اسم کردی - صفحه 5

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

پاپک/papak/

استوار، از شخصیتهای شاهنامه، پدر کوچک، نام دلاور ایرانی، پسر ساسان موبِد معبد آناهیتا و پدربزرگ ارد ...


پسر

کردی، فارسی

تاریخی و کهن
پادار/padar/

ثابت، ثابت ( نگارش کردی


پسر

کردی
پاداش

جزا، اجر کار خوب، مکافات نیکی ( نگارش کردی


پسر

کردی
پاداشت

جزا ( نگارش کردی


پسر

کردی
پادشا

حاکم ( نگارش کردی


پسر

کردی
پاره وان

بانک ( نگارش کردی


پسر

کردی
پاره یار

کارمند بانک ( نگارش کردی


پسر

کردی
پرزین/parzin/

پرچینی از گلهای ریز به دور باغات


دختر

کردی
پرژان/parzhan/

کار


دختر

کردی
پایار/pāyār/

سال گذشته، پار، ( در کردی ) پایدار، سربلند، مقاوم


پسر

کردی، فارسی
پشتیسار/poshtisar/

یاور، یاور ( نگارش کردی


پسر

کردی
آریتما/aritma/

نام یکی از سران ماد


پسر

کردی
آریز

نام کوهی در مسیر مریوان به سنندج


پسر

کردی
آریشن/ārišan/

معنوی، مینوی


پسر

کردی
ارینا

آرینا، آریایی نژاد، از نسل آریایی


دختر

کردی، فارسی
آریوان/arivan/

نگهبان اتش


پسر

کردی
آریوس/arius/

خورشید


پسر

کردی
پولا

فولاد


پسر

کردی
تافگه/tafge/

آبشار


پسر

کردی

طبیعت
تاویار/tavyar/

نگهبان آتش


پسر

کردی
تایان/tayan/

پرستار، دایه


دختر

کردی
تروسکه/truske/

درخشان و نورانی


دختر

کردی
توشیار/tushyar/

دچار، روبرو شدن


پسر

کردی
تووشیار/tuvšyār/

خورشید، اشعه ی خورشید، برخورد و ملاقات، ( کردی، tušyār )، به معنی خورشید


دختر

کردی

طبیعت
تیروژ/tirozh/

پرتو و درخشش خورشید


دختر

کردی
تیریژ/tirizh/

پرتو


پسر

کردی
تیشکو/tishko/

پرتو نور


پسر

کردی
تینو/tino/

تشنه


پسر

کردی
جانام

ضمیر دستوری ( نگارش کردی


دختر

کردی
خوشناو/khošnāv/

خوشنام، نیک نام، ( کردی )، نوعی انگور سیاه دانه بزرگ، ( اعلام ) نام یکی از طوایف کرد در ناحیهی چقلا ...


پسر

کردی
دادیار/dadyar/

حامی قانون، مجری عدالت، مجری عدالت ( نگارش کردی


پسر

کردی
داژو/dazho/

داغ و گرم


پسر

کردی
داژیار/dāžyār/

روزی، قدرت، قوت


پسر

کردی
دامینه/dāmine/

( مجاز ) زیبا، جاری و روان، [دامین ( کردی ) = دامن، دامنه ی کوه، ه ( پسوند نسبت ) ] ( به مجاز ) زیب ...


دختر

کردی، فارسی
دانژه/danzhe/

غنچه گل نیمه باز


دختر

کردی
دایراک/dayrak/

مادر سر سخت، مادر حضرت سلطان اسحاق


دختر

کردی
پرشنگ/parshang/

قطره های آب که پاشیده می شود


دختر

کردی
پروشه/poroshe/

دانه های برف


دختر

کردی
بورباش

از فرمانروایان کاسی ( نگارش کردی


پسر

کردی
رادمین/radmin/

جوان مرد کوچک، بخشنده


پسر

کردی
رازان/rāzān/

اسرار، رموز، ( مجاز ) رمزگونه، ( اعلام ) نام چند روستا و مکان در شهرستان های بروجرد، خرم آباد و محل ...


دختر

کردی، فارسی
رازیما/razima/

راز ما


دختر

کردی
راژانه/rāžāne/

نام گیاهی داروئی، رازیانه


دختر

کردی

طبیعت
راژور/rāžvar/

جای بالا در مجلس، حاکم، فرمانروا، ( کردی )


پسر

کردی
راژیس/razhis/

درستکارترین و شایستە ترین


دختر

کردی
راسان/rasan/

دوباره برخواستن و کوهستان


پسر

کردی
درتا/dorta/

مانند مروارید، همتای دُر، در ( عربی ) + تا ( فارسی ) مانند در


دختر

کردی، عربی، فارسی
درجان/dorjan/

مروارید جان


دختر

کردی، عربی
درسین/dorsin/

مروارید آسمان


دختر

کردی، عربی
دژان/dezhan/

قلعه مستحکم


پسر

کردی
دلاوا/delava/

بخشنده


دختر

کردی
دلرفین/delrefin/

دلربا


دختر

کردی
دلسان/delsan/

دل فریب


دختر

کردی
دلوان/delvan/

دختر مهربان


دختر

کردی
دلوفان/delofan/

مهربان


دختر

کردی
دلووان

مهربان، دختر مهربان، بانوی با محبت


دختر

کردی
دلوین/delvin/

رباینده دل و عشق


دختر

کردی
دلین/delin/

مطمئن، آرام دل، آسوده


دختر

کردی
دلینا/delina/

مطمئن، آرام دل، آسوده


دختر

کردی
دیا/diya/

نور چشم


دختر

کردی
دیاری/diyari/

کادو، هدیه


دختر

کردی
دیلا/dila/

گندم زیبا و طلایی


دختر

کردی
جوآنا/joana/

دختر زیبا


دختر

کردی
جیهان/jayhān/

کیهان، جهان، گیتی، ( اَعلام ) نام دختر شاه جهان از سلسله ی تیمور لنگ که به تصوف و زیبایی مشهور بوده ...


دختر

کردی، عربی

تاریخی و کهن، کهکشانی
چاوان/čāvān/

چشم ها


دختر

کردی
چاوه/chave/

عزیز


پسر

کردی
چاویار/chavyar/

ناظر، نگهبان


پسر

کردی
چرو/cheru/

جوانه درخت، شکوفه برگ


دختر

کردی
دیمن/diman/

دشت


پسر

کردی
دیمه/dime/

روی، رخسار، چهره، روشنی، روی و رخساره، روشنی باران و شبنم، ( در کردی ) نیز چهره


دختر

کردی، عربی
رابر/rabar/

پیشوا و رهبر


پسر

کردی
رابین/rabin/

معتمد


پسر

کردی
راهین/rahin/

آموزنده


دختر

کردی
راویژ/ravizh/

تدبیر


پسر

کردی
رایبد/ray-bod/

دانشمند، حکیم، دانا، به ضم ب، خداوندگار خرد، مرکب از رای به معنای دانش و خرد و بد پسوند ملکیت


پسر

کردی، فارسی
ربن

یکدست یک اندازه ( نگارش کردی


پسر

کردی
ربین/rabin/

راه شناس


پسر

کردی
پریوه/parivah/

پری خوب، بهتر و زیباتر، پری گونه، ( پری، وه = به، خوب، بهتر، زیباتر، شخص خوب و دارای اخلاق و رفتار ...


دختر

کردی
پژال/pežāl/

جوانه نازک، شاخه های تازه روییده و ریز درختان، ( کردی، pižāl ) به معنی جوانه نازک، شاخه های ریز درخ ...


دختر

کردی

طبیعت
سم کو/semko/

نام سرکرده ایلی از کردها به نام شکاک


پسر

کردی
چوک/chok/

چشمه


دختر

کردی
چیا/chia/

کوهستان بلند، کوهستان، کوه


دختر، پسر

کردی

طبیعت
چیاوا/chiyava/

نگهبان کوه


پسر

کردی
چیاوان/chiavan/

مانند آب و باران زندگی بخش و گوارا


دختر

کردی
چیاکو/chiako/

کوه کوچک


پسر

کردی
رزگار/rezgar/

رستگار


پسر

کردی
رژان/rozhan/

کسی که چشم های شهلا دارد، روژان، روزها ایام


دختر

کردی
خاوین

پاک سرشت


پسر

کردی
سوزیار/sozyar/

یار دلسوز و عاشق


دختر

کردی
سولاف/solaf/

آبشار، آبشارکوچک


دختر

کردی
سولین/sulin/

غنچه تازه شکفته


دختر

کردی

طبیعت
سیامند/siyamand/

نام کوهی است


پسر

کردی
شاخوان/shakhvan/

مرد کوه نشین


پسر

کردی
شارو/sharo/

بازمانده یا پنهان


پسر

کردی

پرنده
شالیار/šālyār/

همدم شاه، شهریار، ( اعلام ) ( = پیر شهریار، پیر شالیار ) نام پیری در اورامان از مغان زردشتی موسوم ب ...


پسر

کردی
شاوه/shave/

نام نوعی پرنده


دختر

کردی

پرنده
شاکو/shako/

شاه کوه ها


پسر

کردی
شایار/shayar/

یار پدر، وزیر ( نگارش کردی


پسر

فارسی، کردی
شاین/šāyen/

شاهدانه، بر وزن فاعل


دختر

کردی
شپول/shapol/

موج آب


پسر

کردی



برچسب ها

اسماسم پسراسم دختراسم پسر کردیاسم دختر کردی