اسم کردی - صفحه 4
آمبولانس ( نگارش کردی
دختر
کردی بریوان
دختری که گوسفندان بازگشته از چراگاه را صدا میزند
دختر
کردی بریکار
وکیل ( نگارش کردی
پسر
کردی بزان
شکست دهنده، نام روستایی ( نگارش کردی
دختر
کردی بزوتنوه
حرکت، جنبش، کنایه از پیروزی آرام آرام ( نگارش کردی
پسر
کردی بزوین
محرک ( نگارش کردی
پسر
کردی بزین
نگا «بةزان» ( نگارش کردی
دختر
کردی بژار
وجین کردن، شمارش ( نگارش کردی
پسر
کردی بژدار
سهامدار، شریک، شریک ( نگارش کردی
دختر
کردی بژن
قد و بالا، قد و بالا ( نگارش کردی
دختر
کردی بژنا
دختر رعنا
دختر
کردی بژوار
زمین سرسبز، زمین سرسبز ( نگارش کردی
پسر
کردی بژول
نگا «برژانگ» ( نگارش کردی
دختر
کردی بژین
سلامتی و زندگی خوش
دختر
کردی بژیو
قوت، مایه زندگی، مایة زندگی ( نگارش کردی
دختر
کردی بورچین
مرغابی ماده ( نگارش کردی
دختر
کردی بورژین
زندگی طلایی
پسر
کردی بوژان
نمو کردن، شکوفا شدن، بةخود بالیدن ( نگارش کردی
پسر
کردی بوژانه
نام گیاهی با برگ های ریز، ( کردی، بیژان ) گیاهی دارای برگ های ریز و ساقه های دراز و گل های بور رنگ ...
دختر
کردی
طبیعت بوسیان
از قبایل ماد ( نگارش کردی
پسر
کردی بونخوش
خوشبو، خوشبو ( نگارش کردی
دختر
کردی بوندار
دارای بوی خوش، دارای بوی خوش ( نگارش کردی
دختر
کردی بوکان
زیبارویان، عروسها، نام شهری در کردستان ( نگارش کردی
دختر
کردی بوکبویانی
نو عروس، نو عروس ( نگارش کردی
دختر
کردی بوکین
خیمه شب بازی ( نگارش کردی
دختر
کردی بوین
خوشبو، خوشبو ( نگارش کردی
دختر
کردی بکیل
شخم زن ( نگارش کردی
دختر
کردی بی باک
با جرأت ( نگارش کردی
پسر
کردی بی بش
محروم ( نگارش کردی
پسر
کردی بی توش
همیشه سایه ( نگارش کردی
دختر
کردی بی چم
هیئت، سیما ( نگارش کردی
دختر
کردی بی خال
بی نشان ( نگارش کردی
دختر
کردی بی خم
آرامش ( نگارش کردی
دختر
کردی بی نور
دیدنی ( نگارش کردی
دختر
کردی بی وینه
بی نظیر ( نگارش کردی
دختر
کردی بی کس
تنها و بدون حامی ( نگارش کردی
پسر
کردی بیاره
نام روستایی ( نگارش کردی
پسر
کردی بهیز
نیرومند، قوی، نیرومند ( نگارش کردی
پسر
کردی بوار
محل عبور در رودخانه ( نگارش کردی
پسر
کردی بوبان
بةسوی بالا ( نگارش کردی
پسر
کردی بوتان
لهجةای در زبان کردی ( نگارش کردی
پسر
کردی بودیان
نام یکی از قبایل ماد ( نگارش کردی
پسر
کردی بورباش
از فرمانروایان کاسی ( نگارش کردی
پسر
کردی پرزین
پرچینی از گلهای ریز به دور باغات
دختر
کردی پرژان
کار
دختر
کردی پرشنگ
قطره های آب که پاشیده می شود
دختر
کردی پروشه
دانه های برف
دختر
کردی پریوه
پری خوب، بهتر و زیباتر، پری گونه، ( پری، وه = به، خوب، بهتر، زیباتر، شخص خوب و دارای اخلاق و رفتار ...
دختر
کردی پژال
جوانه نازک، شاخه های تازه روییده و ریز درختان، ( کردی، pižāl ) به معنی جوانه نازک، شاخه های ریز درخ ...
دختر
کردی
طبیعت پشتیسار
یاور، یاور ( نگارش کردی
پسر
کردی بفران
معصوم و پاک مانند برف، معصوم و روپاک مانند برف ( نگارش کردی
دختر
کردی بفرانبار
هنگام باریدن برف، نام اولین ماةزمستان، دی ماه ( نگارش کردی
دختر
کردی بفرین
برف و بوران
دختر
کردی بلار
آدم شوخ طبع، آدم شوخ طبع ( نگارش کردی
دختر
کردی بلالوک
آلوبالو ( نگارش کردی
دختر
کردی بلباس
به برخی عشایر کرد بلباس میگویند، بة برخی عشایر کرد بلباس میگویند ( نگارش کردی
پسر
کردی بلنجه
نوعی گل خوشبو وخوشرنگ، خرامان، صاحب خرام، نوعی گل خوشبو وخوشرنگ ( نگارش کردی
دختر
کردی
گل بلواژ
آبگینه ( نگارش کردی
دختر
کردی بلویر
نیلبک ( نگارش کردی
پسر
کردی بلیسه
لهیب، شراره ( نگارش کردی
دختر
کردی بلیمت
نابغه ( نگارش کردی
پسر
کردی بلین
عهد، قرار، قرار ( نگارش کردی
دختر
کردی بنار
دامنةکوةکه رو به دشت است ( نگارش کردی
پسر
کردی بناز
نازنین، نازنین ( نگارش کردی
دختر
کردی بنان
سرانگشت، انگشت، ( اعلام ) غلامحسین بنان [، شمسی] خواننده ی ایرانی، فرزند کریم خان بنان الدوله بود، ...
پسر، دختر
عربی، کردی
مذهبی و قرآنی بناو
نوعی درخت محکم و سخت کة بة خاطر سنگینی به زیر آب فرو میرود ( نگارش کردی
دختر
کردی بناوان
کدبانو، خانه دار، خانةدار ( نگارش کردی
دختر
کردی بنتا
نو نهال
دختر
کردی پولا
فولاد
پسر
کردی تاویار
نگهبان آتش
پسر
کردی باوشین
پنکه، بادبزن ( نگارش کردی
دختر
کردی باوند
نام پسر شاپور اسپهبد طبرستان، ( اَعلام ) ) نام پسر شاپور اسپهبد طبرستان که نسبت خود را به کیوس براد ...
پسر، دختر
فارسی، کردی باوین
صاحب، از قبایل پراکندةکرد ( نگارش کردی
دختر
کردی باکوت
میوةایی که توسط باد ریختة باشد ( نگارش کردی
دختر
کردی باکور
شمال ( نگارش کردی
پسر
کردی بایخ
پایداری، ارزش، قدر، قدر ( نگارش کردی
دختر
کردی بایزید
با ایمان، مومن، مۆمن، نام عارفی مشهور کرد زبان «بایزید بسطامی»، نام شهری درکردستان ( نگارش کردی
پسر
کردی بایف
بادام ( نگارش کردی
پسر
کردی بتام
خوشمزه ( نگارش کردی
پسر
کردی بتاو
سریع ( نگارش کردی
پسر
کردی بتمان
نام رودخانةای در کردستان ( نگارش کردی
دختر
کردی بتین
پرحرارت، قدرتمند، قدرتمند ( نگارش کردی
دختر
کردی بجرگ
کنایه از آدم بیباک وشجاع ( نگارش کردی
پسر
کردی بچکول
کوچک ( نگارش کردی
دختر
کردی بختان
بد شانسی ( نگارش کردی
دختر
کردی بختوان
مدینه فاضله، مدینه فاضلة ( نگارش کردی
دختر
کردی بختور
بهروز، کامران، دارای روزگار خوش، دارای روزگار خوش ( نگارش کردی
دختر
کردی بختیاری
خوشبختی، کامرانی، یکی از تیرةهای بزرگ کرد لرستان، یکی از لهجةهای زبان کردی ( نگارش کردی
پسر
کردی بیستان
جالیز، جالیز ( نگارش کردی
دختر
کردی بیستون
محل عبادت خدا، خانه یا کاخی کةدرآن ستون نباشد، محل و کوهی سنگی نزدیک کرمانشاه که فرهاد برای رسان ...
پسر
کردی بیسو
بی گمان، کمینگاه شکارچی، کمینگاه شکارچی ( نگارش کردی
دختر
کردی بیشو
بی حد، بی اندازه، بی اندازه ( نگارش کردی
دختر
کردی بیگ رد
بدون رقیب، کنایه از بسیار زیبا، کنایه از بسیار زیبا ( نگارش کردی
دختر
کردی بیلاش
مفقود الاثر ( نگارش کردی
پسر
کردی بیلو
جویبار کوتاه مدت ( نگارش کردی
دختر
کردی بینر
بیننده ( نگارش کردی
پسر
کردی بینیار
بیننده، بیننده ( نگارش کردی
دختر
کردی بیور
بی بهره، عدد میلیون در ریاضی ( نگارش کردی
دختر
کردی بیوی
انسان بی آزار، سلامت ( نگارش کردی
دختر
کردی بیکژ
هموار، صاف ( نگارش کردی
دختر
کردی