اسم کردی - صفحه 7
محل امن و پناهگاه
دختر
کردی کاژین
سرچشمه زندگی
دختر
کردی کالین
دختری جوان با مو و روی روشن
دختر
کردی کامشاد
آرزوی شاد، مرکب از کام ( خواسته، آرزو ) + شاد
پسر
کردی، فارسی کاندیش
اندیشه
پسر
کردی کانیلان
دره پر از چشمه
دختر
کردی کاوان
صخره، کاویان، منسوب به کاوه
پسر
کردی، فارسی فرمیسک
اشک چشم
دختر
کردی فلکناز
آن که موجب نازش آسمان است، بسیار زیبا، فلک ( عربی ) + ناز ( فارسی )، نام ندیمه شیرین همسر خسروپرویز ...
دختر
کردی، عربی، فارسی میرکو
کوه بزرگ
پسر
کردی میشواک
منطقه ای در کردستان
پسر
کردی کجیر
رهبر و پیشوا
پسر
کردی کژین
جامه ابریشمی یا ابریشم
دختر
کردی کلارا
نور چشم، نام راهبه ای ایتالیایی
دختر
کردی، فرانسوی کواژین
باهم زندگی کردن
پسر
کردی گوران
نام یکی از طوایف کرد
پسر
کردی گولی
یک گل ( نگارش کردی
دختر
کردی گیسیا
دارای گیسوان بلند و سیاه
دختر
کردی گیوا
جذاب، گیرا، فریبنده و دلبر، دلربا، ( کردی ) ( گیو = جذاب و گیرا، ا ( پسوند نسبت ساز ) )، به معنی گی ...
دختر
کردی، فارسی لارا
پری دریایی، ناز، ظریف
دختر
ترکی، کردی ناریا
قاصدک
دختر
کردی لانیا
آشیانه خوشبختی
دختر
کردی لاهور
یکتا
پسر
کردی لاویا
نوازش شده
دختر
کردی لیزان
نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران، ( اَعلام ) نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران و هم اکنون بخشی از ...
دختر
کردی، فارسی ناژو
درخت کاج، صنوبر، درختی از نوع کاج و سرو که چوب آن مناسب سوزاندن است، ( در قدیم ) ( در گیاهی ) کاج
دختر
کردی
طبیعت ناسیکو
شکست ناپذیر
پسر
کردی مدیار
همیار و دوستدار قوم ماد
پسر
کردی ماسا
زیبا و درخشنده مثل ماه
دختر
کردی کوچیار
یار کوتاه قد، یارکوتاه قد ( نگارش کردی
دختر
کردی کورداک
پرش کننده
پسر
کردی کوژیر
دانا و عاقل
پسر
کردی کوژین
همه زندگی
پسر
کردی کوشانه
بانوی تلاشگر، مونث کوشان، دختر ساعی، بانوی تلاشکر
دختر
کردی، فارسی کویستان
کوهستان
دختر
کردی یارسان
همراهی و پیروی از سلطان
پسر
کردی نشمین
دختر زیبارو و خوش اندام
دختر
کردی مةترا
باران
دختر
کردی نوژیان
زندگی نو
دختر
کردی نیان
رفیق، شریک زندگی
دختر
کردی مهرآوین
ترکیب دو اسم مهر و آوین ( محبت و عشق )
دختر
کردی، فارسی نیچروان
شکارچی
پسر
کردی نیشا
نشانه
دختر
کردی نیهان
پنهان
دختر
ترکی، کردی نیوزار
از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی
پسر
کردی، فارسی
تاریخی و کهن هاژان
صدای آبشار
دختر
کردی هالین
آشیانه و خانه
دختر
کردی هانه
چشمه، تحریک، اینک، اینها، اینهاشان
دختر
کردی هانو
یاری دهنده
پسر
کردی هانیس
چشمه
دختر
کردی هاوار
فریاد
پسر
کردی مهژین
ماه زندگی
دختر
کردی هاوره
همراه
پسر
کردی هاوری
یار و یاور
پسر
کردی هاورین
به نرمی و لطافت ابر
دختر
کردی هاوژین
همدم و یار زندگی
دختر
کردی هاویار
یار و یاور
پسر
کردی هاوین
تابستان
دختر
کردی هایکا
آرام، مرموز، از اسطوره های کردستان
پسر
کردی هایین
هستی، وجود
دختر
کردی هتاو
خورشید و آفتاب
دختر
کردی هریاد
همیشه در خاطر
پسر
کردی هژین
زندگی جاویدان
دختر
کردی هستنوه
قیام تودةمردم ( نگارش کردی
دختر
کردی هفال
رفیق ( نگارش کردی
پسر
کردی هفدن
وزن شعر ( نگارش کردی
دختر
کردی هفیان
آرام گرفتن، آرام گرفتن ( نگارش کردی
دختر
کردی هگبه
رةآورد، هدیةسفر، خورجین ( نگارش کردی
دختر
کردی هلاله
گلی زرد رنگ خوشبو، آلالة، جارزدن، با خبر ساختن ( نگارش کردی
دختر
کردی
گل هلبژارده
انتخاب شده ( نگارش کردی
پسر
کردی هلبژیر
انتخاب کننده ( نگارش کردی
پسر
کردی هلبست
شعر ( نگارش کردی
پسر
کردی هلپرین
رقصیدن، رقصیدن ( نگارش کردی
دختر
کردی موراشین
مروارید آبی
دختر
کردی هلدیر
آبشار، آبشار ( نگارش کردی
پسر
کردی
طبیعت هلگر
بردارندة، حامل، بلند نگةدارنده ( نگارش کردی
پسر
کردی هلگورد
بهترین جلودار ( نگارش کردی
پسر
کردی هلمت
حمله، هجوم ( نگارش کردی
پسر
کردی هلموت
کنایه از کوهی که صعود به آن دشوار است ( نگارش کردی
پسر
کردی هلو
عقاب ( نگارش کردی
پسر
کردی هلورین
ریختن چیزی از بالا به پایین ( نگارش کردی
پسر
کردی هلکو
کوه کوچک، تپه، کوةکوچک، تپه ( نگارش کردی
پسر
کردی هلکوت
فرصت، وقت ( نگارش کردی
پسر
کردی هموند
اعضاء ( نگارش کردی
دختر
کردی هنار
مانند انار زیبا، انار ( نگارش کردی
دختر
کردی هناس
نفس
دختر
کردی هناسه
نفس
دختر
کردی هناو
زهره، شجاعت، شجاعت ( نگارش کردی
دختر
کردی هنرمند
آن که توانا در خلق آثار هنری است، آن که دارای مهارت و فنی است، ( در قدیم ) آن که دارای فضل و کمال ی ...
پسر
فارسی، کردی هوار
قشلاق، خیمةسلطان در قشلاق ( نگارش کردی
پسر
کردی هوال
رفیق، خبر، رفیق ( نگارش کردی
پسر
کردی هوتخش
صنعت گر ( نگارش کردی
پسر
کردی هوراز
دوست صمیمی، دوست صمیمی ( نگارش کردی
پسر
کردی هورامان
منطقةایی در کردستان نزدیک ( نگارش کردی
پسر
کردی هوژان
زیرک و یادگیر
دختر
کردی هوژین
آموختن، آموختن ( نگارش کردی
دختر
کردی هوسکر
شنزار، کویر ( نگارش کردی
پسر
کردی هوگر
انس گرفتن، عادت کردن، عادت کردن ( نگارش کردی
پسر
کردی هولان
چوگان بازی ( نگارش کردی
پسر
کردی هوما
مرغ سعادت، فرخنده، فرخنده ( نگارش کردی
دختر
کردی