پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٧٨٩)
واژه اسپانیایی : نابخرد, نادان, جاهل, ابله, احمق, ابلهانه, مزخرف, کند ذهن, نفهم, گیج, احمق, خنگ, دبنگ.
واژه فنلاندی : بار , ملا قات رسمی , حضار , مستمعین , شنودگان, عمومی , آشکار , مردم.
واژه فنلاندی : عمومی , معمولی , متعارف , عادی , مشترک , پیش پاافتاده , پست , عوامانه , : مردم عوام , عمومی , مشارکت کردن , مشاع بودن , مشترکا استفاده ...
واژه فنلاندی : بی مراقبت.
واژه فنلاندی : وابسته به همه جهان , بین المللی, جهانی , مربوط به سرتاسر جهان ( مخصوصا در مورد کلیساها گفته میشود ) , عام, کلی , عمومی , عالمگیر , جام ...
واژه فنلاندی : برون یابی کردن, تعمیم دادن , کلیت بخشیدن, استنتاج کردن , استنباط کردن , پی بردن به , حدس زدن , اشاره کردن بر.
واژه فنلاندی : ترفیع , ترقی , پیشرفت , جلو اندازی , ترویج.
واژه فنلاندی : عمومیت دادن.
واژه ایتالیایی : فروش , حراج.
فرانمائی، پشت نمائی، شفافیت، حالت زجاجی.
رسوخ کردن، سرتاسرسوراخ کردن، سرتاسر سوراخ شدن.
فرا آشکار، شفاف، روشن، آشکار، واضح.
پیوند شدنی، قابل برداشتن وکاشتن درمحل دیگری.
دستگاه گیرنده یا اداری که بمحض دریافت مخابره ای بطور خودکار آن را جواب میدهد.
قابل جابجا شدن، جابجا شدنی.
فرستنده و گیرنده.
ترادیسی، ترادیسیدن، تبدیل کردن.
دارای عدد اتمی بیشتر از اورانیم.
دارای عدد اتمی بیشتر از اورانیم.
سنجیدن ارزش برحسب معیار جدیدی، نوسنجیدن.
سنجیدن ارزش برحسب معیار جدیدی، نوسنجیدن.
قاعده ذوزنقه ای.
عضو فرقه ای از راهبان مرتاض اهل سکوت.
بند بازی، طناب بند بازی، ذوذنقه.
بند باز، آکروبات.
به کشتی یا وسیله نقلیه دیگری انتقال دادن.
روان زخم، ( طب ) ضربه، تصادم، اثر ضربت، ضغطه.
تیر، الوار، چهارچوب اسب بندی.
چک مسافرتی.
بورس تحصیلی شامل هزینه مسافرت و تحقیقات در خارج از محل خود.
فروشنده سیار.
درنرودیدن، سفر کردن مسافرت کردن، رهسپار شدن، مسافرت، سفر، حرکت، جنبش، گردش، جهانگردی.
سخنرانی درباره مسافرت.
عمل پیمودن، عمل طی کردن، پیمایش.
ارابه یا وسیله نقلیه قدیمی سرخ پوستان آمریکا.
خیانت آمیز، قابل ارتکاب خیانت، خائنانه.
خیانت آمیز، قابل ارتکاب خیانت، خائنانه.
اندوختنی.
خزانه داری.
اسکناس صادره از طرف خزانه.
طرف معامله، مذاکره کننده، طرف گفتگو.
علامت کلید G ( سل ) موسیقی.
بطور سه برابر، سه گانه، سه لا.
عدد یک با صفر بتوان.
( هنر وادب ایتالیا ) قرن چهاردهم میلادی.
محوطه درخت کاری جنگل ( برای استفاده تجارتی ) ، خزانه درخت.
درخت عرعر.
ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان.
ساخت درختی.
تشریح علمی درخت.