چاوان

فرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

چاوان. ( نف ، ق ) در حال چاویدن. بانگ کنان مرغی از دوری فرزند یااز بیم و جز آن. چاوچاوان. رجوع به چاوچاوان شود.
و رجوع به چاو شود.

فرهنگ فارسی

چاو چاوان . در حال چاویدن . بانگ کنان مرغی از دوری فرزند یا از بیم و جز آن .

فرهنگ عمید

۱. بانگ کنان.
۲. ناله کنان.

دانشنامه عمومی

چاوان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان سردصحرا بخش مرکزی شهرستان تبریز واقع شده است. این روستا ۱۷۲۹ نفر جمعیت دارد. [ ۱]
عکس چاوان

چاوان (ظرف). چاوان ( به ژاپنی: 茶碗 Chawan ) به معنی «کاسه چای»، کاسه ای است که برای تهیه و نوشیدن چای استفاده می شود. انواع مختلفی از چاوان در مراسم های چای شرق آسیا استفاده می شود. انتخاب استفاده از آنها بستگی به ملاحظات بسیاری دارد.
این نوع ظرف از سرامیک درست میشود و دسته ندارد
عکس چاوان (ظرف)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

چاوان: čāvān - نام دخترانه، واژه کردی
( ( گوشزد: واژه کردی دیگری که با آن همسان است: چیمان! ) )
نام یکی از دهستان های تبریز که در روستای "سردصحرا" جای دارد!
در ژاپنی: کاسه ای برای نوشیدن چای
...
[مشاهده متن کامل]

.
چاو: چشم، دیده، نظر، نگر -
سرچشمه، معدن، منبع، منشا -
فاش، آشکار، روشن، بی پرده، نمایان، هویدا -
انگیزه، سبب، فَرنود ( دلیل ) ، بُرهان ( پَروَهان! ) ، چَمراس!
.
ان: در اینجا پسوند اسم ساز و چشمگیر و برتری دهندگی
.
مینو ( معنی ) : عجیب، نادر، کمیاب، نایاب، دست نیافتنی! -
ایده آل، ( فرانسوی: ideal ) ، دلخواه، آرمانی، رویایی - پسندیده، خوشایند، دلچسب، دلپذیر، دلپسند، دلنشین -
تماشایی، دیدنی، چشمگیر، چشمنواز، شاهکار، کولاک، معرکه، شگفت آور، حیرت انگیز، خفن، چَنیم! -
یکتا، بی همتا ( بیتا ) و مانند، یگانه، خاص، ویژه، منحصر به فرد، یه چیزه دیگس!، تنهاوَش! -
آن که ظاهر و باطنش مانند آب، زُلال و روشن است، شفاف مانند آب ( آبگینه: شیشه، آیینه ) ، رو راست، یکدل، یکرنگ، راستین ( صاف و صادق ) ، بی شیله پیله، بی غل و غش -
دارنده ماه، ماه پیشونی، ماهرُو، ماهرُخ -
دوست داشتنی، خواستنی، عزیز دل، نازنین، نورچشمی!، عزیز دُرّ دانه ( عزیز دُرّ دونه ) ، سوگلی -
بامزه، شیرین، بانمک، تو دل برو - خوشمزه، جیگر، خوشمل! -
زیبارُو، خوشچهره، خوشگل ( خوشمَل ) ، خوش بَر و رُو، سیمین سیما، تابناک، ماه تابان، مهتاب! -
جنگجوی خوش سیما، جنگاور خوش بر و رو، توانمند جذاب، نیرومند گیرا، شیرزن کاریزما دار! -
بشارت دهنده، نوید بخش، خوش خبر -
گرمابخش، دلگرمی، امیدوار کننده، خوش بین ( مثبت اندیش ) ، نیک نظر، چیمان!

چاوان
منابع• https://fa.wikipedia.org/wiki/دهستان_سردصحرا• https://fa.wikipedia.org/wiki/چاوان_(ظرف)
اسم کردی ، ایهام دارد.
عزیز مثل چشم، کسی که چشمان زیبایی دارد.
چاوان ( Chawan ) در زبان ژاپنی به معنی کاسه چای هست