسابقات داخلی امسال نزدیک تر نشده است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Duff said he would be demanding a rematch.
دیدگاه
١

معنای اصلی کلمه Rematch ( اسم ) مسابقه مجدد، بازی تکراری ( بعد از یک بازی قبلی ) .

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Duff said he would be demanding a rematch.
دیدگاه
١

داف گفت که خواستار یک مسابقه مجدد خواهد بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The reification of the first type can be proved by evidences, but only by legal interpretation or value supplement, can we reify the second.
دیدگاه
١

واژه Registrable یعنی قابل ثبت بودن / میشود آن را بطور رسمی ثبت کرد، یا چیزِ ذهنی را مثل یک چیز واقعی و ملموس دیدن، و به یک مفهوم انتزاعی، حالت شیء د ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The issue of students'overloaded burden reflects the reification of children and the alienation of education.
دیدگاه
١

سنگین شدن بیش از حد درس و تکلیف دانش آموزان نشان میدهد با بچه ها مثل کالا برخورد میشود، نه انسان.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
His doctrine of reification is derived from the doctrines of the Marx, Max Web and Georg Simmel.
دیدگاه
١

نظریه اش درباره شیء واره سازی از مارکس، وبر و زیمل گرفته شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The reification of the first type can be proved by evidences, but only by legal interpretation or value supplement, can we reify the second.
دیدگاه
١

نوع اول را میشود با شواهد فهمید، ولی نوع دوم را فقط با تفسیر و برداشت میشود واقعی کرد.